چله یا یلدا؟هر چی دوست دارید صداش کنید، ولی گرامیاش بدارید؛ که ایرانی بودن و موندنِ ما، به واسطهٔ همین آئینها و جشنها و مناسبتها، هزاران ساله شده... (@mahdyartian) ...
پسر نوجوان، چندبار، طوری که من نشنوم به پدرش آن جمله را گفت؛ ولی من شنیدم. پدر و پسر از شهرِ دوری خودشان را رسانده بودند به تهران تا به مطب دکتری بروند. پدر زیادی بدخلق و عصبی بود. شاید بهخاطر تهران و شلوغیِ زیاد خیابانهایش که به آن عادت نداشت. احتمالا برای همین به راننده گفت میتواند سیگار روشن ک ...
قطعا نمیتوان مسخ را علیرغم ظاهر آن به چشم یک رمان صرفا فانتزی و تخیلی سرگرمکننده نگاه کرد. کافکا در این اثر سعی کرده با استفاده از نمادها واقعیت نهفته در داستان را شرح بدهد. برای مثال در ابتدای داستان با بدنی به طرز غیرعادی سنگین و بزرگ مواجهایم که میبینیم پاها علیرغم زیادشدن، توان حمل آن را ن ...
من عاشق لحظههای خستگی تو فیلما هستم. اونجایی که قهرمان نا نداره کاری کنه. نا نداره فکر کنه به اینکه کار درست چیه. قهرمانهای وسترن خیلی اینجوریان. وسط بیابون دور یه آتیش شبونه کنار یکی دو نفر اعتراف میکنند که نمیدونند باید چیکار کنند. اونجا که عقل آدم قد نمیده که باید چیکار کنه خیلی لحظهی واقعی ...
توی تاریخ شخصی هر ادمی بعضی شب ها تاثیرگذارتر است.مثل یلدا برای من..مثلن میتوانم بگویم یلدای هزار سال پیش در نهایت عاشقی بودم.یا وقتی میخواهم از جداییم حرف بزنم میگویم همه چیز از یلدای سه سال پیش شروع شد..اما یلدای امسال…با بچه ها امده ام کیش.تصمیم گرفته ام دنیا را سخت و جدی نگیرم.قلبم خالیست.دنیا خ ...
امسال مامان یک میز کرسی خریده از دیجی کالا،دور تا دورش را تشک انداخته و پر متکا و کوسن های نرم کرده،رویش هم لحاف دو نفره ی آبی تاچ انداخته به جای لحاف کرسی مخمل قرمز با توردوزی های سفید ،اما همین کرسی اسباب شادی همه مان می شود.هرکه پایش را میگذارد توی خانه خودش را سر میدهد زیر میز و گرما انقدر مایه ...
https://www.instagram.com/p/CF1yd19BJKT/?igsh=YXI0emc5MWx2aDdiInstagram@arefehhajhoseiniزمستان باید سرد باشد اما برای من فرار کرده از تهران پر از دود و آلودگی،زمستان گرم است،خواستنی ست ،با نسیمی خنک و بی وزن ،اینجا جزیره کیش است .به شب یلدا فکر نکردم و قبل از اینکه تلفن را قطع کنم گفتم :بیای خونه ،ن ...
مشتری: رفتم لاستیک اتوبوس خریدم فلانقدر میلیون، شما عکس من رو به قیمت پارسال حساب کنید.جواب دادم: منم کاغذ عکسی که قبلاً ۵ تومان بوده رو ۱۵ تومان خریدم، شما هم به قیمت پارسال از من کرایه بگیر!در سکوت کارتشو داد و رسا رمزشو گفت و منم تا قرون آخرش رو کشیدم!(نتیجهٔ اخلاقی: با مهدیار کلکل نکنید که از ...
مناسبتای ایرانی چه مشکلی دارن که تا موقعش میرسه، ناراحت میشن و یادشون میافته که دلشون خوش نیست و گرونیه و حوصله و وقت ندارن و دنبال راهی برای پیچوندنش میگردن ولی همزمان برای مناسبتای (حتی ناشاد) غیرایرانی، حوصله و وقت و پول دارن؟(کاش یکیشون بیاد بگه ایران چی کارشون کرده؟ که این طور باهاش مشکل ...
مشغول یکی از بازیهای مزرعهداری بودم که ناگهان کسی از جانب راستم که مشغول تماشای مزرعهام بود گفت: این چیه جلو مزرعهت این همه شلوغ کردی، اصلا هم قشنگ نیست. چند دقیقهای گذشت، آنگاه شخص دیگری آمد از جانب چپم باز مزرعه را دید و گفت: چقدر شلوغ است! آن شب تمام شد، من خوابیدم، دوش وقت سحر از غصه نجاتم ...