خدا میدونست ما قراره امروز آب نداشته باشیم دیشب برف رو بهمون هدیه داد....  ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

Forwarded From دو دنیا۱.بعد از حدود یک ماه تلگرامم بالا امد.انبوه نوشته های کانال هایی که دوستشان دارم را باید بخوانم.پیام های پرمهر کسانی که حالم را پرسیده اند باید جواب بدهم.و باید چیزی بنویسم.انگار زندگی برای من با نوشتن ادامه پیدا میکند و رنج حوادث را تنها با نوشتن می توانم لحظه ای زمین بگذارم.۲ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

Forwarded From _lettersto_‏«چطور می‌شود میزان درد و رنج جسمی یا روحی را اندازه گرفت؟ یا به چه کیفیتی می‌توان فعالیتِ غدد اشکی انسان را برآورد کرد؟ چه کسی دانه‌های اشکمان را، وقتی که نصفه شب‌ها گریه می‌کنیم، می‌تواند بشمارد؟»• سیمای زنی در میان جمع / هاینریش بل@letterssto ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

من تو را دوست دارم تا پیوند داشته باشم با خدا، با زمین، با تاریخ، با زمان با آب، با مزرعه با کودکانِ خندان با نان! با دریا، با صدف‌ها و کِشتی‌ها با شعر که ساکنش هستم با زخم که در من زندگی می‌کند!   تو آن وطنی هستی که به دیگران هویت می‌دهد و کسی که تو را دوست ندارد بی‌وطن است!   نزار قبانی ترجمه از ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

Forwarded From سَبيدواون قسمت فلیبگ که دوتا آدم بستری شده توی مرکز درمانی سیگار میکشیدن و با هم حرف میزدن، یکیشون میگفت من میخوام برگردم پیش خانواده‌م و مراقبشون باشم و اون یکی میگفت من فقط میخوام بتونم گریه کنم، مدام گریه کنم ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

Forwarded From Hαмιd ѕαlιмιدر میدان ونک به طرز احمقانه‌ای پاچه‌ی یک سرباز را گرفتم، فقط چون لباس نظامی تنش بود. بچه‌ای حدودا هم‌سن بردیا. برگشتم پیدایش کنم و دلجویی کنم، رفته‌بود... روی سکویی نزدیک بیمارستان نشستم و چهاربار فیلم مادر حامد دلدار را نگاه کردم و گریه کردم. هربار که آخ حامد می‌گوید و صد ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

Forwarded From آن‏«ساحت گور تو سروستان شد‏ای عزیز دل من‏تو کدامین سروی؟»‏- هوشنگ ابتهاج.‏⁧ #یادخنجراست@monadchannel⁩ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

سایفون رو میارم، می زنم وصل بشه و به کارام ادامه میدم. وقتی وصل میشه هرچی فک می کنم یادم نمیاد چیکار داشتم باهاش. و چون سرعت رو کند کرده دوباره قطعش میکنم.  و این روند ادامه داره!   پ.ن: گرفتاری شدیما :) ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

Forwarded From مَد۱۳ بهمن ۰۴زندگی مثل داستان است. معنای هر صحنه را صحنه‌های بعدی تعیین می‌کند. اینکه روی کاغذ نوشتی «فوقش می‌میرم»، می‌توانست بعدا یک شوخی دوتایی بامزهٔ ما باشد. جای زخم جراحی می‌توانست یک رد صورتی خفیف روی قفسهٔ سینه‌ات باشد که تو را به یاد موهبت زنده ماندن بیندازد. و ونتیلاتور و لو ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

پرسید: چگونه ای؟  چگونه است حال دختری که یک روز درمیان از پدرش آرزوی مرگ بشنود؟؟؟  ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید