می‌دانی چرا اینجاییم؟ می‌دانی چرا منتظر پایانت در ساعت دوصفر بودیم؟ وقتی عزیزی از آدم جدا می‌شود، حتی لحظه‌ی رفتنش هم دل‌خواستنی‌ست. می‌نشیند و تماشا می‌کند که تو بند کفش‌هایت را ببندی، در آغوشت می‌گیرد و برای آخرین بار احساست می‌کند، به چشم‌هایت زل می‌زند، دستت را نوازش می‌کند، تو بی‌رحمانه رها می‌ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

نمی‌دانم اینکه آدم بعد از آخرین پست وبلاگش دوباره پستی منتشر می‌کند، چه معنی دارد، شبیه این می‌ماند که آدم بعد از مرگش دوباره به زندگی برگردد یا مثلاً شبیه آن مهمان‌هایی که بعد از کلی خداحافظی‌کردن، برمی‌گردند و دوباره در خانه را می‌زنند چون چیزی جا گذاشته‌اند. در پست قبل گفته بودم که به بلاگ‌اسکای ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

دیگر تمام شده، تقلای بیهوده نکن. وقت خداحافظی‌ست. «حس شاعرانه» و «از بودن و نوشتن» دو وبلاگ من در بیان بودند، دو وبلاگی که همیشه عجیب آن‌ها را دوست داشته‌ام و حالا وقت خداحافظی با آن‌ها و خداحافظی با اینجاست. چه جدایی تلخی، تلخ‌تر از همه‌ی جدایی‌های عاشقانه. دلم برای اینجا و برای شماها خیلی تنگ خواه ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

داشتم سلسله‌پست‌هایی درباره‌ی پایان بیان می‌نوشتم که ناگهان جنگ شد. امروز که داشتم اخبار را می‌خواندم، مثل روزهای قبل نبود، یعنی اخبار مثل روزهای قبل بود اما من مثل روزهای قبل نبودم. تیتر اخبار را می‌خواندم و رد می‌شدم، انگار که مشغول خواندن اخبار عادی هستم، انگار که دیگر موشک و جنگنده و پهپاد مثل پ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

یک عمر سرزمین ما را پای ایدئولوژی‌های‌شان عقب راندند و زندگی ما را نابود کردند. یک عمر علیه کشورهای دیگر شعار دادند و مرگ فرستادند و برای کشور هزینه تراشیدند. یک عمر برای جهان شاخ‌وشانه کشیدند و تهدید کردند. در «جنگ دوازده روزه» دنبال این بودم که بدانم مردم آمریکا چه احساسی نسبت به جنگ کنونی دارند، ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

سال قبل درست در چنین زمانی زمزمه‌هایی مبنی بر بسته‌شدن بیان در سطح بلاگستان پخش شد و بین اهالی وبلاگ دست به دست می‌شد، یادم هست پستی با عنوان «به احترام بیان و آدم‌هایش» منتشر کردم و در بخش‌هایی از آن نوشته بودم که: «این روزها از گوشه و کنار شایعاتی می‌شنویم مبنی بر اینکه سرنوشت بیان هم شبیه به میهن ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

وبلاگ‌های زیادی بودند که دلم می‌خواست یک روز بنشینم و آرشیوشان را بخوانم. انسان‌های زیادی در بیان بودند که دلم می‌خواست نظری در وبلاگشان بگذارم تا شاید با آن‌ها ذره‌ای ارتباط بگیرم، اما هیچوقت فرصت نشد. خیلی از بیانی‌ها را می‌شناسم و سال‌ها وبلاگشان را می‌خواندم، بدون اینکه آن‌ها ذره‌ای از من چیزی ب ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

بخشی از قشنگ‌ترین روزهای زندگی من در اینجا گذشت. من از بیان و آدم‌هایش چیزهای زیادی آموخته‌ام، من به بیان و آدم‌هایش خیلی مدیونم. بخش از قلب من در بیان جا می‌ماند و بخش‌های زیادی از بیان در اعماق ذهن و قلب من به یادگار می‌ماند. دلم برای اینجا تنگ می‌شود. من دلم خیلی تنگ می‌شود. آنقدر زیاد که شاید رو ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

بیا از لحظه و جغرافیا رها شویم، بیا به دنیای دیگری سفر کنیم، بیا یادمان برود قبل از این کجا بودیم و چه می‌کردیم، بیا فراموشی بگیریم و خاطرات و ناخاطرات‌مان را از یاد ببریم، بیا از ظرف زمان بیرون بیاییم، چشم‌های‌مان را بشوییم و در جهانی دیگر همه چیز را زیباتر ببینیم. می‌پرسی «مگر می‌شود فراموش کرد، م ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

گیرم که زندگی با تو راه نیامده باشد، گیرم که کمی ملایمت‌های زمانه آزارت داده و بخت با تو یار نبوده. گیرم گلایه داری و از زمین و زمان می‌نالی؛ آخرش که چه؟ این زندگی ماست، گاهی خوب و گاهی بد، همیشه که نباید بر وفق مرادمان باشد. زندگی‌کردن در ناز نعمت و لای پر قو که دیگر اسمش زندگی نیست، روزگار را بی‌ه ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید