باطنِ زیبا، عطریست که بیآنکه دیده شود، فضا را پر میکند . نرمی نگاه، گرمای واژه، صداقتِ بیمنت ... زیبایی واقعی، آنجاست؛ جایی در دلها، نه در قابها . و تنها دلهایی که بهراستی میبینند، آن را میشناسند . نسرین(مانا) خوشکیش/1401 ...
روزی که "گندم" با "سینا" ازدواج کرد، آسمان آبیتر از همیشه بود. دلش پر از امید بود؛ خیال میکرد با مردی همراه شده که در نگاهش عشق شعله میکشید. سینا آنقدر عاشقانه از او خواستگاری کرده بود که حتی مادر گندم گفته بود: «دخترم، خوشبختی جلوی پاته.» گندم لبخند زد و گفت: «آره مامان، من مطمئنم .» اما روزهای ...
وسط خونه دراز کشیدم ، باید جارو بزنم و آشپزخونه رو تمیز کنم ولی تو مرحله ی تصمیم مونده و حس عملی کردنش نیست هم شیفتی های امشب رو نگاه میندازم ،مورد پسند نمیباشد... انگاری امشب قراره به حوصله سر بر ترین حالت ممکن بگذره فردا که آفم باید خرید کنم و شروع کنم وسایلام جمع کردن حقیقتا نمیدونم چی باید بردار ...
بسم الله صبح ساعت ۴ و نیم برای نماز صبح پل شدم گفتم حالا که نماز پا شدم بزا نیم ساعت برای خودم تو سکوت خونه جدا از هر نقشی که دارم هرکاری دوست دارم بکنم و خودم و خودم تنها باشم.. نیم ساعت بدون بدو بدو کردن ...بدون ظرف شستن...شیر دادن به بچه...پخت و پز کردن طرح درس و ابزار و تکلیف فرستادن خورم باشم و ...
قصد داشتم اگر امشب دست به نوشتن ببرم برای تعریف کردن روزم باشد اما حالا ساعت یک و نیم، نیمه شب است. کمی دلتنگ آقای ح هستم. میگویم کمی چرا که پذیرفتم رابطه بدون سرانجام به درد من نمیخورد. آدم کارهای بیسرانجام نیستم. اما دلتنگی این حرف.ها سرش نمیشود. دلم گاهی برای صحبت کردن و آرامش درون مکالمه تنگ ...
من معمولاً برای آدمها گریه نمیکنم ،برای رفتاری که باهام کردن گریه میکنم، چون لایق اون رفتار نبودم و این دردناکه. ...
عشق دنیای مرا سوزاند، اما پیشکش داد از این دارم که دینم سوخت، دنیا پیشکش ای که میگویی طبیب قلبهای عاشقی! کاش دردم را نیفزایی، مداوا پیشکش دشمنانت در پی صلحند اما چشم تو دوستان را هم فدا کردهست، آنها پیشکش بسکه زیبایی اگر یوسف تو را میدید نیز چنگ بر پیراهنت میزد، زلیخا پیشکش ماهیِ تنهای تنگم، ک ...
امشب دوست دارم بیام حرف بزنم. بیام از همه چی بگم، از اوفلیایی که خیلی نزدیک حسش کردم یا از این که بین درس خوندن میرم بیرون کتابخونه قدم میزنم و یک کت و دامن چشمم رو گرفته بود، پروو کردم و الکی الکی نقش مدل رو برای خانم مغازه دار بازی کردم و فیلم و عکس گرفت برای پیج اینستاش. اگر خواهرم عکس رو ببینه ک ...
عجب پاییز خشک، دلگیر و مزخرفی که فعلا تنها هنرش این بوده است که نصف مردم را مریض کند و نصف دیگر را دلتنگ.البته گروه اول هم اگر امکاناتش را داشتند دلتنگ می شدند اما از بس ویروس سرماخوردگی ِاین پاییز شاهکار است که طرف را بارها می برد تا لبه بدرود از زندگی و زنده برمی گرداند تا جایی که دیگر مجالی برای ...
تو ذهنم زمان رو انقدر میبرم عقب که برسم به لحظه ای که چ به شوخی گفت ظرفارو چطور شسته؟ و مادرش گفت فعلا ازش انتظاری نیست... باورم نمیشه که میتونستم برداشت دیگهای از این حرف داشته باشم. فکر نمیکردم میتونست منظور مادرش این باشه که لازم نبوده ظرفارو هم بشوره! فکر کردم منظورش اینه که بد شستم... آه خدایا ...