تو چشم بودن چ تو جمع هشت نفره چ تو جمع ۸۰ میلیون نفره هنیشه ترسناکه بقیه کشورا رو نمیدونم ولی تو ایران ک خییییییییلی ترسناکه تا دیروز یکی مثل قیاسی و مثل فرشته ها برده بودن بالا امروز مثل چی میزننش زمین بابا شاید اگه یکم جوگیرانه رفتار نکنیم اوضاعمون بهتره شه ما دوست داریم همه چی صفر و صد باشه از ۰ ...
دورانِ داد خواهیِ و بیداد کافی است لطفا سکوت ، این همه فریاد کافی است لطفا سکوت ،پرده ی گوش جهان ما از هم دریده ، دست مریزاد، کافی است عشق و جنون نداد بجز اشک و خون ثمر جمع میان باقیِ اضداد کافی است از من نخواه معترف عشق تو شوم یک آن نگاه ما بهم افتاد کافی است از بند دل سپردن ِبی جا به این و آن انگش ...
بعضی آدمها اکثر اوقات سردرد دارند، بعضیها معدهدرد و من؟ بدن من معده را انتخاب کرده ولی سیستم حالت تهوعش را. برای هر عکسالعمل و واکنشی سراغ حالت تهوع میرود، انگار شده گزینه در دسترس. از صبح احساس میکردم معدهم کمی ناخوش است تا الان که فهمیدم واقعا ناخوش است. دراز کشیدهام و دارم فکر میکنم مسمو ...
بابت بستن همهی شبکه اجتماعیها ...
دوستم که ظهر میپرسید چه دوست دارم و چه میخورم. شب آمد و گرانولای موردعلاقهام را پیدا کرده بود. گفت: دلم برایت تنگ شده بود و دوست داشتم چیزی برایت بیاورم. چقدر دلگرم کنندهاند این محبتهای بیچشم داشت. یادم است در روزهای بعد از جنگ توییتی زده بودند که: روابطتون با دوستاتون توی این مدت چطور شده؟ م ...
ادب مدرک نیست! ادب لباس گران پوشیدن نیست، ادب بالای شهر زندگی کردن نیست! ادب ماشین خوب داشتن نیست، ثروت و مدرک ادب نمی آورد، ادب در ذات آدمهاست که با تربیت و آموزش صحیح به بار می نشیند، ادب یعنی به همسرت امنیت، به فرزندت محبت به پدر و مادرت خدمت و به دوستانت شادی را هدیه کنی، و معنای #آدمیت را درک ک ...
بهم گفتن بری خونه جدید و ازشون فاصله بگیری، خیلی چیزا عوض میشه و از اینجا خوشت میاد... رفتیم خونه جدید و هیچی عوض نشد... گفتن بچهدار بشی سرگرم بچه میشی مجبور میشی به خاطر بچه از خونه بزنی بیرون و میبینی شهر بدی نیست خیلی داره پیشرفت میکنه و امکانات داره، بچهدار شدم و هیچی بهتر که نشد هیچ، بدتر ه ...
سازا تصمیم گرفته بود امروز بیاید اینجا و میرزا قاسمی درست کند.به همین خاطر دیشب پیامک فرستاد که: - از اقلام زیر کدام را داری؟ - تخم مرغ - گوجه فرنگی - بادمجان - پیاز جواب دادم: - تخم مرغ بعد امروز ساعت ده و نیم زنگ زد و بجای سلام و علیک گفت: - ببخشید صحرای آفریقا؟ - بله بفرمایید - ببین می دونم نون د ...
سه شنبه امتحان شیمی دادم و از اون روز هیچی نخوندم چهارشنبه امتحان زیست دارم امشب دیگه این حس لعنتی بی انگیزگی و بی حوصلگی رو گذاشتم کنار و یه پارت از ویدئو زیستمو دیدم شروع خوبی بود این روزها مدام سرم درد میکنه و مدام خوابم میاد امروز صبح هشت و نیم بیدار شدم و کاری هم نکردم به جز همون یکم زیست خوندن ...
ناراحت بود ازم اما نه زیاد. اندازه تیرگیِ آبیِ ناخنهاش. توی بالکن پاهامو به سمت خیابون 15 خرداد رها کرده بودم. داشتم پلیسا رو نگاه میکردم و نفسهای سردترین شبِ هفته رو میخوردم. با اشتها! انگار دیگه فردا قرار نیست نفسی باشه! گفت "نمیخوای بس کنی؟ نمیخوای پاشی؟" سرم به سمت پایین خم شد و ارتفاع رو چک ک ...