امروز وقتم آزاد تر بود، کتاب قبلی رو تموم کردم از بین کتاب های، کتاب خونه این رو انتخاب کردم صفحه اول چه جمله نور بخشی نوشته... یه مطلبی خواستم بنویسم، چند وقت دست دست می کنم بنویسم یا نه؟ ...
نشستم سیگار میکشم و ب سبد گلی که هدیه گرفتم نگاه میکنم. کاش گل هاش هیچوقت خشک نشن .. خیلی قشنگن . خیلی . .. امروز رفتم سر کار جدید . خوب بود. آروم بود. شبیه خونه بود ، انگار وارد یه خانواده شده بودم ، خیلی آروم نشستم پشت میزم و یه سری کارا رو سر و سامون دادم، تو سکوت ، تو آرامش ، کسی باهام کار نداش ...
نمیدونم اثر مریضیه. امروز حتی نتونستم تا جلو در برم. چندتا چیز مختلف رفته تو مخم اما اون از همه بزرگتره پیگیری میکنم با ما باشید تا فردا هفت صبح. ...
امروز اومدم خونه، لیلی گفت باید بریم سینما، من دوست دارم با تو برم این فیلم رو ببینم. وقتی جمله رو اینطوری شروع میکنه یعنی راهی برای در رفتن وجود نداره، برای عصر بلیت گرفتیم و رفتیم این فیلم رو دیدیم. اینکه ایران تلاش میکنه […] ...
خاکستری عزیزم، تابستان 2025 مرد و امروز دفنش کردم. براش گریه کردم چون بالاخره تنها تابستانی بود که تونستم علایق جدیدی رو درون خودم کشف کنم و دلم بخواد که بیشتر ادامه داشته باشه. بعد از 2019 دیگه هیچ تابستانی اینقدر بهم نچسبیده بوده. چند تابستان اخیر همش اورثینک می کردمق بی انگیزه شده بودم و وقتم رو ...
سلام شروع پاییزتون مبارک ما از امروز میتونیم یه کولر روشن کنیم و بقیه اتاقها با پنکه سقفی میشه سر کرد خوب اقلیم اینجا اینجوری هست امیدوارم نگاه لطف خدا به همه مون باشه و باران لطف و باران زندگی بخش هستی و زمین باهم بر سر همه مون بباره شما بلند بگید آمییییییییییییییییییییییییین تابستون هم تموم شد و ر ...
اینایی که الان داره واقعیت ها رو میگن و همو خراب میکنن و هر چیزی نگفتن میگن مثل امیرر و سودا...مجبورن چون وجهه هم گروهیاشون خراب شده و از اونا پیروی کنن وجهه خودشونو بیشتر خراب میکنن. ...
امروز تولدمه و روز سوم سرما خوردگی و روز آخر pms و اعتدال پاییزی و چند روز بعد خورشید گرفتگی.احتیاج داشتم چای مرکبات درست کنم اما پرتقال پیدا نکردم.توی دست راستم دمنوش دارچین لیمو و عسله. الان دوباره نوافن خوردم و سرم مثل زودپز داره میچرخه و گردنم مثل دسته طی خسته شده.فکر کردم تا حالا موقع تولدم مر ...
حدودا دو روز قبل، یهویی دلم خواست که یکی از ایدههایی که همیشه تو سرم بود رو عملی کنم. ساختن یه اپلیکیشن تو دو لیست، ولی یکم متفاوت تر. توی این اپلیکیشن میتونی بیای برای یه کار، اسم بنویسی، اهمیتش رو مشخص کنی، دسته بندی رو مشخص کنی و اضافه کنی. بعد که انجامش بدی، بر اساس اهمیتی که داره، لبخند هدیه م ...
اومدم خونه دیدم شاهین ب شدت مریض شده منم نشستم گریه کردم . الان چشمام درد میکنهههه ...