کج پیله به کارگردانیِ هاتف علیمردانی پروازی است در آغوشِ کرمهای شبتابِ خاموش که شعری با زبانِ بونوئلای، لوئیس بونوئل کارگردان و فیلمسازِ اسپانیایی، و همراهیِ انتزاعیْ از جنس «مسخرهباز» همایون غنیزاده، را یادآوری میکند. النازِ شاکردوست مهارت بالایی از هنرِ بازیگریِ خود را به نمایش میگذارد. هم ...
از آشفتگی محتوا تا مرجعیت در گوگل: راهنمای جامع و دلسوزانه ساخت خوشههای موضوعی با AIمقدمه: وقتی محتوای تو وسط شلوغی اینترنت گم میشه...واقعیت اینه: همهمون این حس رو داشتیم که بعد از ساعتها نوشتن و انتشار، هیچ بازخوردی نمیگیریم. مقاله مثل یک صفحه ناشناس توی میلیونها صفحه دیگه غرق میشه. چرا؟ چون ...
متا تگها شاید کوتاه باشن، ولی اثرشون روی سئو از صد تا مقالهی بلند بالاتر باشه.یه Meta Title (عنوان متا) خوب میتونه مثل قلاب عمل کنه — هم برای گوگل، هم برای کاربر.و Meta Description (توضیح متا) همون متنیه که قراره کاربر رو قانع کنه تا روی لینکت کلیک کنه.اما یه سؤال مهم:آیا هوش مصنوعی (AI) میتونه جای ...
مجنون به کارگردانیِ مهدی شامحمدی تصویرِ سینمایی از یک جَنگِ ملّی ندارد بلکه تصوری بر شناختِ ناشناختههای جنگزده. آنچه در این فیلم مهم است نمایشِ برتریِ فکریِ ایرانیان همواره بر دشمنان بوده. وقتی فرمانده میداند با این تعدادِ کمِ نیرو نمیتواند جلوی انبوهی از توپ و تانکِ دشمن را بگیرد از طبیعت کمک گ ...
دنبال یک موقعیت هرچند کوچک برای دود کردن یک سیگار می گشت ولی می ترسید سیگاری که مخفیانه از زمین آورده بود را دود کند... همین سیگار کوچک می توانست در سفینه یک فاجعه ی بزرگ به بار بیاورد می توانست سیستم ضد حریق فضا پیما را فعال کند و اوضاع را بد و بدتر کند. لوگ هرشب به همان تصویر از زنی که در ساحل قدم ...
جزایر قناری به کارگردانی عادل معصومیان و نوشته حسین مهکام سینمایی از جنسِ پایین بدنهی ایران است که دستِ فیلمفارسیهای قبل از انقلاب را از پُشت بسته. منْ که ادعا میکنیم خیلی فیلمبازم و هر فیلمی را تا انتها باید ببینم و بعد دربارهاش نظرم را بگویم نتوانستم این به اصطلاح فیلم را تا پایان تحمل کنم. ...
آدم فروش با نامِ سابق تابستان همان سال به کارگردانی محمود کلاری فیلمِ عجیب و خوبی است. در این آشفتهبازار سینمای ایران که عامریان فیلم و کریم امینی مانور میدهند، این فیلم یک غنیمتِ جنگی محسوب میشود. قبل از پرداختن به خودِ فیلم باید این توضیح را بدهم که یکی از وکیلها در فضای مجازی نظری داده بود را ...
جلوی آینه به خودش خیره شد..._"به نظر خیلی خسته میای... میخوای یه قهوه ی غلیظ بهت بدم؟... "لوگ با صدای گرفته اش گفت" البته... "بازوی مکانیکی خم شد و مایعی سرخ رنگ را درون ماگ ریخت و سپس بالا رفت و جمع شد... لوگ ماگش را برداشت و به مایعی که درون آن ریخته شده بود چشم دوخت خوب می دانست چیزی که در حال تم ...
در این دو سه روز، گهگاهی به اسارت فکر کردم. بدا به حال من که در لحظه آن ایدهها را یادداشت نکردهام. با این وجود تهماندههایی از آنها هنوز در ذهنم باقی مانده است. تا ببینیم دوست چه میخواهد.اسارت، اسارت، اسیر، اسیری، به اسیری گرفتهشده، به اسیری گرفته، اسیرِ اسارتگاه، اسیر دشمن، اسیر دوست، اسیر خو ...
بعضی عشقها تمام میشوند، بعضی هرگز. بعضی هم فقط شکلشان عوض میشود.گاهی در یک عکس قدیمی میمانند، در خیابانی خاص، یا در جملهای که هیچوقت تمامش نکردیم.عشق، مثل فصلهاست؛ میآید، میرود، برمیگردد، اما همیشه چیزی از خودش جا میگذارد.برای همین وقتی خودنویس از من خواست داور مسابقهی «سه فصل عشق» باشم ...