امروز بعد از ظهر سوار اتوبوس خط واحد شده بودم . منطقه مسکونی ما تقریبا مقداری از مرکز شهر فاصله داره و تقریبا حالت باغ ویلا داره . ساختمان های ویلایی بزرگ در زمین های خیلی بزرگ چند هزار متری با باغ و باغچه و استخر .داشتم با اتوبوس خط واحد می اومدم خونه .نرسیده به ایستگاه خونه ، بلند شدم رفتم جلو و ب ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

«فرار از کتابخانه آقای لمونچلو»؛ جایی که یادگیری در بازی معنا می‌یابد.  اگر کتابخانه‌ای را تصور کنیم که خودش یک بازی بزرگ است، جایی میان خیال و واقعیت، درست شبیه دنیایی که کودکان در آن‌ هم می‌آموزند و هم بازی می‌کنند. چنین جایی همان کتابخانه‌ی عجیبی است که کریس گرابنستاین در رمان محبوب خود، فرار از ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

این‌ها نامه‌ و محتوی نامه‌ای هست که از یکی از دانش‌آموز‌هام گرفتمTT ماجرا از این قراره که پارسال برای اردوی جهادی (تدریس داوطلبانه در مناطق محروم) داوطلب شدم و رفتیم توی یکی از شهرستان‌ها و به روستاهای به غایت دور افتاده که از شانس، دور‌ترین دورافتاده هم افتاد به من به عنوان معلم کلاس پنجم و […] ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

ی مستاجر داریم . مغازه رو بهش اجاره دادم .دیروز رفته بودم در مغازه با مستاجرمون کار داشتم . نبودش . اما شاگردش که یک جوان افغانی هست ، تو مغازه بود .شغل این مستاجر ما هم تقریبا یک شغل تفننی هست و زیاد ضروری مردم نیست .خلاصه این شاگرد افغانی شروع کرد به این که دیگه تابستون شده و مشتری ها کم شدن و این ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

کاش بارانی بباردو اندوه مرادر این جنگل سبز پر درختبشویدکاش بارانی ببارداکنون میان جلگه های فراوانبین کاج های سوزنیگل های سرخ و سفیدو دامنه ای سبزایستاده اممیخواهم بارانی بباردماه را آب کندو سفیدی اش را بر سیاهی بوم حیاتمبگستراندسفر میکنماکنون میان بازارچه هستمصدای شبو قدم های پر هیاهومردی میان قرفه ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

کاش بارانی بباردو اندوه مرادر این جنگل سبز پر درختبشویدکاش بارانی ببارداکنون میان جلگه های فراوانبین کاج های سوزنیگل های سرخ و سفیدو دامنه ای سبزایستاده اممیخواهم بارانی بباردماه را آب کندو سفیدی اش را بر سیاهی بوم حیاتمبگستراندسفر میکنماکنون میان بازارچه هستمصدای شبو قدم های پر هیاهومردی میان قرفه ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

یه چالش باحال بچه ها تدارک دیدن گفتم منم شرکت کنم ، ایده اولیه از مهسا و آیدا خانم بود و اجراشم با آقا بردیا .خب من این کتابامو مثل بچه های نداشتم دوست دارم و اولش تردید داشتم عکسشونو بزارم اینجا ترسیدم چشمشون بزننکتابا رو تقریبا به ترتیب چیدم ترتیب نویسنده ها ، طبقه پایین بیشتر شعره که از فردوسی بز ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

تو اعماق غم و اندوه بودم ، یه آهنگ ملایم با گیتار دم گوشم بود و به ماهی که آروم آروم داشت میرفت زیر ابر سیاه خیره شده بودم ، یه کتابم رو شکمم بود همینطور داشتم فکر میکردم یهو گوشیو برداشتم اومدم ویرگول رفتم دیدم کسی کامنت نذاشته و اینا …. بعد یهو رفتم ناشناس ، یکی از بچه ها طبق معمول رگباری پشت هم ف ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

از توموئه تا سامر هیل!: مقایسه‌ای میان توتو چان و فلسفه‌های نوین آموزشی توتوچان: دخترکی آن‌سوی پنجره اثر تتسوکو کورویاناگی، داستان واقعی دوران کودکی نویسنده است که در مدرسه‌ای خاص و متفاوت به نام «توموئه گاکوئن» در ژاپن تحصیل می‌کرد. این کتاب داستان دختری به نام توتوچان را روایت می‌کند که به دلیل رف ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

لا به لای سیم های گیتاردر هیاهوی کلید های پیانومیان تار های سنتورروی گرد آرشه کمانچهروی چوب درامدردی از من باقی ماندهاین منمجاری میان نوت هاو میخواهم دقیقه ای دور شوممیخواهم برومو دیگر بازنگردمدوست دارم موسیقیمرا به دور ترین کهکشان ببردآنجا پیاده شومو محو شومحاضرم برای چیدن یک سیب بمیرمهمانطور برای ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید