بالاخره تونستم نمرات بچه ها رو توی سیدا ثبت کنم. از این قسمت معلمی که باید نمره بدی و ثبت کنی و فلان خیلییی بدم میاد و اصلا باهاش کنار نمیام. دفتر کلاسی و بخش های ریز ریزی که باید پر بشه که کابوسمه. ولی خب..چاره ای نیست. امروز یک بهمن و یک شعبانه و حس و حال تحویل سال داره واسم..همکارا یه دورهمی ترتی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

دیروز از سر بی حوصلگی کمدم را تمیز کردم عجیب است که بی حوصلگی گاهی آدم را به دقیق ترین جاها می برد چیز های زیادی آنجا بودند که هنوز نگهشان داشته بودم  به امید اینکه یک روز به کار بیایند کتابی که خاله ام هدیه داده بود و سال ها منتظر مانده بود تا من به زمان خواندنش برسم یا آن پیراهن قرمز رنگ بزرگی که ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

از سر شب دارم با خودم کلنجار می‌رم. برای خوابیدن، برای آسون‌ترین راه فراری که بلدم. اما کار نمی‌کنه. هزاران بار گوشی رو خاموش و از خودم دور کردم ولی بازهم به خودم میام که دارم پنل بیان رو رفرش می‌کنم. تلگرامی نوشتن بدجور بدعادتم کرده. ایده‌هام از متن و نوشته و یک موضوعی که بشه در چند بند ادامه‌ش داد ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

چقدر همه چیز با سرعت نور میگذره، انگار همین الان بود که داشتم فکر میکردم فردا ناهار ماکارونی درست کنم اما الان دقیقا یک روز ازش گذشته و باید برای ناهار فردا فکر کنم، اونایی که غذای خونه رو میپزند میفهمند غذا پختن یه پروسه است ، فکر اینکه چی بپزی یه پروسه دیگه :| تازه اینکه فلان چیزی که فکر کردی با ا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

در زندگی‌ام همیشه منزوی بوده‌ام و از آدم‌ها فراری.  هر نقطه از جهان که باشم ناخودآگاه چشمانم جای خلوتی می‌یابند و به آن سمت می‌روم. در دوران مدرسه دوستان زیادی نداشته‌ام، یعنی راستش را بخواهید هیچوقت در مدرسه اصلاً دوستی نداشته‌ام، شاید باورش برایتان سخت باشد اما این حقیقت است. در مدرسه بسیار کم‌حرف ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

نمی دانم چرا دوباره نوشتن را شروع کرده ام. شاید از ملی شدن نت باشد ولی ان موقع‌ئی که اینترنت وصل بود هم، بدرد من منکه نمی خورد! انها که مرا می شناسند، می دانند. اینروزها نزدیک ترین چیزی که به دراگ دارم، همین نوشتن است. حالام ساعت ۱۱ و نیم شب است و «آسمان یکریز می بارد!». ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

نیاز دارم که ساکت باشم. تو خودم باشم. گوش ندم به اطرافم و حواسم فقط به کارم باشه. دوست دارم روی گوشام فیلتر بذارم، فقط صدای نسخه جدید تو سیستمه، نسخه آما ست؟ فلان دارو رو داریم؟ آموکسی و مترونیدازول باهم چقدر میشه و...» رو بشنوم، و فیلتر بذارم رو گلوم جز صدایی که کلماتش مترادف دارو و نسخه‌ست از دهنم ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

    bayan tools شادمهر عقیلیادامه میدمت دانلود موزیک رسیدیم به شب هفتم. همونطور که شب ششم لو دادم قراره برای امشب تنها آهنگ شادمهر داخل گوشیم بذارم. آهنگ من ادامه میدمت. شادمهر آهنگای عالی زیادی داره ولی من از هر خواننده معمولا فقط یکی دوتا آهنگ دارم. اینطوریاس که قرعه شادمهر فقط یه آهنگه.  ش ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

"هیچ چیز مثل قبل نمیشه.." به مامان گفتم. دیشب، وقتی روی مبل، خیره به تلویزیون دراز کشیده بودم. شب قبلش مامان بزرگ روی مبل تک‌نفره نشسته بود و من روی زمین به پاهاش تکیه کرده بودم. از بالای سرم دستام رو دید و پرسید:«آیسان تو ناخن می‌خوری؟». چیزی نگفتم. من دیگه ۱۸ سالم نمیشه. احمقانه‌ست که چقدر..از ای ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

فکر کنم حدود یک ساعت، خواب بودم‌. از اون خواب‌های عمیق. داشتیم با آلما انیمیشن می‌دیدیم که چشمام سنگین شد گفتم من داره خوابم می‌بره، این قسمت تموم شد تو برو ریاضی بخون منم یکم ب خوا ب... دیگه چیزی یادم نمیاد :)) تا دختر همسایمون در زد، همون که دوست و همکلاسی آلماست. همون که هر وقت در بزنن قطعا ایشون ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید