ذهن ما عاشق تحلیل کردنه. دنبال حسرتهای گذشته و نگرانی برای آینده هستیم و شاید بدتر از اینها به دنبال تایید دیگران هستیم. میخوایم دیده بشیم یا محبوب باشیم یا از طرف دیگران تایید بشیم. از پوشش و لباسمون تا نوع رفتار و حرف زدنمون. یک جورهایی در قید و بند هنجارهای فکری خود ساخته یا تحت تاثیر افکار آ ...
از دیشب قبل از خواب یادم بود تا امروز الان که در حال نوشتن هستم. فکر میکنم ۱۶ سال پیش اولین بار تو تاکسی دیدمش، اون روز فکر نمیکردم عمر دوستیمون شانزده سال به درازا بکشه. همیشه بهش میگفتم خیلی دوست دارم یه رفیق قدیمی […] ...
یادم نیست دیشب چی میخواستم بگم اما صبح اول وقت مثلا ۴ اینا یه شیر کوچیک در حد ۹۰ سی سی درست میکنم به پسرم میدم که گرسنه نمونه هرچند چند تا مک میزنه و نمیخوره ! کلا برا عمم انگار شیر درست میکنم . بعد خلاصه من شیر رو درست کردم گذاشتم میز کنارم و خوابیدم! خوابم برد بله! خلاصه اوضاعم خیطه ! بچه ساعت ۷ ب ...
خسته شدم از خودم از گند زدن به امتحانا از خوب درس نخوندن از وقتایی که حتی اگه درس بخونم بازم نتیجه نمیگیرم از یادآوری پارسال از استرس از اینکه نمیدونم چی میشه خستم خیلی زیاد ...
و این منم زنی تنها در آستانهی فصلی سرد در ابتدای درک هستی آلودهی زمین و یأس ساده و غمناک آسمان و ناتوانی این دستهای سیمانی. فروغ فرخزاد ✍️ ...
دیروز پنج ساعت درس خوندم زیست رو جمع کردم و وضعم توی نمونه سوال ها خیلی بد نبود اما مطمئنم گند میزنم مهم نیست مهم نیست ولی استرس دارم امروز یک ساعت و نیم بعد از اینکه برگشتم خونه باید شروع کنم و ریاضی بخونم طول پارت ها 35 دقیقه باشه و بیشتر به این پارت بندی پایبند باشم منظم درس بخونم نه اینکه کلی از ...
انقد صدا توی سرم زیاده که دوست دارم لابهلای شلوغی باشم تا نفهمم صدای شلوغی اصلی مال ذهن خودمه. ...
خانم دکتر میگه افسردگی قرار نیست جایی بره! همیشه هست! آدرس خونهتو داره، آدرس کلینیک رو داره، رمز لپتاپتو بلده، همه چی رو میدونه. منتظره تا تو یه لحظه بهش فرصت بدی تا وارد زندگیت بشه! تو باید خودآگاه باشی. هر تصمیمی میخوای بگیری اول باید فکر کنی که چرا؟ که چی بشه؟ آیا باعث میشه افسرده بشی؟ اونوقت ب ...
برای چندمین بار، فکر کنم سومین بار در این ده روز اخیر دارم میخونمش باید دقت کنم و حالم داره از نوشته های خودم بهم میخوره 😂😁 میدونی از بس خوندم حس مادری را دارم که در ماه اخره بی قراره نوزادش را در بغل بگیره نوازشش کن و بذاره دهنش من کتاب را ورق بزنم بوش کنم و دوباره شروع کنم و اون زن هم دوباره بده 🤔 ...
دوست داشتن تو آنقدر سخت است که حالا که هیچ چیز از تو برایم نمانده عذابِ وجدان میگیرم که چرا دلم برایت تنگ میشود. که چراوقتی از جایی گذر میکنم که روزی باهم از آنجا گذشتیم اشک در چشمم ریشه میزند. تنم اجازه ی عزاداری برای تورا به خودش نمیدهد ومن بار سنگین دوست داشتن تورا روی شانه هایم از این روز به آن ...