امروز یک لحظه داشتم به پسر جدیده فکر میکردم و پیشنهادی که داد. نه این که بخوام برم توی رابطه و اصلا الان همچین چیزی برام مطرح باشه، نه. فقط بهش فکر کردم و بعد از چند ساعت فهمیدم چه جالب، حالا توی مرحلهای قرار گرفتم که پیشنهاد بقیه ناراحتم نمیکنه و این جور فکر میکنم که: شاید تجربهای متفاوت و خوب ...
قسمت اول: آینهها دروغ نمیگویند خانهی مادربزرگ بعد از سالها باز شده بود. بوی چوب نمخورده، هوا را سنگین کرده بود. نورِ عصرگاهی از لای پردههای خاکخورده رد میشد و بر کف اتاق نقش اشباحی قدیمی میانداخت . نیکی، با کنجکاوی کودکانهای که هیچوقت درونش خاموش نشده بود، در اتاقها پرسه میزد. روی طاقچه ...
نمیدونم چرا امروز مضطربم. آروم نیستم. تپش قلب و احساس میکنم توی دلم رخت میشورن. رختار رو خیس اویزون کرد به بند دلم و همین طور داره همه چیز بهم ریخته و خیس میشه. اه. بعدا نوشت: دارومو فراموش کردهبودم بخورم. چقدر عجیبه این اضطراب. ...
رمان مدرن در دورهای به وجود آمد که اندیشههای جدید در فلسفه و علم، نگرش انسان به خویشتن و جهان پیرامونش را بهکلی دگرگون کرده بود. عطف توجه از واقعیت برونذهنی به واقعیت درونذهنی، از جمله ویژگیهای مهم رمان مدرن است که در تکنیکهایی مانند سیلان ذهن و تداعی و همچنین ساختار دَوَرانی متبلور میشود. ه ...
میشه انقد یکیو دوست داشت که به خاطرش بغض کرد.. یه چیزی تو مایه های گریه از سر ذوقه .. من هنوز وقتی به کراش بچگیام فکر میکنم یه همچین حسی رو تجربه میکنم ! یه بغض .. یه حسرت عمیق شاید اگه بهش میرسیدم این حس ها از بین میرفت ، چون با خود واقعی ش آشنا میشدم ، که ممکن بود مثل شاهین اذیتم کنه که ممکن بود خ ...
بسم الله من نمیفهمم مدارس تعطیل کردن که ملت بشینند سرجاشون تا ویروس شیوع پیدا نکنه.. یا تعطیل کردن که برن مسافرت و مهمانی... بابا شما شجاع..اما اون صاب خونه بدبخت شاید براش مهمه که تو این وضعیت مهمون نیاد خونه اش شاید بچه کوچیک داره بیماری زمینه ای داره شاید بارداره ...اصن شرایط خاصی نداشته باشه میخ ...
حرف برای گفتن زیاد دارم، درد دلم زیاده ولی نمیتونم بنویسم! حالا حس میکنم اتفاقات تازه ای در زندگیم داره رقم میخوره، هر چی جلوتر میریم زندگی انگار بی رحم تر و واقعیت هاش آشکارتر میشه! حالا دیگه حس میکنم فرزند دومم قطعا دختره و امسال هم حتما تو دانشگاه مورد علاقه ام قبول میشم! ...
امروز با صدای بارون بیدار شدم! یه حس خوبِ عجیبِ دمِ صبحی داشتم! چشمامو بستم و به صدای بارون گوش کردم. به هیولا گفتم میدونی میخوام امروز چیکار کنم؟ هیولا گفت چیکار؟ گفتم میفهمی! هیولا که کنجکاو شده بود، موقع مسواک زدن هی میپرسید و میخواست از زیر زبونم حرف بکشه! اما نگفتم. لباس پوشیدم و هندزفری مشکیای ...
1. الکی ترین ویدیویی را که در عمرم دیده ام را امشب در اینستاگرام دیدم. طرف داشت ترفند الک کردن آرد را به مخاطبان نشان می داد و ترفند این بود: بجای اینکه آرد رو بریزیم روی الک.الک رو بذاریم روی لیوان پر از آرد و تکان دهیم. ◇ یک جور عجیبی به من برخورد از بس احمقانه به نظرم رسید این به اصطلاح ترفندشان. ...
یه چیزی ناراحتم کرده.. نه الان ها خیلی ساله، از حرف های یکی دلگیرم طی این سال های به اندازه کافی ناراحت شدم وگریستم عادت نداشتم گاهی بگم گور پدرش اما اینبار نه یک بار بلکه چندمبن بار توی دلم خودم و حتی بلند تر طوری که صدای خودمو بشنوم گفتم گور پدر همشون.. گور پدر حرف خیلیاااا وناگهان احساس سبکی ...