Forwarded From یادداشتها | فاطمه بهروزفخر🔖 چند پیشنهاد دیدنی، شنیدنی و خواندنی با موضوع «جنگ ایران و عراق» که تقریباً بیشتر آنها را جز مستند «بیخوابی» دیده و شنیده و خواندهام:▫️رمان:• رمان پنج جلدی ایرانشهر، نوشته محمدحسن شهسواری• رمان هرس، نوشته نسیم مرعشی• زمین سوخته، نوشته احمد محمود• عقرب ر ...
متأسفانه به روزهای خداحافظی با این زیبای دوستداشتنی رسیدیم؛ شلیل شمس.میوهای که نمیدونم چرا و به چه بهونهای جزو میوههای قرآنی نیست! درحالیکه هم اسمش زیباست، هم رنگ و لعابش و هم طعمش. چقدر قشنگ میشد اگر خدا اول یکی از سورهها میگفت: «والشَلیل الشَمس و طَعمُه» سوگند به شلیل شمس و مزهاش... ...
🔗 درباره یک خبردر دورهای که بسیاری از نهادها و جریانهای مدعی عدالت، همبستگی را تا مرز منافع خود محدود میکنند، اقدام یک مرکز زبانی کوچک در بلفاست تصویری متفاوت از همبستگی فراملی پیش چشمان ما میآورد:«گلور نا مونا»، مؤسسهای مردمی برای حفظ و گسترش زبان ایرلندی، ۵۰۰هزار پوند کمک مالی یک اتحادیه کارگ ...
داشتم درست روبروی این درخت مدیتیشن میکردم. چشمم را باز کردم و چشم درخت به من بود.هیهات که ما زیرنظریم، ما نظرکردهایم. ...
Arteshe SolhHengameh (@mahdiyartian)#با_من_بشنوید(@mahdiyartian) ...
📢 فراخوان تجمع مستقل مردمی در بزرگداشت دومین سالگرد حماسهٔ طوفانالاقصی 🇵🇸@For_Palestine_Ir. ...
شنیدن بعضی حرفها از آدمهای دور چندان مهم شاید نباشد، اما حرف شنیدن از کسی که روزگاری بچههایت خاله صدایش میکردند، حقیقتا قلبم را مچاله میکند. اما این مچالگی هم بماند در جعبه تلخ و سیاه دردها، کنار همه چیزهای شبیه خودش. چیزهایی که باید در این راه تجربه میکردم و انگار راهی برای دور زدنش نداشتم.ب ...
دیدی همه اشتباه میکردن؟ تو مرد بودی، خیلی هم مرد بودی.میدونم تو چه وضعیتی تونستی با همه بجنگی و ایران تیکهتیکهشده رو متحد کنی و شاه بشی و بر ایران بزرگ حکومت کنی. تو وضعیتی که هیچکس تو رو حتی آدم هم حساب نکرد. میگفتن آدم خواجه حتی حق حیات نداره، شاه بشه؟! خانما هم نمیتونن شاه بشن، تو بشی؟تما ...
نیمروز پاییزی در دانشگاه برکلی کالیفرنیا، مدرس به میانه مبحث آن روز رسیده بود که دانشجوی خسته و خوابآلود رشته آمار و ریاضی، سرش را گذاشت روی نیمکت و عمیق تا آخر ساعت کلاس را خوابید و وقتی سراسیمه بیدار شد که روی تخته دو مسأله نوشته شده بود، استاد رفته بود و دانشجویان در حال ترک کلاس بودند. او گیج و ...
یک بار نشسته بودیم توی مترو و دوستی که بعد از مدتها آمده بود ایران تا دیداری تازه کند، کنار گوشم گفت «چرا آدمها اینقدر شبیه هماند؟» بعد دست کشید روی بینیاش تا بفهمم منظورش چیست. توی آن روزها تبِ عمل بینی زیاد بود و هنوز عملهای تهاجمی و غیرتهاجمی زیبایی روی بقیه اجزای صورت، اینهمه زیاد نشده ب ...