همان چیزی شد که حدس میزدم؛ باز هم تکرار همان قبلیها! یک نمایش از هواداران! خیزش! و بعد سکوت و سکوت و سکوت... باز هم جانهایی که گرفتند و صداهایی که خاموش کردند و... تا کِی؟ این را مثل همیشه با بغض پیش خودم تکرار میکنم؟ تا کِی؟ تا کِی؟؟؟ دیشب که باز پیامکهای مضحک، نه یکی بلکه دو تا دو تا میآمدن ...
میدونم شرایط سختیه و کسی هم نیست باهاش بتونین حرف بزنین یا حتی یکیو دارین که بخواین باهاش حرف بزنین ولی محیطی نیست که بتونین ارتباط برقرار کنین نمیدونم چه تعدادتون هست ولی اگه به چند نفر برسه امروز براتون سرور اوکی میکنم بتونین راحت حرف بزنین. فقط یه کامپیوتر یا لپ تاپ باید داشته باشین واسه هر کی ...
اینجا دوباره هوا ابریست. دوباره باران نمنم میبارد. دلم این هوا را تا ابد میخواهد، بهشت برای من همین روزهای بارانیست. باران که میبارد دیگر چیزی از جهان نمیخواهم، باران همه چیز است. صبح که از خواب بیدار شدم، آسمان را که دیدم، صبحانه خوردم و از خانه خارج شدم، به سطح شهر رفتم و زیر باران قدم زدم، ...
در حال حاضر بخاطر ملی شدن اینترنت تنها منبع فیلم و سریالم فیلمجو یا دلفان هستش؛ البته فیلمیو و سایتای دیگه میارن ولی این سانسور نیست و جامعتره! خدا خیرشون بده واقعا تو این روزا تنها جاییه که هم رایگانه هم آرشیو کاملی از فیلمای مختلفه ایرانی هندی کره ای چینی هالیوود و غیره.. البته تو گوشی نمیشه سرچ ...
هنر مرد بودن ، یعنی خواستن و نتوانستن و سرزنش شدن و پایدار ماندن و باز خواستن و باز نتوانستن و باز سرزنش شدن و باز پایدار ماندن . . شاید بگوید امروز چه کسی خواسته و توانسته ، ولی جز مردان این تفاوت را درک نمیکنند که برای کسی بخواهی ، و از صد خودت مایه بگذاری و نتوانی و هم توسط او سرزنش شوی! .. با ک ...
حالا حالاها ول کن نیستن انگار :)) یه ماه رو شاخشه. ببینم بعدش این همه بیکارو کی تحویل میگیره آقامیری در پاسخ به اینکه این محدودیت تا چه زمانی ادامه خواهد داشت گفت: زمان بازگشت به حالت عادی در آینده اعلام خواهد شد و قطعاً مسائل امنیتی باید از سوی مراجع مربوط اعلام شود. وی درباره تامین خدمات اساسی ...
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ادامه مطلب ...
دیشب بعد از مدتها نگاهی به پست هایم انداختم ، چه روزهایی رو پشت سر گذاشتیم ، چه روزهایی رو پشت سر گذاشتم ، این مدت آدم دیگه ای بودم ، خیلی اتفاقات افتاد ، که هیچ کدامشان نوشته نشد ، مادر برای همیشه رفت ، مشکلی که از دستای ما بزرگتر بود حل شد ، یه مدت همه چیز روی روال بود ،شاد ترین آدم روی زمین من بو ...
اور کت تبریز ام را پوشیده ام گفت «فراری ئی؟!» «نه!.. ۱۷ ماه بهشان خدمت کرده ام بس است دیگر از سر شان هم زیادی است» «اور کت شان را پس چرا نگه داشته ئی هنوز؟!» «گرم ام می کند، جنس خوبی دارد! پوتین شان را هم دارم، نو، واکس خورده، می خواهی ئیش؟! مفته مفت میدم اش به تو، بیرون یک و نیم میلیون میارزد ها!» ...
میخوان ملت چیکار کنن حالا؟ بشینن خونه تلویزیون نگاه کنن؟ بخوابن؟ از کجا بیارن بخورن؟ ...