یک - امروز فیلترنت وصل شد. من ۴ ماه قبل پیش‌بینی کرده بودم که هیچوقت وصل نمی‌شه مگر اینکه عقلی در اینجا جوونه بزنه یا کسب‌وکارها فشار بیارن. که احتمالا دومی پیش اومده. خوشحال نیستم، فقط کمی احساس می‌کنم سبک‌تر شدم.دو - با وصل فیلترنت، مطالبی که توی ویرگول امروز منتشر شده هم خیلی کاهش پیدا کرده. بلاگ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

اسامی مختلفی داشته‌اند. وهم‌ها را می‌گویم. کسانی که پیش‌تر نبوده‌اند یا بعدتر جای خودشان را به وهم دادند. از وقتی که به درک بهتری از این رسیدم که من در مرکز جهان و توجه نیستم، بلکه غباری کم‌ارزش در پهنه این کهکشان و این تاریخ طول و دراز هستم، از ابراز خودم و این وهم‌ها کمتر می‌ترسم. چون که حتی در به ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

آخرین نامه‌ای که گرفتم سال ۲۰۰۰ میلادی بود. اگرچه بعد از آن بسته‌های زیادی گرفتم اما هیچکدام نامه نبودند. منظورم از نامه سیمکارت و کارت بانکی و... نیست. نامه به آن شکل اصیل خودش که کسی با دست‌خط خودش چیزی برایت می‌نوشت و چند روز تا چند هفته بعد به دستت می‌‌رسید.شش - هفت ساله بودم و با آن قد و قواره ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

کسایی که به معنای واقعی کلمه مثل من سریال‌باز هستن، زندگی‌کردن و بزرگ‌شدن با کاراکترهای سریال‌هارو بهتر درک می‌کنن. من اصلا درباره سریال ایرانی صحبت نمی‌کنم. سریال‌های ایرانی اصلا هیچوقت در این ابعاد بزرگ نشدن و نمی‌شن. چون معمولا هزار شکل سانسور می‌شن و اون داستانی که باقی می‌مونه هیچ ربطی به پیرنگ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

Lonely days fall like drops in the lake of our loveI go down to the edges of lakeWhere I wait through the night for the dawn light to break 1And no rack can torture me2 similar to thought of your remembrance of my griefMy soul at liberty3god is nothing but reproachfuland I hide behind this mortal bo ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

از اکت عاشقانه‌ای که پارتنرش برایش انجام داده بود نوشت که No Words, Just Action. برای یک نویسنده که در بیشتر دوران زندگی‌اش کلمات تنها دارایی او بوده، تماشای زوال کلمات در نگاه آدم‌ها سخت‌تر از هر چیز دیگری‌ست. ولی نمی‌توان کتمان کرد که همانقدر که کلمه‌ها بیشتر از گلوله‌ها آدم کشته‌اند، کلمه‌ها بیشت ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

نشسته بودم و داشتم نوبت‌ها را چک و کنترل می‌کردم. این کار هم سخت است و هم روز تعطیل ندارد. باید مطمئن شوی هیچ چیز از قلم نیفتد و کار همه را راه بندازی. تا زمانی هم که کسی باقی نماند طول می‌کشد. مهم نیست چند ساعت از نیمه‌شب گذشته یا اینکه آفتاب طلوع کرده یا نه. اینکه اصلا از خستگی سلول‌های مغزت به رع ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

کمتر در نقطه‌ای بودم که توانایی برآورده‌کردن آرزوی دیگران را داشته باشم. اگرچه کسی هم می‌توانم بگویم که هرگز در جایی نبوده که بتواند‌ آرزویی از من برآورده کند. یعنی ممکن است کسی جایی در زمان خاصی، خواسته‌ای در حد یک لطف یا هر چیز دیگری که اسمش را بگذاریم از من کرده باشد، اما آن چیز خیلی یا اصلا شبیه ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

هوا گرگ و میش بود. بیشتر این موقع‌ها هم‌دیگر را می‌دیدیم. یعنی وقتی بیشتر فهمیدم هستی که مجبور بودم در آن سن و سال، در آن ساعت از روز از خانه خارج شوم. با این حال تو بیشتر از این‌ها را از من دیده‌ای. کاش می‌شد آن همه چیزی که بعدا اتفاق افتاد را هم می‌دیدی. قدت بلند بود و به آنچه که آدم‌ها پشت درب جا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

بعد از آنکه از تنم عبور کردمتو در وادی ناشناخته‌‌ای ظهور کردی.آنجا که وطن به مثابه تن،سلول به سلول مرا به نبرد وامی‌داشت،تو صلحی بودیپس از قرن‌ها جنگ.از اینکه دوستت داشتم،از اینکه میان اردیبهشت برف می‌بارید،از اینکه تیر می‌خوردم و زنده می‌ماندم،از اینکه بی‌دهان‌ تو را می‌بوسیدم،از هیچ و بدفرجامی،به ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید