خاکستری عزیزم، اول آذر هست و این روزها وقت زیادی هدر میدم. امتحانات پشت سر هم هستند و دیگر پایان ترم یا میان ترم فرقی ندارد و همواره در حال امتحان دادن هستم. به خاطر مشکل هورمونی از خوردن هله هوله و فست فود منع شدم. خنده داره ولی خب تنها تفریح من خوردن چیزهای این مدلی و کتاب خوندن یا فیلم دیدنه. حال ...
امروز نشسته بودیم توی خونه نمیدونستیم باید چه کار کنیم، منم اپهای تلویزیون رو بالا و پایین میکردم شاید کارناوال فینالش اومده باشه که نیومده بود، تا اینکه چشمم خورد به فیلم صدام، به بقیه گفتم این فیلم رو بخرم ببینیم! کسی جواب درستی نداد، […] ...
یک عدد آدم خسته منتظر جواب استاد راهنما منتظر فرار ... ...
خداروشمر پولش جور شد، مقداری پول میوه ها بود یه مقدارم خودمون گذاشتیم روش قراره یه وام هم از روش بگیرم. ینی از مدتی که بابا رفت بیمارستان بش گفتن قرنیه ات مشکل داره تا برج 11 که نوبت عملش فقط خدا می دونه ما چه استرسی کشیدیم و.. هزینه بالا یه طرف، خرج های خونه هم بود خراب شدن تک تک وسایل برقی و.. الا ...
هنوز کامنتها رو نخوندم فقط یکی خوندم سرفرصت میخونمشون جواب میدم . ۱-مخاطب خاص ۱ خوشحالم برات ،خدا پشت و پناهت باشه کاری به گذشته و دوربری ها نداشته باش باور کن هزار تا جون بهم اضافه کردی قول بده بهم همینطور پیش بری ببین خدا چطور کمکت میکنه خوشحالم خیلی خوشحالم. ۲-مهاطب خاص ۲ ،خوش قلب ترین من ،خیلی خ ...
من لش کردن را از سارا یادگرفته ام. خود سارا سالهاست در برنامه زندگیش زمانی را برای لش کردن در نظر می گیرد و حدس می زنم او هم از آرزو دوست دیگرمان این متد را یاد گرفته باشد.زیرا آرزو از همان زمان دبیرستان جمعه را واقعا جمعه اعلام می کرد به این معنی که در این روز خبری از هیچ کار ضد حالی از جمله درس خو ...
از صبح تا حالا منتظر نظر استاد راهنما بودم .البته دفعه اول نیست خیلی وقته منتظرم ... خودم میدونم آدم کلافه کننده ایم و شاید استادمم از دستم خسته شده اما واقعا حالم بده ؛ دلم میخاد استادم ایندفعه بگه کارم اوکیه برم بارگزاری کنم بعدش وقت دفاع بگیرم و تموم بشه بیام شب بخوابم ... یه خواب درست بعد خیلییی ...
من دو تا ویولن دارم، یکی که اول خریده بودم، چیز مبتدی و سادهای بود که برای شروع خیلی همراهی کرد، از یه جا به بعد که تکنیکم بالاتر رفت این ساز جوابگوی من نبود! انگار یه راننده حرفهای فرمول یک رو بنشونی پشت پراید! (حالا نه که من در حدِ یه راننده فرمولِ یک باشم!) پس برای همین پولامو جمع کردم و برای ت ...
از عید امسال میخواستم بابا رو سوپرایز کنم. ولی از بین گپ و گفتهایی که داشتیم با هم دیدم تلویزیون رو بیشتر از گوشی دوست داره، برای همین اول رفتیم سر وقت تلویزیون، تا اینکه مشکلاتی برای من پیش اومد و تصمیم گرفتم اگر حل […] ...
شنبه خودم رو با خواب آلودگی فراوان شروع کردم اون شعرم راجع به مادر جز برگزیده ها نشد ، تعجب نکردم ،حداقل تو کرج اینجوری شده که یه گروه از شاعرای خ.ا.ی.ه مال دور هم جم شدن که به نوبت جوایز رو بین خودش تقسیم می کنند و خب کسی مثل من که پاچه خواری کسیو نمیکنه امکانش خیلی کمه که برگزیده بشم . به هر حال ، ...