وقتی میام مثل قبلا یه متن طولانی بنویسم یهویی هزارتا فکر جور و واجور و نامربوط میاد به ذهنم که کلا مسیرشو منحرف میکنه؛ آخرش هم به حذف کردن اون متن ختم میشه. ولی مشکل اینه که دقیقا نمیدونم رذهنمو از کدومشون خالی کنم تا بتونم دوباره بنویسم. من که فعلا ناچارا به مخم مرخصی میدم اما شماها بنویسید تا ما ب ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

نیمه شب و پناه بر کنج عزلت و تنهایی دیرینه آدمیزاد...  صبر میکند و صبر میکند تا شب برسد و با سکوت کرکننده اش بفهماند که چقدر تنهایی...  ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

با مرگ دوست‌تر شده‌ام. از مرده‌ها نمی‌ترسم. از مردن هم. دم در غسالخانه با پوریا مشغول گفتگو می‌شوم.  مردی کمی آن طرف‌تر ایستاده است. پوریا می گوید: «فک کنم مرده شوره همینه». می‌گویم: «از کجا می‌دونی؟» با لبخند جواب می‌دهد: «آخه آستیناش رو زده بالا و انگار منتظره». وسط ناراحتی خنده‌ام می‌گیرد. جنس ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

سیستم‌های توتالیتری سیاست رو از یه مفهوم انتزاعی تغییر میدن به واقعیتی در زندگی مردم؛ در این نوع حکومت‌ها لباسات،عادت‌های غذاییت و جوری که بعدازظهرهای خسته‌کننده پاییزیو میگذرونی هم به سیاست مربوط میشه و تو نمیتونی سیاسی نباشی. شهروند -به تعبیر من پوست ‌کلفت خاورمیانه‌ای الاصل- سوسول امریکایی میتونه ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

چقدر همه ساکتن...  خوبه هنو نت کامل وصل نشده همتون غیب شدین نت جهانی وصل بشه فک کنم اینجا کویر شه (T_T)  ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

نوشتن، موتور خاموشِ ذهنم را روشن کرده است. از میان کوچکترین اتفاقات، سوژه بیرون می‌زند برای نوشتن...و میان این همه موضوع تکراری، باید جایی برای «خون» پیدا کرد. خون هیچ وقت تکراری نمی‌شود. کهنه چرا، اما تکراری نه. هم منحصر به فرد است، هم همیشه‌ی خدا تازگی دارد. من کم‌خونی دارم. به اصطلاح پزشکی، تالا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

یه نفر موضوعی بهم داده که درباره اون بنویسم... نصفش رو هم نوشتم اما از اینجا به بعدش مغزم قفل شده. نمیدونم چطوری باید چیزی که تو ذهنمه رو با کلمه ها بیان کنم... نمیدونم باید با نتیجه اش چیکار کنم...:) ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

  امشب برای اولین بار توی خونه سیگار کشیدم. دیروز، وقتی توی ماشین تنها شدیم، آیدا گفت«دو نخ تو پاکته مونده. میخوام بندازمش دور، نمیبریش؟» Essiقهوه، به همراه ۵۲۰طالبی، تا به امروز سیگارهای موردعلاقم بودن. فکر کردم«گور باباش! خیلی وقته چالشیو قبول نکردم» به نشونه تایید سر تکون دادم و انداختمش تو کیفم. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

فکر میکنم تنها نکته مثبت قطع اینترنت ، روشن شدن زود به زود ستاره های بیان باشه  مثل قبل ...   ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

میشه دفتر روزنامه و رقص دود رو بخونید و نظراتونو  زیر پست هاشون بهم بگید؟؟؟  ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید