دوستان، بدانید و آگاه باشید که این اولین مطلب من، بعد از عمل حذف عینکم میباشد. اولش فکر میکردم و میام از جزئیات این عمل مزخرف مینویسم. ولی فردای روز عمل، پدر جاریام از دنیا رفتند و واقعا دیگه نمیتونستم اون چیزهای قبلی رو بنویسم... راستش من چشمام خیلی ضعیف نبود. نمره چشمهام یک و بیست و پنج ...
من عاشق ژانر عاشقانهام. تصورم هم اینه که زندگیام عاشقانه است... ولی حالا بریم برای POV: من به ندرت عطر استفاده میکنم. با اینکه دوست دارم ولی به حرمتش پیش نامحرم احتیاط میکنم و به ندرت میزنم. ولی جدیدا یه عطری خریدم که مقاومتم رو شکسته و عنقریب هست که من رو به گناه بندازه. بوی توتفرنگی میده. ...
شبِ بیست و دوم بهمن، من واقعا دلم میخواست که صبح زود ساعت ۷ بیدار بشم و برم خیابون انقلاب. ولی همسر رفت بیرون و تا دیروقت نیومد. منم دیر خوابم برد. فلذا این آرزو رو به فنا دادم. بعد هم که سوار ماشین شدیم، انقدر هول بودیم که یادم رفت به مامانم زنگ بزنم و بپرسم باهامون میاد یا نه. وقتی یادمون افت ...
نهایت جنایت ینی تو روز عشق، لولوهای شب تابتو از رو داشبورد ماشینت بکنن برات با پیک بفرستن - شکستم☹️ ...
قبلا ادم میخواست چت کنه، هزار جا بود فیسبوک، یاهو، کلوب و ... الان هیچ جایی نیست حوصلت سر میره بشه چت کرد اینستا که مال این صحبتا نیست تلگرامو واتساپم که مال چت با کسیه که میشناسی اپ های دوست یابیم که جای چت نیست انقد مزخرف جنسی میگن شما کجا یه ادم نرمال پیدا میکنید؟ تو کدوم فضای مجازی ارتباط میگیری ...
من نمیدونم پنیک چجوریه و چه حالتهایی به فرد دست میده اما دیشب شرایط عجیبیو تجربه کردم که دوستام میگن احتمالا پنیک بوده ... ساعت دو شب برگشتیم خونه، دوستمم تو راه بود بیاد پیشمون ... گوشیمو از سایلنت دراوردم که رسید زنگ درو نزنه مهمونام خوابن... از خستگی خوابم برد اصلا نفهمیدم که یهو صدا زنگ در اومد ...
برای اولین بار تو زندگیم با کسی زندگی میکنم که بشدت کم توجهه! همچین تجربه ای برام هم خیلی سخته هم عجیب مثل اینه که همیشه غذا گوشت و مرغ میخوردی، الان رفتی کشوری که غذاهاش فقط سبزیجاته! خیلی احساس گرسنگی میکنی و هی ولع داری! ...
امتحانات ترم تمام شد. همکلاسم اصرار داشت که چند روز دیگه آزمون جامع بدیم. محکم مخالفت کردم. از ۱۵ دی و حتی قبلتر، یعنی بیشتر از یک مااااه استرس امتحانات رو داشتم. در اصل، از خرداد ماه امسال، استرس زیادی متحمل شدم. ولی یکماه اخیر، شدت بیشتری داشت. چرا استرس؟ بهانه نمیخواد... توحید که ضعیف باشه، نت ...
دوس دارم هم صحبت داشته باشم مثل الان امروز رفتم سرکار، عصر برگشتم خونه، چایی خوردم یه چرت زدم، با پرنده هام بازی کردم، چت کردم، دوستامو دعوت کردم، غذا پختم دوستام اومدن وقت گذروندیم و بعد رفتن الان نزدیک یک نصف شبه اومدم تو جام ، الان دلم میخواد یکی کنارم بود باهام حرف میزد ارامش میگرفتم و میخوابیدم ...
در تهران نیمه شعبان غریبی هست. باران میباره. در خیابانهای مرکز و جنوب شهر چرخیدیم. دنبال طاق نصرت میگشتیم. جز یکی دو تا ندیدیم. بیشتر چراغونیها به خاطر باران خاموش بود. فیلم ها خیلی با کیفیت بودند اما در بیان از کیفیت ساقط هستند ولی برای یادگاری و حس و حالش گذاشتم براتون. مراقب باشید صداش برا ...