عده ای هستن که فکر میکنن اگر امریکا کشور رو بگیره گل و بلبل میشه....  نمیدونم میدونن استعمار چیه؟ سرباز امریکایی با لگد در خونه هاشونو نشکسته عزیزانشون رو از مو بگیره بکشه بیرون که از قدرت و اقتدار امریکا حرف میزنن...:)  ظاهرا عراق و افغانستان رو ندیدن...  همه داغدار هموطن های کشته شدنیم. هممون پای ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

Forwarded From روزنگار خانم شين (Sheyda Etemad)▫️«کسی که می‌خندد، هنوز خبر هولناک را نشنیده‌است.» وضعیت فعلی ما اگر قابل توصیف با کلمات باشد، به معنی واقعی «مسمومیت با اخبار» است. من مدتها بود که صبحهایم را با اخبار و تلفنم شروع نمی‌کردم. اول می‌رفتم سراغ بنفشه‌ها، بعدم گربه‌ها و قهوه. حالا ولی اول ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

Forwarded From تلخ همچون چای سرد (Atiye Mirzaamiri)از نوشته‌های بدون فکر و درهم برهم که نمی‌دانم می‌شود ارسال می‌شود یا نهتاکسی که در ترافیک روی پل سیدخندان گیر می‌کند، چشم می‌اندازم به واحدهای ساختمان‌هایی که کنار پل هستند. از بین تمام آن واحدهای تجاری، یک خانه‌ی قدیمی هست که همیشه چراغش روشن است. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

چقدر این آهنگ عجیبه... انسانی رو برام تداعی می‌کنه که هرچی رفته نرسیده. دائم به در بسته خورده...و الان جایی بین زمین و آسمان، معلق، راه گم کرده، بی هویت، داره فریاد می‌کشه. فریاااااااد. التماس. عصیان. انسانی که علیه همه چیز شورش کرده. همه چیز حتی خودش. و حالا دنبال خودش می‌گرده.   تنها اتفاقی که ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

Forwarded From انگار درختی رو پر از سار کشیدن🕊هفده‌‌سال پیش جلوی پنجره‌ای نشسته بودم و داشتم فیلمی را می‌دیدم که درباره‌ی او بود، اما خود او دیگر نبود.پنجره‌ای که بارها برای تولد و یک بار برای عروسی و یک بار برای به دنیا آمدن نوزادی تزیین شده بود و او هم در همه‌شان بود؛ این بار من جلویش نشسته بودم و ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

Forwarded From یادداشت‌ها | فاطمه بهروزفخر*دکتر می‌پرسد دقیقا کجا؟ با دست نشون بده. دست می‌گذارم روی قلبم. اینجا. می‌گوید گفتی معده‌ت که! گفته بودم معده‌ام و اشتباهی دست گذاشته بودم روی قلبم. شاید هم اشتباه نبود، قلبم بود که داشت این‌طور عذابم می‌داد. دکتر گفت بین قفسه سینه‌ت؟ سر تکان دادم. گنجشک کو ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

درسم خوب بود. به غیر از ریاضی، تقریباً همیشه درسم خوب بود. اما هیچ وقت نمی‌خواستم به هر قیمتی نمره بالا بگیرم. سال دوم دبیرستان، پایین برگه ریاضی، که بعداً فهمیدم -3- شده‌ام، شبیه مجیدِ «قصه‌های مجید» که برای معلم ریاضی‌شان پایین برگه شعر می‌نوشت و البته من در آن زمان نمی‌دانستم شبیه مجید است، برای ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

Forwarded From چپ‌کوک (Atoosa Afshinnavid)چسبیده‌ام کنج بالایی اتاقم و از آن بالا به میز تحریرم نگاه می‌کنم. به یادداشت‌ها، نسخه بیست و چند کتابی که قرار است حرفی تازه از دلشان در بیاید، به ارکیده که بعد از دو سال دوباره غنچه بسته، به لیوان قهوه که پر و خالی می‌شود و به کالبدی که در این اتاق زندانی‌ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

همه ما عادت هایی داریم، علاقه‌مندی‌هایی داریم، لذت‌هایی داریم، که به دلایل مختلف، فقط در تنهایی تجربه‌شان می‌کنیم. از افشا شدن‌شان خجالت می‌کشیم. یا شاید می‌ترسیم. شاید هم از قضاوت دیگران فرار می‌کنیم. در این جامعه اگر به حق یا ناحق برچسبی رویت چسباندند باید ماه‌ها یا سال‌ها تلاش کنی تا آن برچسب را ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

Forwarded From هنر راه رفتن در تاریکیبیستم دی هزاروچهارصدوچهارشاید این آغاز درستی برای یادداشتی که در این روزها نوشته می‌شود نباشد. شاید باید هر لحظه و ثانیه‌ی زندگی عمومی و شخصی من گداخته و آمیخته و آغشته به هیجان انقلاب و آرزوی آزادی و خشم و امید و یاسی اجتماعی باشد. اما این من، منِ در میان خطوط. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید