خداییییی چجوری اول صبحی انقدر به خودتون میرسین و میاین بیرون؟! وای لعنتیا مدل ۶ صبح موهای شما حداقل دو ساعت زمان میخواد برای استایل کردن.... حالا آرایش و لباس پوشیدن به کنار! منی که از ۴ صبح بیدار پیشم و آخرشم شبیه سمندون یا اینایی که از تيمارستان فرار کردن از خونه میزنم بیرون! خدایا حکمتت رو شکر😂 ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

دلم می‌خواست در مورد خیلی چیزها بنویسم. یه ذره سیاسی و فرهنگی، مخصوصا در مورد سندروم بی‌قراری اظهارِ نظر! اما قبلش می‌خوام در مورد روزه‌اولی بودنِ فاطمه‌زهرا بنویسم. که باید بگم بزرگترین شانس زندگی مصطفی بوده. چون اگر فاطمه‌زهرا روزه‌اولی نبود، من این‌همه آشپزی نمی‌کردم و خبری از افطار و سحر هم نبود ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

پسر بچه کوچیکی رو دیدم که یه صندوق میوه پر از جوراب به بغل گرفته بود و یه کوله بزرگ و سنگین به کمر انداخته بود. فقر با ادمها چکار مسکنه که دیگه نگران گم شدن و آسیب دیدن این پسر کوچولو نیستن و فرستادنش برا یه لقمه نون. کمی عقب تر پسر جوونی راه میرفت که در کنار پسربچه تناسب و تناقض خاصی ایجاد میکرد. پ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

دلواپس کسی هستم، اما میترسم ازش سراغی بگیرم، بحساب این بذاره که بخوام سر از کارش در بیارم یا هر چیز دیگه... یه حسی بهم میگه در معرض یه آسیب هست و من معمولا همیشه چیزی که حس میکنم اتفاق میفته... فقط میتونم امیدوار باشم که حالش خوبه و مشغله کاری داره... کاش روابط شفاف بود... کاش آدمها شفاف بودن... کاش ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

روایت‌شناسی را می‌توان «دانشی برای فهم روایت» تعریف کرد که می‌خواهد به پرسش‌هایی از این دست پاسخ دهد: روایت چیست؟ از چه عناصری تشکیل می‌شود؟ چرا انسان‌ها روایت‌سازی می‌کنند؟ علت شیفتگی ما به روایت چیست؟ چرا واکنش‌های مخاطبانِ مختلف به روایتی واحد تا این حد متنوع و متفاوت است؟ و ... . کتاب روایت: مفا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

امروز یکی از همکلاسی‌های دوره دکترامون انصراف داد. یک آقایی بود که رتبه یک کنکور رو آورده بود. جوان بود. شاغل هم بود. طلبه سطح خارج بود و استادیار یک استادِ درس خارج. در دانشگاه بهشتی هم درس می‌گفت انگار. متاهل بود و یک بچه هم داشت تا جایی که می‌دونم. ارشد دانشگاه هم داشت از دانشکده الهیات دانشگاه ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

کامنت های ناشناس توی پیج من بسته شد... مشکلم کامنت های ناشناس عمومی نبود، کامنت های ناشناس خصوصی بود، که باید کلی حرف رو میخوندم، بدون اینکه بتونم بهشون پاسخی بدم... . . . پ.ن : صحبتم با اون ناشناس های واقعا ناشناس نیست... صحبتم با اون دوستی هست که با پیج خودش کامنت عمومی و دوستانه میداد و در قالب ن ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

امروز رو با لبخند ناشی ار رسیدن ناغافل بسته پستی گذروندم‌‌. هیچ وقت فکر نمیکردم م‌.ح برای من مسواک بخره یا سوغاتی. به نظر میاد یعضی آدم‌ها دور اما نزدیکن. __ خیلی خوابم میاد و نمیدونم چرا مدرسه تعطیل نمیشه. البته احتمالا این شالازیون رو مجبور شم عمل کنم. شاید چهارشنبه برم دکتر دوباره و ببینم نظرش چی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

حدس بزنید چند روز پیش کی را دیدم (البته بهتر بود می‌گفتم چه کسی را دیدم). حالا جدی چند لحظه فکر کنید به این سوال. خیلی باید خنگ باشید که درست حدس نزنید، چون من اینجا فقط از یک نفر حرف زده‌ام و آن هم اژدر است. حالا بعدا تعریف می‌کنم چه حرف‌ها زدیم، الان می‌خواهم یک چیز دیگر بگویم. خیلی‌ها فکر می‌کنند ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

امروز رسما نتیجه اون جلسه ای که چند روز قبل تر در موردش پست گذاشتم اعلام شد و همونطور که گفتم خدا رو شکر دقیقا همون چیزی شد که خودم میخواستم، بهشون گفتم که برای یکی از اون خانوما که گفتم همسن خودم بود و اون یکی خانومه که گفتم 27-28 ساله بود ، هدیه تهیه کنن ، چون خیلی ساپورتم کردن توی مسیر جلسه و اون ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید