قرصهایام را بالا میاندازم تا شاید از این خوابهای لعنتی راحت شوم. خسته شدهام از دیدن بیماری، مرگ، دعوا، بدبختی و مصیبت آن هم هر شب خدا! میگویند این خوابها افکار سرکوبشدهام هستن، بهفرض هم که باشد، آیا این عدالت است که توی بیداری با هزار و یک فکر و رنج و مشکل دستوپنجه نرم کنی و عدهای را که ...
ستارههای روی زمین به کارگردانی آر.اس پراسانا آکسانی است بر نسخهی ابتدایی خود که توسط عامر خان کارگردانی شد. فیلم تابوتی از ماجراهای غیرِارادی را در خود دارد که فرصتِ تفکر به پرسوناژِ خود نمیدهد و او به یک باره وسط ماجرایی دوستداشتنی میاُفتد. سینمای هند بخشِ دوستداشتنیاش را مدیونِ عامر خان و ر ...
میدونیم که کشورایی مثل جمهوری آذربایجان، ارمنستان، گرجستان و اسرائیل که از لحاظ جغرافیایی آسیایی حساب میشن یا حتی روسیه و ترکیه که بیشتر خاکشون توی آسیاست، توی سیاست و ورزش کشورهایی اروپایی هستن!به قسمت سیاسیش کار ندارم، چیزی که من دنبال میکنم و برام جالبه عضویت اونها توی ورزش اروپاست. خب مسلمه ...
ناتور دشت به کارگردانی سید محمدرضا خردمندان قهوهی تلخی است که از روی آشِ نَپُختهی سینمای ایران که با هیچ شکری پایین نمیرود. این فیلم نمادِ گُسَستِ جامعه با هنرمند شده که با بهانه تراشیدنها در ابتدای خود مانندِ آن که: بر اساس یک داستان واقعی است، میخواهد گُفتمانی غیرِواقعی را لاپوشانی کند. اعترا ...
دیروز صبح، هنوز کامل بیدار نشده بودم که ناگهان صدای محکمی آمد. یک کبوتر خاکستری به پنجرهی نیمهباز اتاقم خورد و بیحال افتاد کف اتاق. جا خوردم؛ قلبم تند میزد. چند لحظه فقط نگاهش کردم. بعد آرام بلند شدم و گرفتمش. با احتیاط روی لبهی پنجره گذاشتم تا پرواز کند—اما نکرد.وقتی دقیقتر نگاه کردم، دیدم چش ...
شما امید دارین ؟ خیلی امیدوارید ؟ هر بار که کاری رو شروع می کنید خیلی امید دارید که میشه و به نتیجه می رسه ؟من اصلا به امید اعتقادی ندارم ! ! ! !من هربار که کاری رو شروع می کنم ، هر بار که به آخر چیزی فکر می کنم ، هرگز امید ندارم که میشه یا به نتیجه می رسه ! البته خیلی ها میگن که تو ناامید هستی ، ام ...
بازگشت شرلوک هولمز: نشانهی انتقام با نوشته و کارگردانیِ بهزاد سیفی فرصتی مطالعاتی برای گُفتمان پیشرو و جاودانه در تئاترِ اصفهان حولِ محورِ یک کارآگاه است. مِتُدِ کشفِ جنایت تا اندازهی زیادی من را به یادِ «قتل در قطارِ سریعالسیرِ شرق» 1974 سیدنی لومت، انداخت. البته از خصوصیاتِ خوبِ چند بُعدی بودن ...
تو سیزیف سال ۱۴۰۴ هستی؛هر روز شرق به غرب شهر را بههم میدوزی تا بیشتر بتوانی جان بِکنی و دمار از روزگار خودت درآوری، بیآنکه بدانی چرا!میدانی رئیست مانند عُنُقِ مُنکَسِره انتظارت را میکشد تا تلخی جدیدی به رگهایت تزریق کند، اما تو باز هم بهتاخت به سوی او میروی.میدانی ایدههایت برایِشان پشیزی ارزش ندارد ...
آریاشهر دونفر ساختهی حمید بهرامیان که در کارنامهی خود «ملاقات با جادوگر» را نیز دارد، یک هژمونیِ جنسی با تمرکزِ بر لفاظیهای اِروتیک است. بهرامیان در گفتوگویی عنوان داشته که کیفیتِ سینما پایین آمده، من اتفاقاً میخواستم به این مُهم اشاره داشته باشم که این کیفیت را کمّیتِ چُنین آثارِ سطحی و مُناظر ...
قسمت سوم_"مامان میترسم من... میترسم که بمیرم... همین الان خودم رو در برابر یه موجود خیلی عظیم میبینم که نیروی معنوی عظیمی حس میکنم که در برابرش مثل یه حشره کوچیک موزی ام که هر لحظه ممکنه دستش رو دراز کنه و لهم کنه...من اینجا تو قلمرو اونم می دونم اگه الان زنده بودی از شنیدن اینکه من به این جزیره اوم ...