❄️ تو را دوست دارم بیآنکه بخواهمت، مثل نسیمی که بر شانهی گندم میوزد بیآنکه بداند زمین از نفسش سبز میشود. تو را دوست دارم نه از دلتنگی، نه از خلأ، که از شوقِ حضورِ بیدلیل. دوستت دارم چنان که ماه بر پنجرهی هر خانه میتابد بیآنکه بپرسد چه کسی بیدار است، و چه کسی در خوابِ تنهاییاش به او مینگرد ...
از بعد امتحان یه نوبت با پزشک صحبت کردم و بعد از اون مودم به طرز عجیبی افت کرد بخاطر همین یه داروی جدید نوشت و امروز اولین نوبت سیتالوپرام رو هم استفاده کردم. گفت اتاق رو هم جابهجا نکن! تا ببینم چه میشود... امروز چهارمین روزی بود که از درسخوندن خبری نبود. واقعا یه عده چجوری میتونن اینشکلی زندگی کن ...
از صبح انقد به بقیه مشاوره اطفال دادم که شیطونه میگه پولیش کنم-_- تازه چند نفر کاندید هستن واسه دریافت جزوههام. فک کنم باید درس خوندن رو دوباره شروع کنم مودم بشدت پایینه. باید بهتون سر بزنم... ...
قسم به خوابیدنِ بدون تنظیم آلارم. ...
چندوقت پیش تو کتابخونه، هندزفریم رو دزدیدن. الان با هندزفری سیمی قدیمیم، که فقط یه گوشش کار میکنه، تو تاریکی تکیه دادم به دیوار اتاق و دارم آهنگ افسار چاووشی رو گوش میدم و از عمق وجودم گریه میکنم. بچهها رفتن بیرون که به مناسبت تموم شدن اطفال و شب یلدا کیک بگیرن آره امروز بالاخره سومین امتحان اطفال ...
وقتی راه زندگی را دیگران عوض میکنند: آیا همیشه تقصیر خودمان است؟ گاهی در انزوای شب، وقتی مسیر زندگیام را مرور میکنم، به این فکر میافتم که کدام پیچها را خودم انتخاب کردم و کدامها را کسانی که حتی نامشان را به خاطر نمیآورم، برایم رقم زدند. حقیقت این است که زندگی، همیشه داستان خطی انتخابهای آگاه ...
مرحله اول امتحانم گذشت. یادم باشه خاطره شیرینش رو ثبت کنم. مرحله دوم و سوم که اصل کاریه مونده واسه شنبه و یکشنبه. بعد از اونا، حتما خواهم نوشت. دکتر داروهام رو چند روزی میشه که تغییر داده. راجب حالم، دکترم، داروها، جابهجایی از اتاق، رابطهام با نون، حتما بزودی خواهم نوشت. کارهای جوجو داره جلو میره. ...
نمیدونم کجای کارم می لنگه؟ مثل کسی شدم که دست رو هر چی میزاره همون برعکس میشه/ جور نشد بریم مشهد! دلم خیلی میخواست! همسرم با اینکه سر ماه نزدیک 90 تومن حقوق گرفته ولی میگه الان فقط ده تومن داره و نمیتونیم هتل و بلیط رزرو کنیم!!!!! خیلی خنده داره واقعا!!!! البته دروغم نمیگه طفلک من در جریانم! به هر ح ...
ای انسانها... ای ستارههای زمینی، که از دور چشم اندازی از امید میسازید. در فاصلهها،هر یک چراغی میدرخشید، بیگناه و پاک، چون باد بهاری که بوی شکوفه میآورند، اما هرگز شکوفهای را نمیشکنند. از دور، هر نگاهتان دریایی است آرام، هر حرکتتان رقصی است با آهنگِ خاموشِ ستارهها. دستانتان چون شاخههای بید ...
ساعت حدودا یک شبه! در حالی که سردرد دارم میخوام سعی کنم درسی که امروز قرار بود بخونم و نتونستم رو جبران کنم و بخونم! همزمان دارم به این فکر میکنم که فردا مامانم نیست بچه رو کجا بزارم و چجوری ساعت ۱۲ و ۲۰ دقیقه برسم سرکار چون سرایدار کوفتی مدرسه با مدیر لج کرده و دیگه نیست پس ما باید زودتر بریم!!! در ...