با توجه به برنامهای که برای آینده این جمع در نظر دارم باید بگم، اگر بیاید ضرر نمیکنید. ...
تلما و لوئیز را دوباره دیدم. اولین بار پانزده سال پیش به بهانه یک پروژه دیده بودم. آن وقت، نظرم این بود درباره فناست. الان فکر میکنم درباره بلوغ و رستگاریست. کوئیت آو تغییر نگرش، فقط خودم. ...
یه ژانری بود که میگفت نشوت بده ایرانی هستی، بدون اینکه بگی.یک فریم از ایرانیبودن: چند پیام بین من و مادرم.هزارمرتبه شکر بهخاطر این قطرههای عزیز ☔️🫧#ما ...
Forwarded From مجله خردورزی🔖در ذهن جمعی فلسطینیان، کلید نهتنها نماد خانههای فیزیکی، بلکه نمادی از کرامت، هویت و عدالت است که باید باز پس گرفته شود. 📝 از یادداشت فاطمه بهروزفخر، نویسنده، پژوهشگر و مدرس دانشگاه در شماره نهم خردورزی➕ جهت خرید مجله خردورزی، به ادمین پیام دهید:@ErfanKhalilifar📍مجله خرد ...
این متن را پارسال، همین روزها نوشتم. در فرودگاه مشهد، امیرخانی و زنش را دیدم. امام رضا برشگرداند 🤲🏽 ...
من اگر بشنوم مادری بعد از گذراندن دوران آلودگی هوا/مدارس مجازی، دچار فروپاشی روانی شده، هیچ تعجب نمیکنم. به همین دلیل برای خودم بالشتکهای محافظتیای طراحی کردهام که آسیبهای این دوران صعب کمتر بهم اصابت کند.یک. صبح که از خواب بیدار میشوم ابتدا رژ خیلی قرمز میزنم.این باعث میشود در نقش مدیر یک ش ...
دقیق چهار سال، و دقیق تر که هزار و چهارصد و شصت و یک روز، از گذر آرام تو از این صفحه، از گوشی همراهم، از خانه و شهرمان، از رویای آینده ای که نیامد و از باقی سرنوشتم می گذرد.فردایش، هزار و چهارصد و شصت روز پیش، قاره پیمودم که سحرگاه برسم بالای پیشانی ات و ببوسمت و بسپارمت به خاک مرطوب خزهبسته شهر با ...
تو زمانهای که تا خرهای #ریاکاری از پل گذشتن، دوباره تنظیمات کارخونه برگشت به روزگاری که «ایران» و طبیعت و تمدن و مردمش ، سیبلِ خشکسالی و آلودگی و مسابقات نمایشی دوهزاری شدن؛ ماها سالهاست از ایران خانم عاشقانه هواداری میکنیم و هیچوقت هم از جلوی چشممون دور نمیشه.برای وطنپرستان ۱۲ روزه میگم: شیر ...
تو زمانهای که تا خرهای #ریاکاری از پل گذشتن، دوباره تنظیمات کارخونه برگشت به روزگاری که «ایران» و طبیعت و تمدن و مردمش ، سیبلِ خشکسالی و آلودگی و مسابقات نمایشی دوهزاری شدن؛ ماها سالهاست از ایران خانم عاشقانه هواداری میکنیم و هیچوقت هم از جلوی چشممون دور نمیشه.برای وطنپرستان ۱۲ روزه میگم: شیر ...
یک روزهایی در دهه هشتاد، در خانه ما رمانهای #رضا_امیرخانی حکومت میکرد. همزمان که خواهرم "من او" میخواند، من "ارمیا" را تازه شروع کردهبودم و برادرم "ازبه" و این کتابها میگشت بین ما. آن روزها نمیدانستیم، اما حالا خوب میفهمم او چقدر حق کلمه دارد بر گردن ما. کاش برگردد..@derakhte_tafakor ...