امروز فکر میکنم چهارمین جلسهی کوچینگ رو با یکی از دوستان برگزار کردم. با توجه به اینکه در اقدام کردم ضعف از خودش نشون میداد، ترجیح دادم این جلسه روی اقدام کردن تمرکز کنم، صرف نظر از مشکلات و چالشهایی که در جلسه مطرح میشه. […] ...
حوصله ندارم با اسنپ میرم ...
امروز روز دانشجوئه ولی من اصلا دلم نمیخواست دانشجو می بودم .. ترجیح میدادم الان دفاع کرده بودم و تجدید خاطره میکردم . ولی سال دیگه قطعااا دیگه دانشجو نیستم . قول میدم ...
1. جمعه اعلام کردن که ایلتس کلا تو ایران کنکله 2. بسی زار زدم جون علاوه بر جنبه مالی خیلی حس اسیر بودن تو این جای ک...شر رو دارم حس میکنم حتی جایی که ی کوچولو فک میکردم استیبل هست و نگران بهم ریختنش نبودم!!!! ی شبه ر......................................دن خیلی ناراحتم که اینجا ب دنیا اومدم خیلی متن ...
صبح کله پاچه خوردم 😋 قبلا فقط یکی تیکه سیرابی می خوردم فقط امروز یه تیکه از پاچه هم امتحان کردم.. پشیمون شدم چرا، چرا کولی بازی درآوردم همچین چیز خوشمزه ای نخوردم 😒 البته من فقط کله پاچه ای که مامانم بپزه دوس دارم ولاغیر.. رفتم کارگاه مامان یه ساعت بعد برام چای آورد.. یه ساعت بعد تر برام پفلا آورد.. ...
خاکستری عزیزم، ترم سوم واقعا نفسگیر بود ولی خداروشکر داره کم کم به آخرهاش می رسه. برام دعا کن که با خوبی و خوشی تموم بشه. تلاشم کردم اگرچه هنوز از خیلی ها عقب هستم. شاید به خاطر اینکه تمرکز ندارم، نمی دونم. مقایسه کردن مسمومم می کنه. راه فراری هم نیست دیگه باید تحمل کرد. واقعا هیچ ایده ای برای نوشتن ...
یک خانم جوان در این مجموعه جدید حضور دارد که آوازه باهوشی اش در کل سازمان پیچیده است.کار چندانی با هوش و ذکاوتش ندارم گرچه بعید می دانم آنقدرها هم باهوش باشد.راستش اگر از من در موردش بپرسند و بخواهم صادق باشم، پررویی را به عنوان اولین خصوصیتش برخواهم شمرد.شکر که این اتفاق نمی افتد و اگر هم بیفتد من ...
بسم الله این چند روز که درگیر فصای مجازی و کلاس های انلاین و درگیری با اولیا بودم هیچ کاری نکردم... حتی روزا یادم میرفت موهام شونه کنم... میان وعده پسر بدم...خودمو مرتبکنم...حتی نظم حموم بردن پسرم هم یادم رفته وفی البداهه میبرمش حمام... الان خونه انقد بهم ریخته اس که تو این چند مدت سابقه نداشته انق ...
چون وانمی کنی گرهی خود گره مباش ابرو گشاده باش چو دستت گشاده نیست.. خیلی حرف ها داشتم ولی نمی تونم بنویسم:( ...
اولین باری که هک کردم، برمیگرده به زمانِ نوجوانی! اونجایی که بازیگوشتر و پرانرژیتر و نادونتر از الانم بودم! توی کلوب (شبکه اجتماعی قدیمی که بسته شد) با یه دختری آشنا شده بودم که مثلا دوستش داشتم و اونم دوستم داشت ولی یه مدتی بود سرد شده بود و جوابمو نمیداد! بنابراین تصمیم گرفتم که بدونم چه خبره! ...