حالم بدترینه امروز رفتیم سر مزار بخاطر چهلم، حسابی شلوغ بود میمچه رو خونه پیش مادرشوهر گذاشته بودم و حسابی زار زدم الان هم حالم بدترینه میمچه شب ها خیلی اذیت میکنه و گریه هاش رو برنمیتابم دیشب صد بار بهش گفتم زهرمار، و عذاب وجدانش یقه ام رو گرفته حس میکنم مامان خوبی نیستم و این باعث میشه کمتر دوسش د ...
میترسم از آینده از تک تک روزهایی که تا آخر عمرم که نمیدونم کی تموم میشه، مونده میترسم از کنکور امسال و سال بعد اگه قبول بشم، میترسم از دوران بعد کنکور به خودی خود اینا ترسناک نیست اینکه میدونم همه چیز بدتر میشه ترسناکه اینکه میدونم محکومیم به درجا زدن ترسناکه اینکه میدونم ممکنه یک آن همه چیز به هم ب ...
گاهی وقتها بعضی از ما دوست داریم قهرمانبازی در بیاریم و به بقیه ثابت کنیم که خیلی خفنیم، ولی همیشه اونطوری پیش نمیره که دلمون میخواد. گاهی وقتا بهتره غرور رو بذاریم کنار و از بقیه کمک بگیریم. تا وقتی میشه یه کاری رو به صورت جمعی انجام داد، چرا تنهایی؟ ولی خب چند وقت پیش شرایطی رخ داد و وضعیتی برام ...
گاهی وقت ها بعضی از ما دوست داریم قهرمان بازی در بیاریم و به بقیه ثابت کنیم که خیلی خفنیم، ولی ممکنه از دستمون در بره و اتفاقی بیفته که به اشتباهمون پی ببریم. کمک گرفتن از بقیه همیشه هم بد نیست. تا وقتی میشه یه کاری رو به صورت جمعی انجام داد، چرا تنهایی؟ ولی خب چنذ وقت پیش شرایطی رخ داد و وضعیتی برا ...
دیشب اومد پیشم خوابید گیر داده بود برام اهنگ ای دل بلایی دلبر بذار.. دوبار گوش داد همخوانی هم می کرد براش اهنگ نانا نازناز، نازو بنازم می خوندم گفت نخون! من پسرم دختر نیستم 😂😂 ظهر هم اومد بغلم براش اهنگ جواهر گذاشتم توی بغلم خواب رفت درحالی که ماسکش روی صورتش بود من با این میزان کیوتی چیکار کنم اخه ...
چند وقت پیش دلبر گفت بیا سایت شرکت ما رو چند زبانه کن، بهش گفتم حال و حوصلهی این کارها رو ندارم، ولی نمیدونم چی شد که رفت صحبت کرد و کار رو گرفت و الان من باید انجام بدم. روز اول شروع کردم به […] ...
رویاها، اسرارآمیزترین بخش زندگی هستند... جایی که چشم آن چیزی را میبیند که دلش میخواهد. اگر میتوانستم پنجرهای رو به رویاهایم داشته باشم، بدون شک این پنجره رو به لبخند تو باز میشد. پنجرهای رو به یک دشت، با یک میز و صندلی چوبی... که روی یکی از آنها تو نشستهای و من برایت چای میریزم... چای با عط ...
یک شب میانِ دودِ سیگارم این زندگی را ترک خواهم کرد در اوجِ خشم و نفرت و گریه حال سگی را ترک خواهم کرد من دختری که سال ها هرشب با بغض هایش زندگی کرده من دختری که سال ها هر صبح با خنده هایش مُردگی کرده ... من دختری که بال پروازش دیگر شکسته ، مرگ میخواهد. واسه بلور دلخوشی هایش صبرش تمام و سنگ میخواهد ب ...
موضوع از این قراره که من پریشب به شاهین گفتم بغلم میکنی چون تو دوران مزخرف پی ام اس بودم و نزدیک پریودم بود، با صدای بلند بهم گف حاااااال نمیکنممممم بغلت کنم .. اون لحظه هیچی نگفتم هیچی ام حس نکردم نه ناراحت شدم نه گریه کردم وقتی اومدم بخوابم ، دوباره غم تموم دنیا ریخت رو سرم بالش و پتومو برداشتم او ...
46 دقیقه از سال 2026 گذشته و من خودم رو لای کدهای سی و پایتون و راست و پرل پیدا میکنم! شوخی نمیکنم! همه این کدها الان توی دسکتاپهای مختلف بازن و دارم الگوریتمهای مختلف رو توی زبانهای مختلف تست میکنم و سرعتشون رو میسنجم. با آلارم گوشی به هوش میام که میگه پاشو قرصتو بخور! یه لیوان آب رو به سختی با ...