برای یک زندگی معمولی ساخته‌ی عباس رافعی جایی در سینمای اجتماعیِ ایران ندارد. فیلمی که پُرواضح است علی اوجی آن را برای نرگس محمدی ساخته؛ کاری که رامبد جوان در «نگار» برای نگار جواهریان کرد. سینمای ایران تبدیل به دغدغه‌ی ارتباطاتِ شخصی شده و این اصلاً خوب نیست. در تمامی پلان‌ها یک لحظه از سارا، محمدی، ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

استنلی کوبریک : کارگران تو فیلمسازیحتی اگر فیلمی نسازیسینماجادوییستکه جوهره خود رادر وجودت میفشاندفیلم بانی و کلاید وقتی خود را در تصاویر غرق میکنیدر قلبت را به روی سینما باز کرده ایجادویی که تو را در بر میگیردو از آن پستو هم فیلم ساز میشویفیلم رومن هالیدی هنگامی که دشتی را میبینیتصاویر تکه تکهدر ذه ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

استنلی کوبریک : کارگردان تو فیلمسازیحتی اگر فیلمی نسازیسینماجادوییستکه جوهره خود رادر وجودت می افشاند فیلم بانی و کلاید وقتی خود را در تصاویر غرق میکنیدر قلبت را به روی سینما باز کرده ایجادویی که تو را در بر میگیردو از آن پستو هم فیلم ساز میشویفیلم رومن هالیدیهنگامی که دشتی را میبینیتصاویر ، تکه تکه ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

قرمز یواش با کارگردانیِ علی جبارزاده مصداقِ واضحِ ماهی گرفتن در سینمایِ گِل‌آلودِ بدنه‌ی ایران است. در حالی که سینما باید حالِ مردم را خوب کند و به عنوان سنگرِ مقاومتِ فرهنگیِ در هر ساختاری شناخته می‌شود، متأسفانه چُنین فیلم‌هایی آبروی نظام را می‌برند و باقی مانده‌ی فرهنگِ آن را تضعیف می‌کنند. به اُ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

بعضی داستان‌ها را برای خوابیدن و بعضی دیگر را برای بیدار شدن می‌نویسند. از بین تمام‌شان یکی را خیلی دوست دارم، آن هم داستان کتنیس اِوِردین است.دختری از منطقه دوازده که داوطلب می‌شود به جای خواهر کوچک‌ترش در «بازی‌ گرسنگی» (The Hunger Games) شرکت کند. همه چیز از همین فداکاری و شجاعت شروع می‌شود. چون ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

۱.یه زمان یه بابایی بوده به نام جویس ، این کارش تو معدن بوده ، ماهی هفته ای یه بار با قطار میومدن سراغ اینو و همکاراش که ببرنشون خونه ، تو راه از سیبری رد میشدن ، برادرمون جویس یکم خجالتی بوده سر همین وقتی قطار تو راه وایمیساده که اینا برن یه گوشه ای دستشویی کنن این میرفته پشت درختا و بوته ها که کسی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

۱.یه زمان یه بابایی بوده به نام برد ، این کارش تو معدن بوده ، ماهی هفته ای یه بار با قطار میومدن سراغ اینو و همکاراش که ببرنشون خونه ، تو راه از سیبری رد میشدن ، برادرمون برد یکم خجالتی بوده سر همین وقتی قطار تو راه وایمیساده که اینا برن یه گوشه ای دستشویی کنن این میرفته پشت درختا و بوته ها که کسی ن ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

۱.یه زمان یه بابایی بوده به نام جویس ، این کارش تو معدن بوده ، ماهی هفته ای یه بار با قطار میومدن سراغ اینو و همکاراش که ببرنشون خونه ، تو راه از سیبری رد میشدن ، برادرمون جویس یکم خجالتی بوده سر همین وقتی قطار تو راه وایمیساده که اینا برن یه گوشه ای دستشویی کنن این میرفته پشت درختا و بوته ها که کسی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

۱.یه زمان یه بابایی بوده به نام برد ، این کارش تو معدن بوده ، ماهی هفته ای یه بار با قطار میومدن سراغ اینو و همکاراش که ببرنشون خونه ، تو راه از سیبری رد میشدن ، برادرمون برد یکم خجالتی بوده سر همین وقتی قطار تو راه وایمیساده که اینا برن یه گوشه ای دستشویی کنن این میرفته پشت درختا و بوته ها که کسی ن ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

امشب بعد از مدتها یه فیلم عالی دیدم که قشنگ تو قلبم رسوخ کرد و باعث شد باهاش حالم خوب بشه دقیقا عین یه وعده چلو کباب چرب بعد گرسنگی بود ، این چند وقت فیلم زیاد دیدم ولی هیچکدوم به بانی و کلاید نمیشد واقعا قشنگ و دلنشین بود ، شدیدا به عشق بین بانی و کلاید حسودیم شد .میدونی همیشه وقتی میزنه و یه فیلم ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید