ronahi.blogix.ir ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

اینجا دارم می‌نویسم چون حس میکنم جایی رو ندارم که این حرف ها رو بزنم و فقط صحبت کردن راجع بهش ممکنه حال اطرافیانم رو بدتر کنه اما راستش میترسم ترس از دست دادن اطرافیانم رو دارم از اینکه همه چیز از اینی که هست بدتر بشه  طبقات بالایی خونشون آسیب دیده و چون مامان بابام نیستن مجبوریم خونه رو ول کنیم و ب ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

آقای چاووشی چقدر با شرافت بزرگ شدی! البته از شمایی که مولا و پیشوات امیرالمومنین علی علیه السلام هست، کمتر نمیشه توقع داشت. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

امروز احتمالا روز پایانی بلاگ بیان خواهد بود. از جمعه‌ی هفته‌ی قبل که به تصمیم قطعی بلاگ بیان برای پایان دادن به این سرویس پی بردم، تمام تلاش خودم رو به کار گرفتم تا یک نمونه اولیه یا یک سرویس حداقلی برای انتقال فایل پشتیبان وبلاگ‌ها آماده کنم. زمان خیلی کم بود اما خوشبختانه برای امروز، آماده‌ی است ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

توی این مدّت مطلب کم ننوشتم، اما صلاح در انتشارشان ندیدم. آنچه که قابل خواندن باشد نوشتن اختصاصات آقا بود که سرفصل‌هایش را نوشتم و جزئیاتش را هم برای سایت نوشتم که تا الان نصفش را منتشر کرده‌ست. می‌توانید توی صفحهٔ بله یا ایتا مطالب را ببینید. نمی‌دانم ملاحظات دارند برای انتشار باقی‌اش یا نه.  دربار ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

خوابم نمی‌بره. از کنارت که بلند می‌شم، متوجه نمی‌شی. همیشه همینه؛ خوابت که می‌بره، دست‌هات از دورم باز می‌شه. با خودم می‌گفتم که حتما گرمایی هستی، ولی تصویر وقت‌هایی که درجه رادیاتور رو اون‌قدر می‌بردی بالا که حالت تهوع می‌گرفتم از جلوی چشمم کنار نمی‌ره. باید دست بردارم از موشکافی تک‌تک لحظه‌ها و تم ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

سریال می‌بینم و گریه می‌کنم. تو خیابون دست دخترخاله‌م رو می‌گیرم و گریه می‌کنم. عکس پسرخاله‌های کوچکم رو نگاه می‌کنم و گریه می‌کنم. پیام‌هاش رو می‌خونم و گریه می‌کنم. پوشه‌ی دانشگاه رو زیرورو می‌کنم و گریه می‌کنم. به کارهای نصفه‌نیمه فکر می‌کنم و گریه می‌کنم. تلویزیون می‌بینم و گریه می‌کنم. می‌خوابم ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

دیگه خوشبختی کامل شده ... اون از خرداد امسال که جنگ شد که باز 12 روزه تموم شد  دوباره دی و کشته شدن اون همه جوون و غم اونا  قطعی اینترنت  فهمیدن این بیماریم  و الان هم جنگ شدید بین امریکا و ایران    پکیج خوبی نشد؟ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

بعد از سحر باهاش بحث کردم. اصلا نمی‌دونم چرا این‌طوری شد. خیلی عادی داشتیم حرف می‌زدیم، عین قدیم‌ها تقریبا. یه چیزی گفت و یه چیزی گفتم و ته‌ش دلم می‌خواست خداحافظی هم نکنم و فقط بخوابم. خودش هم بی‌خیال درس و فلان شد و فقط گفت «بخوابیم؟» و گفتم «بخوابیم.». گفت فکر و خیال نکن ولی می‌کنم، خوبش هم. خواب ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

دلم برات تنگ شده اما دیگه این رو بهت نمی‌گم، چون خودم عصبی می‌شم. وا، عصبی چرا؟ چون تو هیچ‌وقت دلت برای من تنگ نمی‌شه. چون حس می‌کنم از شنیدنش خسته می‌شی. چون هزار تا چیز دیگه تو کله‌ی من وول می‌خورن که نمی‌تونم به زبون بیارم، چیزهایی که تو نمی‌شنوی و من رو به ستوه می‌آرن. خب بگو، بریز بیرون. سکوت. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید