به یادگار برای تو... در این روزهای کوتاهِ دیماه، که خورشید چون جرقهای زرین در میان دو شبِ بلند آویخته است، به تو فکر میکنم. بیرون از اینجا، رودخانه در زیر تورِ سیاه و ظریف شاخههای عریان، به خوابی سپید فرورفته و دنیا به آرامشی کلاسیک پناه برده است. محبوبم، بگذار برف ببارد و دنیا را چون کیکی خامه ...
این مغازه خیاطی که برای دوختن لباس خودم و حلوا انتخاب کرده بودم در یک لوکیشن مزخرفی است که هم همیشه ترافیک است و هم خیلی از من دور است.بنابراین امروز که در یک اقدام عجیب که مغزم خیلی زود من را بیدار کرد فهمیدم کاسه ای زیر نیم کاسه است و می خواهد من را بفرستد دنبال لباس هایمان.از آنجاییکه من خیلی عا ...
ژانویه روزها کوتاهند و خورشید، چونان جرقهای کمفروغ در میانِ دو تیرگیِ شب آویخته است. ردّپاهای برفی و سنگین بر کفِ اتاق نقش میبندند، و پالتوهای پشمی، پشتهپشته در کنارِ در روی هم میلغزند. رودخانه، گویی در خوابی سپید یخ بسته است و در زیرِ تورِ سیاه و ظریفِ شاخساران، آرام گرفته. آسمان کوتاه است و ب ...
روزِ عید در سپیدهدمِ عید، برف نرم و ضخیم و سیمین بر زمین نشسته بود؛ اما بابانوئل، در سکوتِ شب به دیدارِ ما آمده بود. او جورابِ کوچکِ مرا پر کرده بود؛ میدانستم که فراموشم نمیکند. آه، سپاسگزارم بابانوئلِ مهربان؛ شاید روزی تو را به چشم ببینم. تو همیشه با من چنین رئوف بودهای؛ وقتی روزِ عید فرا میرس ...
اگه یه روزی بچه دار شدم، هر روز بغلش میکنم. هر روز با عشق بهش نگاه میکنم. هر روز دورش میگردم. رفیقش میشم. طوری باهاش رفتار میکنم که مجبور نباشه بهم دروغ بگه. راست درست رو خودم میرم تا اونم یاد بگیره. هر هنری داشت، هر شغلی داشت، هر نمرهای توی درسهاش گرفت مطمئن میشم بدونه از چشم من کافی هستش. اگه یه ...
امشب شب آرزوهاست.. یه روزهایی مثل دیروز، این پست نق نقو پایین رو نوشتم اینقدر از غم پُربودم میگفتم من اصلا آرزویی ندارم! تنها آرزوم سلامتی خانوادمه و بس پس می خوام همین الان دیگه نباشم! بمیرم.. یکم که زمان بگذره روبه راه تربشم بعدکه غرمو زدم، گریه امو کردم سبک شدم الان میگم نه من خیلی آرزو دارم هم ب ...
من خودمو میکشم ... این آخره دنیاس . ...
سه ماه درگیر تایید موضوع توسط استاد بودم، اونقدر اذیت شدم که میخواستم وسط کار استادم رو عوض کنم، ولی به انتخابی که داشتم احترام گذاشتم، به نظرم بین تمام استادهایی که میشناختم برای این کار انتخاب خیلی درستتری بود، به خصوص که میخواستم خودم […] ...
سلام. یکی از دلایلی که این اسم را برای وبلاگم انتخاب کردم این بود که من خیلی بامزهام! به جان شما! حتی وقتی کوه مشکلات و مصائب دارند با من رسما کُشتی میگیرند هم شوخی میکنم و میخندم. زندگی ساده نیست. هر روز از هرگوشهای بلایی سرمان میآید. اگر خودمان هم بخواهیم بدقلقی کنیم که نمیشود! من درس زندگی ...
بسم الله دلم میخواست میتونستم تو این سه ماه ماه رجب و شعبان و رمضان سوره واقعه و الرحمن رو حفظ میکردم... من دلم خیلی چیزا میخواد ولی مگه فقط به خواستنه؟ همیشه بخودم میگم اگه یه روز پیر شدم نور چشام رفت توان گوشم رفت یا جایی بودم که نمیتونستم قران باز کنم..اگر چندتا سوره حفظ باشم میتونم تو دلم بخون ...