آدم گاهی نمی‌خواهد نمی تواند با خودش رو است باشد . زخم لعنتی را فشار می‌دهد مثل الان من کوروش گوش می‌دهد. می‌خونه... نشنیدی هرچی صدات کردم. عواطف احمقانه این روزام پوچه اونقدر پوچ و احمقانه که دلم نمی‌خواد بنویسمش فقط میخواستم راجع‌به این دختره بنویسم. شاید یه روز اینجا بفهمم درست فکر میکردم. شایدم ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

دیروز مادرم به مورچه که داشت برای مسابقات شنای غرب کشور خداحافظی می کرد،گفت: - گلاب اگه یه وقت برنده نشده، غصه نخوری‌! - غصه ی چی مادربزرگ؟ من که خودم می دونم برنده نمیشم! امروز مورچه زنگ زد و گفت دوم شده است.به مامانم زنگ زدم و گفتم: - مورچه دوم شده - می دونم.پارسال هم برنده شد.اما خودش رفت پیش مرب ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

صدای خرت و خرت غذا خوردن آتوسا، سکوتِ اتاق رو شکسته. هوا چه خوبه! از اون هواها که دلت میخواد یه نفس عمیق، از اون خیلی عمیق‌ها بکشی و نوک بینی‌ت یخ بزنه! هیولا یه سیب برداشته، من یه نارنگی و اومدیم نشستیم تو اتاق. به هیولا میگم نه... فکر نکنم دیگه بخوام برگرده. هیولا میگه مطمئنی؟ میگم آره. میگه حتی ا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

جمعه شبه ولی هیچ اثری از استرس صبح بچه مدرسه فرستادن نیست، چون فردا و پسفردا مدارس بازم آنلاینه پسرک داره تو گوشی کلیپهای گیمر ها رو می بینه من کارهای انتهایی روز رو انجام می‌دادم دخترک هم میلوله گوشه و کنار خونه و کارهای بی معنی از نظر ما و بامعنی از نظر خودش رو انجام میده داشتم به این فکر میکردم ک ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

نمیدانم، نمیدانم... خیلی چیزها را... راجب آن دخترک نمک نشناس در آینه، درباره‌ی آن کتاب خوابیده بر طاقچه... درباره‌ی دایناسورها و سنگ ها...درباره‌ی گذشته... درباره‌ی تمام آن مکان های نرفته، شهرهای ندیده، کتاب های نخوانده و فیلم های ندیده. چیز های زیادی نمیدانم و این همه چیز را بدتر می‌کند زیرا به نظر ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

خسته بودم اومدم سرجام، مامان فکر کرده خوابیدم اما داشتم با گوشیم ور می رفتم داداش از سرکار اومده میگه : سمبوسه درست کردین دیگه! مامان نه!!! داداش، ولی من پیامش دادم درست کنه که.. مامانم گفت طفلی هم خسته بود هم حالش خوش نیس رفت خوابید منم زیر پتو بزور جلو خندمو می گرفتم 😂😂 شیطان رجیمی شدم ( تنها فرد ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

بسم الله یعنی امشب من انقد حرص خوردم سر ولی های کلاسم که خدا میدونه کل استان تعطیل کرده مدارس رو اینا انتظار دارند من برم مدرسه میگن ما مخالفیم که مدارس تعطیل بشه کی گفته نظر تو ولی حکمه توئه تعطیل همگانی مدرسه؟ واقعا بخودشون اینا میخندن؟ به ریش خودشون؟ میگن دست شماست هرچی معلم بگه .. میگم بابا دست ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

کاپیتان، عجب هفته‌ای بود. از گپ‌و‌گفت‌های حضوری اول هفته بگیر، با ایمان و ثنا و مسعود تا مشکلات حقوقی که آخر هفته برام پیش اومد و استراحت مطلق کردن در آخر هفته با دلبر تو خونه که منجر شد به دیدن آخرین قسمت کارناوال، دیدن […] ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

سلام ؛ من هنوز منتظرم یه روز دانشگاه تعطیل نشه تا بتونم برم دانشگاه و برا کارای دفاع امضا اساتید بگیرم و کارهای قبل دفاعو انجام بدم ... اما دو هفته ست دانشگاه تعطیل میشه . یه انتظار طاقت فرسایی شده که نگم . اصلا دیگه هیچی برام اهمیت نداره . قبلا از نمره ی دفاعم دل کنده بودم حالا از هرچیزی که بهش مرب ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

بسم الله آخی وقت شبانه نویسی شد.. + به همسر اوه ی کتابم حسادتم می‌کنم چقد اوه بهش وفاداره و دوستش داره....شاید باید مثل اوه و سونیا بیشتر از ۴۰ سال کنار هم زندگی کنی تا انقد دلبسته و عاشقش بشی + به همسر میگفتم من از خدا میخوام منو نکشه تا زمانی که تو پیر و پاتال بدرد نخور بشی که بعد من هیچکس نخوادت. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید