تردید بین عشق و نفرت؟ تردید بین دوستی و دشمنی؟ چگونه؟ چطور میشود یا این باشد یا آن؟ چرا هم این نباشد هم آن؟ این را کسی میگوید که عاقبت به ارتداد رسید. مرتدِ عشق تو شد. اما نمیداند حالا که از عشق تو برگشته، آیا به آیین نفرت است؟اینها را باید از تو میپرسیدم. آن هنگام که دستانم، دستان تو را در خود ...
دخترِ يكى از خانههای كاهگلیِ چند كوچه بغلتر از درمانگاه، خورده بود زمين و دندان شيری كوچكش حسابی شكسته بود. صبح زود با مادربزرگش آمد و پشت در اتاق من، و پشت چادر مادربزرگش، قايم شد. انگار كه همه چيز مرتب بود؛ ولی درست تا وقتی كه به نيممتریِ آن اتاق با آن آمپولهای بلند و آهنينش برسد. مدام يك سری ...
خداوند میفرماید زمانی که بنده ام با انجام کردار نیک به من نزدیک شود،«آنگاه به او عشق میورزم.وقتی به او عشق میورزم، گوش او میشوم که با آن میشنود، چشم او میشوم که با آن میبیند،دست او میشوم که با آن میگیردو پای او میشوم که با آن راه میرود.»این است هدف نهایی عشق.این همان نقطه ای است که انسانها به خدا ...
بگذار ببينم از كجا شروع شد؟ آهان. يك روز نسبتا سرد و دلچسب بود كه برخلاف انتظار، شانس به من كامل رو نكرده و فقط كمى تا قسمتى سهرخ، روبهرويم ايستاده بود. صبح و كارهايش به غايت خستهام كرده بود و من از فرط همين خستگی، كمی زودتر از معمول به خواب ظهر فرو رفتم و بسيار ديرتر از معمول، از آن بيرون آمدم. ...
سلام خدمت همه ویرگولیای گل گلاب حال و احوال؟!خب من از اون دسته آدمایی هستم که باید برای هرچیزی از قبل برنامه ریزی کنم بنابراین لیست کارهام رو معمولا مشخص میکنم...برای هرچیزی داخل لپ تاپم باکت لیست مخصوص نوشتم«باکت لیست کارای تابستون_باکت لیست برای دوران دانشگاه_برای ازدواج_قبل ازدواج_برای کارای خوب_ ...
پسر من فاویسم داره ، حساسیت باقالی ، یک سری از داروها براش منع مصرف داره . هر بار که می برمش دندانپزشکی میگن سیتانِس می زنیم و کار رو انجام میدن . چندی پیش یک دندانپزشکی بردمش کار که تموم شد تو ماشین بی حال شد و خوابش رفت ! هرچی می زدم تو گوشش به سختی جواب می داد. تندی رفتم کلینیک و ازشون پرسیدم که ...
سلام سلام:)همین اول بگم که این پست یه کوچولو زیادی طولانی شده به خاطر اینکه داستان کنکورم رو تعریف کردم و ممکنه براتون خسته کننده باشه...یجورایی بیشتر یه پست شخصیه اما خب اون مابین ممکنه حرفی هم باشه که به دردتون بخوره😊🙏🏻خب داستان درس خوندن من مفصلهخلاصه بگم من به عنوان بچه درسخون مدرسه که نمره کمتر ...
تهیه شده توسط گروه تحقیقاتی شادی جدیدفک کن که توجهت مثل یه چراغ قوهاست که فقط میتونه روی چند تا چیز متمرکز بشه. وقتی تو افکار منفی، تجربیات سخت گذشته، یا ایدههای منفی درباره خودت گیر میکنی، همونطور که چراغ قوهات گیر کرده، به این افکار برمیگردی و هر بار دوباره بهشون فکر میکنی. این الگوی فکری م ...
سلام...از وقتی که یادم میاد و وارد سن نوجوونی و دوران پر تلاطم بلوغ شدم تحت تاثیر چیزای مختلفی قرار میگرفتم یجورایی داشتم سعی میکردم یه هویت مستقل و دلخواه رو برای خودم شکل بدم!اما نمیدونستم چجوری؟! هرچیزی که به نظرم خوب میومد توجهم رو جلب میکرد و در اسرع وقت دوست داشتم امتحانش کنم.داستان زندگی یه ن ...
تهیه شده توسط گروه تحقیقاتی شادی جدیداگه مثل من باشی، هر روز که از خواب بیدار میشی، با خودت میگی: "خب، امروز دیگه اون روزیه که زندگیمو میتونم کنترل کنم."ولی هر روز زندگی، یه سری اتفاقات پیشبینینشده جلوت میذاره.خیلی از درد و رنج ما از اینجاست که سعی میکنیم همه چیزای زندگی رو کنترل کنیم. این ی ...