سلام صبحتون پر از نگاه مهربون خدا؛میدونم که خدا جونم داره میگه ای بنده ناسپاس تو تنهایی هات من رو دعوا میکنی اینجا ریاکاری میکنی اما خوب خودت میدونی که من هم یه بنده ناتوانم وقتی کم میارم پناهی جز تو ندارم پس همه غرهام سر خودت میزنم که ازم دلخور نمیشی تلافی هم نمیکنی تو ارحم الراحمین هستی ،الان خدا ...
*افسردگی اساسی*افسردگی اساسی یه اختلال روانی جدیه که فقط یه "غم ساده" یا "بیحوصلگی مقطعی" نیست. توی این حالت، احساس ناراحتی، پوچی یا بیارزشی حداقل دو هفته یا بیشتر ادامه داره و زندگی روزمرهی فرد رو بهطور چشمگیری مختل میکنه.🔍 علائم رایج افسردگی اساسی:غم و ناامیدی مداومبیعلاقگی به کارهایی که قبل ...
سال 85 بود . تازه فوق لیسانس قبول شده بودم و همزمان لیسانس دومم رو هم میخوندم . یادمه سرکلاس اقتصاد خرد 2 بودیم استاد مطلبی رو چندین بار توضیح داد و مدام بچه ها سوال می پرسیدن انگار که متوجه نمی شدن ، دستم رو بالا آوردم و گفتم میشه من توضیح بدم گفت بله بله حتمامن که توضیح دادم استاد پرسید فهمیدین ؟ ...
ادامه انعکاس درد 1 مانی چیزی نگفت. نگاهش به عکس شکسته بود. قاب، درست از وسط صورت او ترک خورده بود. « خستهام، مامان...» صدای مانی، شکستهتر از قاب عکس بود. مادر فقط نگاهش کرد. نه نصیحتی، نه توبیخی. تنها چشمانش پر از اشک شد و همانجا، در سکوتی تلخ، دستی بر موهای پسرش کشید. برای اولین بار، مانی نه عقب ...
همه چیز داشت خوب پیش میرفت. صبح زود بیدار شده بودم، صبحانهی خوبی خورده بودم، به خانه و زندگی رسیده بودم، دوره آموزشیام را پیش برده بودم، اندکی مجازگَردی کرده بودم، ناهار مفیدی خورده بودم و نشسته بودم پای مدل کردن طرحها و آزمایش کردنشان. اما خیلی کاری از پیش نبرده بودم که مهمان نخواندهای از راه ...
خیلی خسته ام... امروز تلاشم خیلی کمتر از روزهای دیگه بود..بابتش ناراحتم...تلاش کردن که حس و حالی نیست...یک پروژه مستمره..حتی با حال بدم باید تلاش کرد...من امروز تلاشم کم بود...و فردا تکرارش نمی کنم ...
امروز نشستم با لیلی یک فیلم خوب ببینم، رسیدم به این فیلم، باورم نمیشه چنین فیلمی رو دیدم. اصلا درک نمیکنم چطور چنین فیلمی ساخته میشه! برای من که تجربهی از دست دادن یک دوست خیلی صمیمی رو توسط سرطان داشتم، لحظه، لحظهی فیلم دردناک […] ...
هدف این روزهام اینه که یادم بره ساعت چنده. فهمیدن زمانی که ساعت نشون میده، بهم میگه یه کاری کن. یه وظیفهای داری. یه جایی یه چیزی انجام نشده. زود باش. یاد برنامهریزی کنکور میفتم که دو ساعت دو ساعت زمان رو بخش کرده بودم و هر بار سراغ یه درس میرفتم. میخوام از بند اون برنامهریزی که قراره باعث پیشرف ...
از دیروز به شدت آشفتهام. آشفته که میگویم بینظمترین حالت ذهنی بخوانید. انگار که من شدهبودم تنبلترین شاگرد دنیا! نه فقط در درس خواندن در همهی کارها و چقدر حس بد داشتم. همه چیز برایم سخت بود. احساس میکردم دانشآموز دبستانی هستم که آخر شب یادش آمده فردا املا دارد و برگه املا نخریده است یا نمید ...
و نویسندگانی که با واژههای محمود دولتآبادی شوآف میکنند. ...