از آنجا که نوشتن تو را به واقعیت برمیگرداندلازم است چند سطری با خودم به تماشای واقعیت بنشینم من بنده ی عشق ام بنده ی محبت دروغ چرا؟ من محبت را بیشتر از عقلم دوست دارم من خاطرخواه آرامش و آسودگی ام در محبت به دنبال عقل میگردم و اگر در عقل محبتی نباشد به دلم نمینشیند محبت فراتر از عقل و با نفوذ تر ...
یاسین از پلهها پایین آمد. صدای پایین آمدنش را میشناسم. با بقیه فرق دارد. کوچکتر است. بچهگانه است. در را باز کردم. کتابهاش را گرفت جلوم و گفت:«جلد دومش رو هم تا وسط خوندم». ذوق نشان دادم و با لبخند گفتم «باریکللللا». - پس کی میریم کتابخونه؟ می خوام بقیه شو اونجا بخونم. - میریم. شاید پنج شنبه رف ...
صبح پاشدم وبلاگو باز کردم و پریده بود =)))) ببنید روزمو چقدرررررر عالی شروع کردم... ...
میگن انسان موجودی اجتماعیه و طبعا یک انسان سالم از خبر دیدن دوستاش و وقت گذروندن با موجودات اجتماعی دیگه به شوق میاد با چنین منطقی من یا یک انسان مریض محسوب میشم یا بدتر از اون انسان محسوب نمیشم و اگه هویتم لو بره به دنیای خودم تبعید میشم. یادتونه از حقایقی حرف میزدم که خودمونو به هزارتا کوچه چپ علی ...
بابا مسئول محترم! خدا پدرتو رحمت کنه. خیر سرمون نت ملیِ بابا لااقل داخلی ها رو باز کنید. اس ام اس کم بود امروز زنگ هم که زدم وسطش نویز میفته. سایت های داخلی که یکی در میون کار میده یه جوری هم آنتن ضعیفه که اگه بشه از نت استفاده کرد ینی معجزه... ...
جستار ترجمهی essay در زبان انگلیسی است که ریشهاش از فعل essayer در فرانسه و به معنای تلاش و کوششکردن است. بعدتر ژورنالیستهای قرن نوزدهم برای اینکه روایتهای شخصیتری از وقایع ارائه بدهند این قالب را رواج دادند. نویسندهی جستار نتیجهی جستوجو در زندگی روزانهاش و اصطلاحاً تجربهی زیستهاش را ...
دنبال نت های یه آهنگ میگشتم اما متاسفانه پیدا نشد...نیاز دارم الان میتونستم برم پیش استادم T _ T ...
دوستان سایت داخلی که بتونم عکس دانلود کنم ازش سراغ دارید؟ ...
این روزها، که گاهی مجبور میشدم از خانه بیرون بروم، به ذهنم رسید وصیتنامه بنویسم. نوشتنش همیشه گوشهای از ذهنم را به خودش درگیر کرده، اما هر بار بیخیالش میشوم. از بس که با همه حرف دارم! در ذهنم میچرخد که باید با پدر و مادر و برادر خواهرها در نامهای جداگانه حرف بزنم. با همسرم در نامهای جداگان ...
داره تقریبا یک هفته از اولین روزی که نت رو قطع کردن میگذره اطراف ما این دو-سه روز جوری در سکوت فرو رفته انگار روی شهر گرد مرده پاشیدن به جاییم دسترسی ندارم بفهمم بقیه دنیا چهخبره لازم نیست اسم شهرتون رو بنویسید obvبه خاطر مسائل امنیتی ولی اطراف شما چهطوره؟ نیاز دارم بدونم خودم و این کوچهها تنها ...