روزی که نوشتن این موضوع را شروع کردم، فکر نمیکردم که ممکن است در ادامه داستانی از خودم را بیان کنم. فکر میکردم قرار است یک مطلب کاملا روانشناسی را بنویسم. حرفهای انگیزشی بزنم و احساسات قشنگ و پاپیون زدهای را ارائه بدهم! ولی اینجور نبود. مغز من پر بود از حرف. پر بود از درد. و سرشار از تجربه. احسا ...
سلام. امروز میخواهم یک موضوع باحال بنویسم. طبق معمول ایدهی خاصی ندارم. ولی دوست دارم موضوعش باحال و جالب باشد. چندین سال پیش، یا یک جایی خواندم یا کسی به من گفت. شاید هم در فیلمی دیدهام. درست نمیدانم. ژاپنیها یک ضربالمثل بسیار قشنگ دارند که ترجمهاش میشود: اگر هفت بار زمین خوردی، برای بار هشت ...
من همیشه فکر میکردم برای نوشتن، حتماٌ حتماٌ باید ایده داشته باشی. یک ایدهی ناب و پخته و پدرمادردار. بعد فهمیدم که نه. فقط باید شروع به نوشتن کنی. لعنتی خودش میآید. کلمه پشت کلمه. مغز ما پر از حرف است. گفته و ناگفته. گاهی وقتها هم حرفهای تکراری. مینویسیم که شاید خالی شود. ولی پرتر میشود. خیلی ...
سلام. یکی از دلایلی که این اسم را برای وبلاگم انتخاب کردم این بود که من خیلی بامزهام! به جان شما! حتی وقتی کوه مشکلات و مصائب دارند با من رسما کُشتی میگیرند هم شوخی میکنم و میخندم. زندگی ساده نیست. هر روز از هرگوشهای بلایی سرمان میآید. اگر خودمان هم بخواهیم بدقلقی کنیم که نمیشود! من درس زندگی ...