به فاک رفته ام رفقا.امروز برای بک کاری که مقداری مهم بود برگشتم سرکار و هم ابلاغ خودم را دیدم و هم خانمی را که قرار است بیاید جای من مشاهده فرمودم. در مورد ابلاغ باید بگویم که برگشته ام به آب آب به عبارتی.یعنی جایی را برایم در نظر گرفته اند که عرب نی انداخت و من باید از اول کارها را یاد بگیرم در مور ...
امروز با همسر اثاثی که قرار بود ببریم با خودمون جزیره رو جمع و جور کردیم... همسر میگه دوتا حیاط خونه ای که گرفته داره ..قرار شد تو حیاط پشتیش سبزی بکاریم و کشاورزی کوچولو راه بندازیم... تو حیاط جلویی گل های فصلی بکاریم 😁 فک کن از خونه میای بیرون دریا رو ببینی... البته ساحلش همسر میگه یه کوچولو خطرنا ...
غریبه ی بی رحم سلام ؛ دقیقا ۴ سال پیش تو را دیدم و درست وقتی پر از احساس دوست داشتن تو بودم مرا رها کردی و رفتی ... بسیار خب گله ای نیست ؛ من گریه هایم را کرده ام، نامه های زیادی برایت نوشته ام که هرگز به دستت نرسیده ،گاهی پیش خدا از دلتنگی ام برایت گفته ام و چند باری تو را با همسرت دست در دست بی آن ...
هر وقت میرم دکتر، تا ننشستم روی یکی از مبلهای راحتی زرد رنگ، میپرسه چرا ارتباط با یکی دیگه رو امتحان نمیکنی؟ شاید کمکت کرد و فراموشش کردی! حق داره... نمیدونه تو بیشتر از یک "تو" بودی. تو 7 سال بهترین و تنها رفیقم بودی. 7 سال یارِ من بودی... ما با هم درس خوندیم، با هم گریه کردیم، با هم خندیدیم، با ه ...
داشتم فکر میکردم این پست را چگونه شروع کنم. از دوست داشن بگویم، دوست داشتن آقای ح که هر چقدر انکارش کنم باز هم رگههایی از آن را به راحتی را میتوانید در میان حرفهایم پیدا کنید یا از دوست داشتن کادوهایم تولدم بگویم! کادوهای تولدی که دوست های نادیده عزیزم فرستادند. فاطمه دوست قدیمی من از فضای مجازی ...
*به چشمان مادرم* در مترو نشستهای. سرِ خستهات را به شیشه تکیه دادهای و صدای ریتمدار قطار مثل لالایی عمل میکند. چشمانت بسته میشوند. خوابت میبَرد. وقتی چشم باز میکنی، ایستگاهی ناشناس روبهرویت است. نه تابلویی، نه آگهیای، نه حتی صدای هشدارِ درهای بستهشونده. بلند میشوی، گیج و خوابآلود، پا به ...
سارا زنگ زد و گفت: - خونه ای؟ می خوام یه سر بیام پیشت. - بیا. - مطمئنی جایی نمی ری؟! فیلم ها: فیلم: خلیج سکوت2020 The bay of silence نظر: خوشم نیومد.سوژه فیلم خیلی تکراری بود فیلم:شیفت آخر late shift2025 نظر: اوه عالی بود ◇ الان هم دارم فیلم نیکوکار بود(bad samartin) را از MBC می بینم که اگر تا آخر ...
همسر و پسر خوابیدن... و تازه من برای خودم وقت دارم که تو سکوت شب بشینم کاری که دوست دارم رو با خیال راحت انجام بدم بین فیلم دیدن و نوشتن مونده بودم...که فکر کردم نوشتن برام لذت بخش تره + خونه تمیزه سید لباس های کثیف خالیه و صبحانه ی پسر آماده اس...املت شام خیلی خوشمزه شد ..با پسر بازی کردم ، برای ...
امشب قلب از خواب قصد دارم آخرین تیر را در قلبم فرو کنم و آقای ح را از اینستاگرام آنفالو و ریمو کنم. کار بسیار سختی برای من است، بسیار بسیار سخت. دقیقا شبیه این است که خودم را در معرض تیر تیزی قرار بدهم و خودخواسته بگویم بله عزیزم بفرما در قلبم فرو برو! این کار را راستش از این جهت میکنم که دیروز فاط ...
قرار بود سحر حرکت کنیم به سمت مرز شلمچه، برنامه عوض شد عصر قراره بریم ماهم گفتیم تاوقت داریم یه بار دیگه بریم حرم.. بین راه از هم جدا شدیم هرکی یه سمت رفت منو طاهره باهم بودیم :) طاهره میگفت بریم حرم امام حسین من گفتم من دوس دارم بریم حرم علی اکبر.. طاهره گفت خب من می برمت حرم علی اکبر (همون جا بمون ...