وقتی میرم خونهی پدری خیلی دوست دارم برای مصطفی هم یک کارهایی بکنم. این هفته به سرم زد بچهها رو با خودم ببرم سینما، البته به شرطی که فیلم خوبی هم در حال اکران باشه، اینطوری شد که چشمم خورد به این انیمیشن و دیدگاههایی […] ...
در خانه مان، موش دوانده کسی، یا شاید هم خودش دویده امده! حالا گیر اش نمی توانیم بیاندازیم. یاد قصهٔ ماهی سیاه کوچولی صمد بهرنگی افتادم که چقدر نثر آشغالی داشت و یک عده جوان که دانشاموختهٔ اکسفورد و سوربن و برکلی بودند و به ایران که برگشته بودند، آن قصه را شبها برای همدیگر دیکته می کردند و روزها، امو ...
یکی دو ماه می شود که تلویزیون را شکانده ام! توی هال، وحشت انگیز شده، گاهی صدائی از تهویهٔ آشپزخانه میاید که سر مان را گرم می کند. گفت «یعنی حالا می نشینید و به دیوار نگاه می کنید؟!» خمیازه ای کشیدم، صبح شده بود، ساعت از ۷ گذشته بود، به ۸ می رسید! «شاید به دیوار یا به انچه ورای ان باشد!» «یعنی چی؟! ...
امروز با دکتر صحبت کردم. دعوتش کردم به گفتگو. کتاب فوقالعادهٔ شهریار و شهروندان را گذاشتم وسط. گفت نه کتاب را خوانده، نه علاقهای به صحبت توی این موقعیت دارد. گفت خودش را مضحکه نخواهد کرد. حق هم دارد. خبر آمد اینترنت را مرحله به مرحله وصل خواهند کرد و فعلا برای تجار و بازارگانان اینترنت وصل شدهست. ...
شاید باورتون نشه که سررسیدی که این روزا دارم توش مینویسم مال سال 1385 هست! تا وسطاش نوشته بودم و حالا در عرض چند روز رسیده به 18 دی ماهش و با این سرعتی که دارم پیش میرم احتمالا تا هفته اول بهمن 404 دووم نیاره. خیلی تمرکزم خوبه،این فکر مشغولی هم ته ذهنم رقص سماع می کنه که وای دفترت داره تموم میشه ب ...
امروز سر کلاس زبان انگلیسی تچیر که میخواست بهم بگه ببین رضا هر کی توی یه چیزی استعداد و توانی نداره چند جلسه اومدی ؟ بیا این پولش این اضافه تر فقط برو و دیگه نیا ؟ اگر جایی منو دید برو راه تو کجا برو، به کسی هم مگو من تیچر ت بودم فقط برو!؟ ...
فهمیدم وقتی خشمم رو مینویسم کمتر عصبانیم .جایی که خودم رو تخلیه میکنم بیانه و نیروی زیر دستم متاسفانه! که البته اون پر رو تر از این حرفاس خوشبختانه و میدونه تحت فشارم که سرش غر میزنم ...شاید اون هم جای دیگه جور دیگه خشمش رو تخلیه میکنه ... که قطعا این کار رو میکنه... مدیر عامل هم از من به عنوان سطل ...
چرا یه عده میگن سه شنبه یه عده جمعه چه خبره؟ ...
همین الان یکی دیگه از سریالهایی که این چند روز درگیرشون بودم، تموم شد. The pitt. جالب بود، دوستش داشتم. نمیدونم چرا اینقدر به فیلمها و سریالهای بیمارستانی علاقه دارم وقتی موقع انتخاب رشته تنها چیزی که بدون هیچ دردسر و فکر اضافهای از گزینههام حذفش کردم، تجربی بود. کتاب نخوندهم امروز. باید برم ...
بعد از مدت ها اینترنت وصل شد و گوگل در دسترس قرار گرفت. اما نتایج به صورتی هست که انگار داخل ذره بین دارم سرچ میکنم. نه عنوان صفحه و نه توضیحات نشون میده. فقط اسم سایت ها رو نشون میده علت این اتفاق هم این بوده که به مدت طولانی سایت هایی که سرور هاشون داخل ایران بود، توسط گوگل دیده نمیشدند و به همین ...