نمیدونم کی و کجا میخواد نسل اینایی که با سرماخوردگی میان بیرون و بقیه رو مریض میکنم منقرض میشه. عن خانوم عملا صدتا سرفه زد تو محیط عمومی کاش یک بزینه تو اون کنکورت که صد ماه دیگست و حتما از الان باید با مرضت بیای دهن بقیه رو سرویس کنی. آخه یه جا هم نیستی که هی راه میری و زر میزنی. بعد بقیه میگن چیش ...
یک مصاحبه از خورخه بورخس نویسنده آرژانتینی دیدم که خبرنگار از او پرسید: - آیا مادرتان درباره آثار شما نظر می داد؟ جواب داد: - بله. یک بار من داستانی نوشتم در مورد دو برادر که عاشق یک زن می شوند. در نهایت برادر بزرگتر زن را می کشد. اما، نمی دارند چگونه این خبر را به برادر کوچکتر بدهد.من نمی دانستم ا ...
من طوریم اگه یه شب ماه و ستاره ها رو نبینم دلتنگ میشم انگار انرژیم افت می کنه و بی حال می شوم یه بار اینو به دوستم گفتم گفت ساختمون های بلد اینقدر زیاد شدن که جلو دید ستاره هارو گرفتن تصور اینکه بخوام همچین جایی زندگی کنم منو به مرز جنون می رسوند ولی آسمون حق همه اس چرا بعضیا می خوان اینو هم از مردم ...
تقدیم به همه ی آنهایی که رنجشان از درک ما فراتر است! ذهن انسان دارای حالتی است که در مواجهه با تراژدیهای غیر قابل تحمل، به یک نوع بیحسی روی میآورد. این حالت یکی از مکانیسمهای بقای روانی است. از منظر عصبشناختی، آمیگدال (مرکز پردازش ترس در مغز) و هیپوکامپ (حافظه) در مواجهه با تروماهای شدید، ممکن ...
امروز بعد از حدود دو هفته ی پر چالش و خستگی و بی انگیزگی و هزاران هزار حس بی خودی ، یه کم حس نشاط و سلامتی میکنم و دارم نقشه میچینم که زودتر بپیچم برم ب کلاس موسیقی م برسم . دیشب وقتی کارامو کردم و سازمم زدم شامم بارگذاشتم ، یه آهنگ خوب پلی کردم و سیگار کشیدم و چقدررر این سیگار ب من چسبید . ب یکی از ...
اومدم ذهنم رو مرتب کنم برم.ممنونم از دوستانی که کامنت میزارن و دلخوش میشم. دیروز به معنای واقعی کلمه لهههههههههه بودما یعنی مامانم شاید بدون اغراق ۲۰بار تا ۳۰بار از سرجاش،پاشد و رفت سرویس و هر سری هم شیر آب رو باز میزاره باید هر سری بریم شیر رو ببندیم .اینقدر کلافه بودم و دلم هم براش میسوخت چون واقع ...
بعد از سفر کنیا خیلی علاقهمند شدم سفرنامه بنویسم، هنوزم به این موضوع گیر دادم، برای اولین بار اتود اولیه کتابم رو هم نوشتم، ولی در نیومده بود کار، متوجه نمیشدم، برای چند نفر فرستادم ایراداتی گرفتن ولی نمیفهمیدم تا اینکه یکیشون این دورهی «از […] ...
من متنفرممممم از دردل کردن متنفرم از گفتن برخی مشکلات به کس دیگه ای متنفرمممممم حس بد می گیرم بذارین آدما همینجوری که توی مغزمون ثبت شده بودن باقی بمونن.. ...
پایان تلخ سریال تاسیان همه جا حرفشه حقیقتا واقعا تلخ بود و یک بعد از ظهرم هم حالم رو گرفت.. اما دنیا واقعی سختی ها تلخی هاش خیلی بیشتره... کاش آخر تلخی و سختی های دنیا مثل پایان بندی سریال تاسیان بود..اما متاسفانه خیلی بیشتر و فراتره کدوم فیلم سازی میتونه داستان یک مادر یک کودک غزه ای رو بسازه؟ اصن ...
چند روز پیش سخت سرماخورده بودم این پسر صبح بردم دکتر و سرم و دارو و بعد اومدیم خونه و من خوابیدم و برا شربت عسل درست کرد برام سوم اماده کرد و من تا شب استراحت کردم و بله زندگی همین هاست که وقتی توی سختی هستی یه نفر حواسش بهت هست همه بار زندگی رو روی دوشش میندازه و بهت میگه تو فقط استراحت کن حالت ...