تولدت قند خاله اس امروز.. هر سال تولدتش همه دور هم جمع می شدیم از چند روز قبل به فکر خرید کادو،. تزئنات خونه،. مهمون، سفارش کیک و... بودیم یادمه یه بار با چنتا فامیل همه باهم رفتیم خرید.. یه جاهمه باهم بودیم هی خرید های همو به بقیه نشون می دادیم میگفتم این خوبه؟ این اندازش هست؟ این اسباب بازی رو دوس ...
امروز صبح از خواب بیدار شدم، دیدم دلبر میگه حال صبحانه درست کردن نداره، بهش گفتم پاشو بریم یه دوری بیرون بزنیم. این شد که رفتیم املت شاپوری زدیم، واقعا فکر نمیکردم یک روزی املت هم یک غذای اشرافی حساب بشه، فکر کنید، ترکیب تخممرغ، […] ...
میشه انقد یکیو دوست داشت که به خاطرش بغض کرد.. یه چیزی تو مایه های گریه از سر ذوقه .. من هنوز وقتی به کراش بچگیام فکر میکنم یه همچین حسی رو تجربه میکنم ! یه بغض .. یه حسرت عمیق شاید اگه بهش میرسیدم این حس ها از بین میرفت ، چون با خود واقعی ش آشنا میشدم ، که ممکن بود مثل شاهین اذیتم کنه که ممکن بود خ ...
بسم الله من نمیفهمم مدارس تعطیل کردن که ملت بشینند سرجاشون تا ویروس شیوع پیدا نکنه.. یا تعطیل کردن که برن مسافرت و مهمانی... بابا شما شجاع..اما اون صاب خونه بدبخت شاید براش مهمه که تو این وضعیت مهمون نیاد خونه اش شاید بچه کوچیک داره بیماری زمینه ای داره شاید بارداره ...اصن شرایط خاصی نداشته باشه میخ ...
امروز با صدای بارون بیدار شدم! یه حس خوبِ عجیبِ دمِ صبحی داشتم! چشمامو بستم و به صدای بارون گوش کردم. به هیولا گفتم میدونی میخوام امروز چیکار کنم؟ هیولا گفت چیکار؟ گفتم میفهمی! هیولا که کنجکاو شده بود، موقع مسواک زدن هی میپرسید و میخواست از زیر زبونم حرف بکشه! اما نگفتم. لباس پوشیدم و هندزفری مشکیای ...
1. الکی ترین ویدیویی را که در عمرم دیده ام را امشب در اینستاگرام دیدم. طرف داشت ترفند الک کردن آرد را به مخاطبان نشان می داد و ترفند این بود: بجای اینکه آرد رو بریزیم روی الک.الک رو بذاریم روی لیوان پر از آرد و تکان دهیم. ◇ یک جور عجیبی به من برخورد از بس احمقانه به نظرم رسید این به اصطلاح ترفندشان. ...
یه چیزی ناراحتم کرده.. نه الان ها خیلی ساله، از حرف های یکی دلگیرم طی این سال های به اندازه کافی ناراحت شدم وگریستم عادت نداشتم گاهی بگم گور پدرش اما اینبار نه یک بار بلکه چندمبن بار توی دلم خودم و حتی بلند تر طوری که صدای خودمو بشنوم گفتم گور پدر همشون.. گور پدر حرف خیلیاااا وناگهان احساس سبکی ...
مامان ناهار پخته بود با اینکه کارگاه بودم و خسته اومدم سر قابلمه غذا بکشم (من چون کارگاه بودم دیر اومدم) میلی به غذا نداشتم بابا نون سنگک داغ خرید بود یه تیکه برداشتم.. عصری هم توی کارگاه بودم مامان رفته بود سوپری برام نون خامه ای خرید بود می دونه خیلی دوس دارم دیروزم خریده واسم مثلا مدتیه، قند مصنو ...
چند سال پیش ما چند نفر شدیم و یه شرکت راهاندازی کردیم تا کار مشترکی با هم بکنیم. اون زمان همهی اعضا خوشحال از اینکه قراره آپولو هوا کنیم، مراحل قانونی ثبت رو انجام میدادیم، تا بعد از مدتی یکی از دوستان که مدیرعامل هم […] ...
بسم الله میخوام کوکتل درست کنم...نمیدونم چی از آب در بیاد😅 همسر میگه ارزش دردسر نداره آدم سوسیس کالباس آماده میخره بهتره... من میگم نه سوسیس کالباس آماده هم گرونتر درمیاد هم پسر نمیتونه بخوره چون مضره... همسر میگه خب نمیخوریم .. من میگم نه تو دنیایی که پر از فست فود و فینگر فود نمیشه چشم و گوش بچه ...