یک – سالینوس – بلاگ شخصی من – که اواخر ۴۰۴ در عمق تنهایی متولد شد، برای من تونست همه چیزهایی که ویرگول نداره رو جبران کنه. از شکل نوشتن گرفته تا امکان اجرای ترجیحات و سفارشیسازیهای مختلف. اینکه روزشمار قطع اینترنت رو اضافه کردم خودش یکی از همین مزایاست. روزشمار قطع اینترنت در صفحه … ...
( داستان کوتاه از : تهمتن )رفتم دم در ، توی چشمی نگاه کردم :_ کیه ؟ چی میخوای ..._از طرف هاشم اومدمسیگارمو برداشتم و شیکممو از زیر پیرهن خاروندم :_ هاشم خر کیه ؟_ هاشم ، هاشم خیری نمیشناسی ؟_ برو پی کارت مردیکه هاشم کیه ....مرده رفت پی کارش ...رفتم طرف کاناپه قوطی آبجو رو برداشتم و بازش کردم ، کنترل ...
( داستان کوتاه از : تهمتن )رفتم دم در ، توی چشمی نگاه کردم :_ کیه ؟ چی میخوای ..._از طرف هاشم اومدم سیگارمو برداشتم و شیکممو از زیر پیرهن خاروندم :_ هاشم خر کیه ؟ _ هاشم ، هاشم خیری نمیشناسی ؟ _ برو پی کارت مردیکه هاشم کیه ....مرده رفت پی کارش ...رفتم طرف کاناپه قوطی آبجو رو برداشتم و بازش کردم ، ...
بیاین براتون از دعواهای مامان بابامبگمچیزایی ک انگار توی خواب میبینمنمیدونمحتما شما هم عجیب تر از این هارو داشتینشده ۱۱ روز که مامانبابام حتی یک کلمه حرف هم با هم نزدن! دقتکنیدحتی یک کلمهمامانم از اتاق بیرون نمیاد و اگه کاری هم داشته باشه ب من ک فاصله ام باهاش در حد ی اتاقه زنگ میزنه! دقت کنید ز ...
درختان با هم آواز میخوانندو سرو ها میرقصندلب جادهسوز سرماو شکستن سکوت آسفالتبه سفر میرومنمیدانم مقصدم کجاستنشانی مرااز بلند ترین ستاره آسمان بگیرنشانم را از پیرمردی لالو دخترکی سوخته در عشق بگیرمرا از بالای کاج ها بنگرو از آن بالا برایم دست تکان بدهبه سفر میرومنمیدانم تا آزادی چقدر راه استاین را از ...
درختان با هم آواز میخوانندو سرو ها میرقصندلب جادهسوز سرماو شکستن سکوت آسفالتبه واسطه تایر ماشین ها به سفر میرومنمیدانم مقصدم کجاستنشانی مرااز بلند ترین ستاره آسمان بگیرنشانم را از پیرمردی لالو دخترکی سوخته در عشق بگیرمرا از بالای کاج ها بنگرو از آن بالا برایم دست تکان بدهبه سفر میرومنمیدانم تا آزادی ...
(به مناسبت بازگشایی کامنت ها :)درود دوستان پیامای زیادی داخل ناشناس ازتون گرفتم و خیلی خوشحال شدم از خوندنشونیه دوستی پیام دادن درباره تشکیل یه گپ نویسندگی که من باید بگم امکان این کارو ندارم ،کار داشتن با من که ازشون میخوام اگه ممکنه به آیدی بنده در بله پیام بدن :@mehgintدیگه اینکه دوستای عزیزم خی ...
از دور زیاد نگاهم میکرد ، نزدیک شد :-ببخشید ، چه کتابیه ؟دامن سرمه ای ، کفش های قرمز آلبالویی و رژ لبی پررنگ زده بود- رنج های ورتر جوان-وای چقدر من دنبال این کتاب بودماشاره ای به صندلی پشت گلدان روی میز کردم :-بفرمایید … بشینیدبا کرشمه ای صندلی را عقب کشید ، بند کیفش را از شانه بلند کرد و کنار گلدان ...
از دور زیاد نگاهم میکرد ، نزدیک شد :-ببخشید ، چه کتابیه ؟دامن سرمه ای ، کفش های قرمز آلبالویی و رژ لبی پررنگ زده بود- رنج های ورتر جوان-وای چقدر من دنبال این کتاب بودماشاره ای به صندلی پشت گلدان روی میز کردم :-بفرمایید … بشینیدبا کرشمه ای صندلی را عقب کشید ، بند کیفش را از شانه بلند کرد و کنار گلدان ...
از زیر درختای زرد رد میشماز زیر تیرای برقصدای گیتار گری تو سرمهکاشی های خیابون بالا پایین میشنلاشون سبزه رشد میکنهماه ازون بالامیاد پایینپایینپایین ترمیخوره تو سرمحالا غمگینمسوز گیتار گریهی گری لعنتیچطور از یه چوب و چند تا سیمهمچین صدایی در میاریروی نیمکت قرمز میشینملابه لای فلزاکاشیا دارن تکه تکه م ...