در سرم دختر پیری عصبی میرقصد. اشتباه نکنید! پیر است اما سنش زیاد نیست. مویش را آسیاب نامردی جهان سفید کرده. گرد آرد استخوان دلش روی سرش نشسته وگرنه بیست ساله را چه به موی سفید؟! سنگ زیرین این آسیاب هم خودش بوده به همین جهت سالهاست که شهر بر روی سر من عربی میرقصد. این دختر خیلی وقت است دلش برای خانه ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

Forwarded From اتاق قرنطینهتردید در مکیدن دانه‌ی کافور و ذرّات مه: سه‌پاره‌ای درباره‌ی قطعی اینترنت، تعلیق، مرگ و دوری۱. سیزدهمین روز از قطعی اینترنت، در بی‌خبری محضْ معلّقم. از دو نفر هیچ خبری ندارم؛ یکی‌شان را نصف روز است و آن‌یکی بیشتر. اولی امروز رفت تا در سرزمینی آرام‌تر خانه کند و از دومی مطلق ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

Forwarded From اتاق قرنطینه۲. شب نمی‌دانم چندم مرگ مامانی یک آخرشبی آمدیم برویم خانه‌ی خواهرم. پایم را که از در خانه بیرون گذاشتم دیدم کوچه را مهی گرفته که بیا و ببین. درخت‌ها و تابلوهای بلوار عمود به کوچه پیداشان نبود. اگر می‌توانستم بگویم چقدر قشنگ بود خوب بود. نمی‌توانم. رفتم تو دست مامان را گرفت ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

Forwarded From اتاق قرنطینه۳. از قدم زدن در مه می‌ترسم. معلوم نیست یک قدم جلوتر درّه باشد یا صخره. دیروز پشت تلفن به مامان گفتم: «هیچ آینده‌ای ندارم.» دیشب قبل خواب به علی گفتم هیچ راهی پیش رویم نیست و گریه‌ام گرفت. چهارشنبه وقتی می‌خواستم با کسی برای یکشنبه‌ی هفته‌ی بعد قرار بگذارم، هردو موافق بودی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

Forwarded From روزنگار خانم شين (Sheyda Etemad)▫️ «گفت نمردیم و چه چیزها دیدیم. گفتم ای کاش مرده‌بودیم و نمی‌دیدیم.» *این اولین یادداشت است که بعد از وصل شدن اندک اینترنت دارم می‌نویسم. یادداشتهای قبلی مال روزهای قبل بود. حالا دوستی یک کانفیگ به من رساند و جهان، پس پشت برف کمی معلوم شد. یکی یکی انگا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

Forwarded From نامه‌های‌عشاقبه هر حال، این اوضاعی است که می‌بینید و تفسیر لازم ندارد. ما هم می‌سوزیم و می‌سازیم. قسمت‌مان این بوده یا نبوده، دیگر اهمیت ندارد. سگ بریند روی قسمت و همه چیز._نامه صادق هدایت به حسن شهیدنورائی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

در تمام این سال‌ها فوتبال دیدن افراطی را وقت تلف کردن می‌دانستم. هنوز هم می‌دانم. اما چند وقتی است شب‌ها بعد از کار، تخمه می‌آورم و می‌نشینم به فوتبال دیدن. هر روز خدا هم با خودم عهد می‌بندم که ساعت دوازده نشده باید خواب باشم، ولی گاهی تا دو نصفه شب به خاطر بعضی بازی‌ها بیدار می‌مانم و بعد خودم را ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

مگه نمیگن خدا ما رو میبینه. مگه صدامونو نمیشنوه. پس چرا جواب نمیده؟ مگه نه اینکه اگه با دل شکسته دعا کنی جواب میگیری. پس چرا هیچی نمیشه؟ ینی خدا، فقط خدای بنده های خوبشه؟ با بقیه کاری نداره؟ خدا الان میدونه چطوری از ناراحتی دست و پام یخ کرده؟ خدایا داری میبینی؟ کجایی تو؟ کجا باید پیدا کنم تو بغلت گر ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

اخبار اعلام شده چقدر دقیق و درست هستن نمیدونم اما گفتن فصل چهارم سریال بریجرتون تو 9 بهمن و 7 اسفند امسال منتشر میشه... قطعی نت همانا و.....:)   تمام تیزرهاش هم توی یوتیوبه خدایاااااا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

«جستاری درباره ایستادن، هزینه‌ دادن و انتخاب جنگ‌های درست» هر روز صبح بیدار می‌شوی. برنامه‌هایت را مرور می‌کنی. کارهایی که باید را انجام می‌دهی و همه چیز عادی است. اما امان از وقتی که مجبور به انجام کاری شوی که آن را مفید نمی‌دانی یا دوستش نداری یا حس بدی نسبت به آن کار داری. امان از آن روز. وای از ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید