Forwarded From در غیاب آبی‌ها•چند ماه قبل از این‌که نیکا را بشناسم، توی مسیرم گاهی آهنگ سلطان قلب‌ها را گوش می‌دادم. یادم هست همیشه قبل از آن، آهنگ ای ساربان پخش می‌شد و ناگهان از حال خراب و خسته‌ای می‌خزیدم توی حس عاشقانه و پرشور سلطان قلب‌ها. این آهنگ وادارم می‌کرد به معنای عشق و اثرش روی آدمی فکر ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

برای من حافظ چشمه است. از دل سنگ، همواره و منظم می‌جوشد. زلال و خوش و سبک. راحتم که مشت پرکنم و به سر و صورتم بزنم. بنوشم و صفایی کنم.اما مولانا مولانا اقیانوس است. مهابتش من را می‌بلعد. حجم سرور و سرخوشی‌اش برای سلول‌های بدنم ناآشناست. شوکه‌کننده است. دردآور است. یعنی انسان می‌تواند به اینجا برسد؟ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

به درجه‌ای از عرفان رسیدم که می‌روم توی بیکری، می‌چرخم، تک‌تک نان‌ها و شیرینی‌ها را بررسی می‌کنم، عطر نان تازه و مربای آلبالو و کره را عمیق استشمام می‌کنم، از خلاقیت و زیبایی لذت می‌برم و خیلی راحت بیرون می‌آیم. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

ایمیل رییس دپارتمان منابع انسانی را ساعت شش و نیم عصر روز جمعه دریافت کردم آنهم وقتی مرخصی استعلاجی هستم. لحن نامه برخلاف معمول سرد و distanced بود. مثلا همیشه می‌نوشت خانم دکتر فلانی، امروز اسم و فامیلم را نوشته بود و متلک طور که امیدوار است این مدت کمی بهتر باشم! و بعد فشار حداکثری را با مارکرهای ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

روزی که خیریه‌ی آبشار عاطفه‌ها با یه شماره‌ی جدید بهم زنگ نزنه، قطعاً روز مبارک و میمونیه! فرقی نمی‌کنه روز کاری باشه یا تعطیل، صلح باشه یا جنگ، صبح باشه یا شب، هر روز یه شماره‌ی جدید از آبشار عاطفه‌ها زنگ می‌زنه و درخواست کمک می‌کنه.یک بار حتی براشون توضیح دادم که شما وقتی بیش از حد روی یک چیز پافش ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

چشم و چراغ: شب جمعه‌ست، خدایا من شابدولعظیم می‌خوام، قم می‌خوام، مشهد می‌خوام، کربلا می‌خوام، نجف می‌خوام، مکه می‌خوام، مدینه می‌خوام، آسمان هفتم می‌خوام، عرش اعلاء می‌خوام، چرا که نه؟ آمین ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

کسی گفت:یکی را آنقدر می بخشی، تا دیگر دوستش نداشته باشی.و من (با همه وجود) حسش کردم. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

خیلی نیاز دارم که این روزهایم را روایت کنم، از طرفی اما می‌ترسم از گفتن خیلی چیزها. از این‌که مخاطب نوشته‌هایم فکر کند بیش از اندازه به دستاوردهایم می‌نازم و یا روایت‌های پیروزی به ورطه کلیشه زنان مستقل بیفتد.الان ساعت نزدیک ۲بامداد است و من در این خنکای شبی که انگار دستش به گیسوی پاییز دراز است، فک ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

اداره امور اتباع و مهاجران خارجی، شبیه هیچ اداره‌ای نیست که تا به حال دیده‌ام. اداره‌ها عموما یک ساختمان چندطبقه هستند که شهروندان واردش می‌شوند تا کارشان را پیگیری کنند. اداره اتباع یک ساختمان نیست. یعنی هست، اما تو را به «داخل» راه نمی‌دهند. فقط یک فضای بیرونیِ دمِ دری دارد: یک اتاقک که پلیس نیروی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

در میدان مسابقه گاوبازی، ماتادور (مات: با ریشه فارسی به معنی مرده. ماتار تغییر یافته مات در زبان اسپانیایی به معنی کشتن. ماتادور: کشنده)، ده دقیقه وقت دارد تا گاو خشمگین/زخمی را بکشد.اگر موفق نشد، یا اگر گاو رفتار عجیبی مثل ترک مبارزه از خودش نشان داد، ماتادور موظف است که زمین را ترک کند (ادامه مساب ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید