امروز از صبح مشغول بودم و بعد نهار و خوابیدن دخترک فرصتی پیش اومد و تصمیم گرفتم به اینجا سری بزنم.اول همه ستاره های روشن پنل رو خاموش کردم.بعد تمام پیوندهای وبلاگ رو (بعد مدت ها) از اول تا آخر دونه دونه سر زدم و بعد هم بوکمارک ها.بعضی متروکه و خالی از سکنه بودند و آخرین نوشته ها مال ۴۰۲ و ۴۰۳ بود.بع ...
بسم الله الرحمن الرحیم و جنگ شد. امروز دوشنبه بیست و ششم خردادماه چهارمین روز از جنگ تحمیلی اسرائیل به ایران. علیه مردم تهران غیر منتظره و شدید شروع شد. اما هنوز مانده به آن درجه از دشواری مبارک برسد که در بیروت رسید. خانم غفارحدادی در کتاب دشواری مبارک گوشه ای ش را روایت کرده. نیاز داشتم به اینکه ...
نمی دانم قدرت تخیل است، ایده ورزی است یا نه واقعا یکجور واقع گرایی لخت و دست به نقد در کار است. این پیگیری های پیچیده برای روشن نگه داشتن آتش را می گویم. یک روز به بهانه عامل نارنجی ویتنام را، یک روز فیلیپین را روزی به بهانه سلاحهای کشتار جمعی عراق را امروز ایران را به بهانه بمب اتم آتش می زنند. چ ...
دیدم حالا که امتحانات دانشگاه تعویق افتاده.... به جای رفتن به قرارگاه و این چیزا..... بچهام رو از پوشک بگیرم حداقل :) چون دیشب یه ذره شک کردم که فعالیت رو از همین برهه شروع کنم. احساس میکنم تعهدم به آرامش روانی بچهها، از همه چیز باید بالاتر باشه. اینا هم بزرگ میشن و باید برای جبهه حق سربازی کن ...
از دیروز، کلی به مصطفی غر زدم که منم میخوام بیام قرارگاه، میخوام بیام جلسه! و مانع فعالیت من نشو و ... گفت باشه ولی تا الان خدا میدونه یه فضای درست و حسابی به من نداده. البته منم اولین باره که جدی دارم ازش مطالبه میکنم که کمک کنه منم بیام تو میدون. چون واقعا میبینم ظرفیتش رو دارم و این ظرفیت با ...
نسیم خنک عصر برگای درخت گردو رو تکون میده و آروم از پنجره ی قدیمی خونه مامان بزرگه به داخل میاد و نور کم جون آفتابِ نزدیکِ غروب ،روی سبزیِ برگا افتاده روی فرش قرمز رنگ وسط اتاق دراز کشیدم و به دیروز فکر میکنم روزش رو سرکار بودم و صدای تلویزیون و اخبار مدام توی سالن میپیچید و غمگینم میکرد و شبش رو هم ...
فقط تصویر موهاش و خونی که روی تشک صورتیش ریخته بود و آوار این کودک محکوم به مرگ غزه ای نیست، این طفل معصوم بالاشهری تهرانیست. یعنی که نه تنها توی بساط زندگی همه مهمان هستیم و هیچ کس مالک زندگیش نیست. که هیچ شهر و دهری هم مالک صلح و جنگ خودش نیست. ما بالاخره وارد جنگ شدیم. جنگ کوره ایست که خاک و ما ...
درست وقتی از ب ناامید شده بودم، بهم پیام داد. یک ساعت بعد تصمیم گرفتم بدون ذره ای امید بهش جواب بدم. خیلی معمولی. و سریع جواب داد و یک ساعت و نیم شد که باهم حرف زدیم. داره خونه میخره. یجورایی نخ داد که برم خونش. اینبار گارد نگرفتم. تصمیم دارم یکم بازی کنم باهاش. دید با خونه مخالفت نکردم بحث و برد جل ...
جلوی دانشگاه از سرویس پیاده شدم. در اتوبوس از پشت سرم بسته شد. به اطراف نگاه کردم، دخترهای مقنعه پوش. پسرهای کیف به دوش. یادم آمد امروز جمعه بود. چرا آمده بودم تا دانشگاه؟ هیچکس همراهم نبود. چرا آمده بودم دانشگاه؟ گفتم خب من که آمدهم همین راه را با اتوبوس برگردم که کار با بیآرتی هم یاد بگیرم. یاد ...
تصویر غمانگیز کودکی که بر اثر حملهی رژیم کودککش اسرائیل به تهران زیر آوار ماند و جان خود را از دست داد، تداعیکنندهی تصاویر بیشمار از کودکان مظلوم فلسطینی است که بهویژه از دو سال پیش به این سو به دست ارتش اسرائیل کشته شدهاند. شرم بر بشر امروز که برخورداری از عقل را دلیل برتریاش بر حیوانات می ...