بدتر از قطعی اینترنت اینه که اصلا نمیدونم کی وصل میشه یا اصلا وصل نمیشه؟ کاش حداقل تاریخ وصل شدنش رو میگفتن خیلی سخته ...
زل زدم به صفحه بیان هیچ چیز نمینویسم هیچ چیز نمیتونم بنویسم . توی اپ طاقچه میچرخم لابلای بریده کتابها چقدر آدم های زیادی هستند که نمیتونن بنویسن . انگار توی یه سیاره دیگه ام قبل از اختراع اینترنت قبل از تولد اولین انسان.... دوباره هیچ چیز نمینویسم .... مثل قبل مثل همین یک ماه پیش که بیان تاریک و خ ...
اون وقتی که من مدرسه میرفتم و آبلهمرغون گرفته بودم. امتحانهای خرداد بود. تو اومدی خونهی ما و برای من یک عالمه خوراکی آوردی. تو مهربون، خوب و سرحال بودی. تو میخندیدی. تو زنده بودی. زنده و مهربون. چرا فکر نکردم یه روزی میرسه که نیستی؟ البته هنوز هم مهربونی. فقط زنده نیستی. چقدر دلم برات تنگ شده ...
کسی برام کامنت گذاشته که خوب شدن مردن ایشالا اعدامشون میکنیم ایشالا که تک تکشون بمیرن و ... کاری به عقاید سیاسی ندارم از لحاظ انسانیت ... چرا انقدر ما عاشق اینم که بقیه بمیرن؟ این همه خشم از کجا میاد؟ خب بالافرض که اون ادم ها هم مردن چه اتفاقی برای تو رخ میده؟ تو عمر ابدی داری؟ نمی میری؟ اصلا ب ...
چرا داری غصه میخوری؟ من رو نگاه، هوش، یعنی هماهنگ شدن با شرایط و بردن بهترین استفاده. باهوشانه عمل کن، خب؟ خوندن بلد نیستید شما؟ فقط میخوام دستهام رو بشورم بابا، فقط یه لحظهست. به نظرم این هم بهت میآد. عجب، که اینطور؟ حالا به این زودی بلیت نمیگرفتی، یه کاریش میکردیم. مثلا چه کار؟ اون پیرزن ...
«تو آدم خوبی هستی. من احتمالا آدم خوبی هستم. ما آدم خوبی هستیم و امید داریم. و این فعلا از همه چیزای دیگه تو این دنیای به این وحشتناکی ارزشمندتر و مهمتره.» به عنوان کسی که 90 درصد زندگیش رو با نگران بودن و تلاش برای پیشبینی تکتک اتفاقات بد زندگیش گذرونده، صحبت کردن از امید یه مقدار خندهدار ...
فیلیمووو رو باز میکنم میزنم رو بفرمایید شام باز میکنم دارن میخندن خوشحالن حالم بدتر شد قطعش کردم یاد حرفهای فرزانه افتادم میدونی چند نفر دیروز مردن !!!! وااای چند نفر داغدار شدن چند تا مادر داره آتیش میگیره؟ نمی تونم از فکرش درییام میخوام حالمو خوب کنم ولی اصلا شدنی نیست شما هم مثل من از خدا ...
سلام. من از زندگی دیگری میآیم، از جغرافیای دیگری، از زمان دیگری، از جایی که همه چیزش با جایی که شما در آن زندگی میکنید فرق دارد. مدتی هست روی زمین شما و کنار این آدمها دارم زندگی میکنم. حقیقت این است که اینجا محیط مناسبی برای زندگی نیست، شما هم اصلاً شبیه چیزی نیستید که من انتظار داشتم. زندگی را ...
خدا از هر کسی به اندازه توانش کار میخواد ، حالا یکی توانش در حد رئیسجمهور ، یکی هم توانش در حد حرف زدن و استوری گذاشتن تو واتساپ! به خودت بیا و به اندازه توانایی که داری واسه خدا کار کن ، هیچ چیز رو (هیچ) تلقی نکن. ...
خشک آمد کشتگاه من در جوار کشت همسایه گرچه میگویند: می گریند روی ساحل نزدیک <سوگواران در میان سوگواران> قاصد روزان ابری داروگ، کی میرسد باران؟ بر بساطی که بساطی نیست در درون کومهی تاریک من که ذره ای با ان نشاطی نیست و جدار دندههای نی به دیوار اتاقم که دارد از خشکیش میترکد - چون دل یاران که ...