لباسش را تکاند و گرد آشنای تنفر چکید و در هوا محو شد. آلت قتاله به دور دست پرت کرد و به مقصود کنار زدن پرده اشک، دست خونین، بر صورتش کشید. الفبای اشک ولی، قطره شد و بر گونه خندان لغزید. پایانی در کار نبود. هر پایان آغاز دیگری بود؛ عاقبتی نافرجام برای شروعی مایوس. از زاویه ای نه خیلی دور و نه خیل ...
من دلم نمیخواست که اینطور باشم؛ سرد؟ خشمگین؟ بیتفاوت؟ غمگین؟ نمیدونم اسمش چیه، شاید بشه گفت خالی از حیات. دیشب خوابم نمیبرد. خیلی خسته بودم اما نمیتونستم بخوابم. از اونجایی که من خیلی اهل قرص و مسکن نیستم با یه قرص سرماخوردگی هم میتونم نئشه بشم. یه چیزی خوردم توش همه چیز داشت. ساعت دو بود که ...
یکی از خوبی های نوشتن توو وبلاگ اینه که میری میبینی قبلا چیا نوشتی و کجا بودی!؟ این چند وقت، به لطف آمار گیر وبلاگ و عزیز یا عزیزایی که داشتن آرشیو وبلاگو میخوندن پستای ۵ ۶ سال پیش رو خودمم میخوندم! فکر کنم قبلا گفتم! تقریبا از زمان دبیرستان کارای مختلف میکردم! دوم دبیرستان که بودم کارت شار ...
همه چیز این روزا سریع اتفاق می افته.. از خدا خواستم یا خودش مه رو برطرف کنه یا کمکم کنه زبانم خوب بچرخه تا بتونم برطرفش کنم و نور رو ببینم..گرچه خیلی برام سخت بود.. با دعای شما..مه غلیظ افق رقیق شد و رشته های نور ازش گذشتن و تابیدن به دل من.. چقدر خوبه که نگاه مهربون شما اینجا رو میخونه.. از مه تا ...
ترس برم داشته. از این مواقعی که تشخیص نمیدم ترسم منطقی و بر حقه یا ناشی از تغییرات هورمونی و وسوسه ی شیطان و کم شدن توکلم به خدا؛ اصلا خوشم نمیاد.. نمیدونم تغافل کنم و خودم رو به اون راه بزنم و محل ندم به ترسم..یا روش زوم کنم و تا حل نشده بی خیالش نشم.. من همه جوانب رو بررسی کردم. عقلم_و دلم_ مهر ...
قالب ارکیده تک رنگ بنفش - ریسپانسیو - دوستونه ادامه مطلب ...
دقت کردین 28 ام و 29 ام عهدشکنی کردم و ننوشتم؟ نه. چرا باید دقت کرده باشید خب؟ مگه بی کارید؟؟ :دیییی به هر حال... در شرایطی هستم که نمیتونم ازش بنویسم.لااقل اینجا. باید تمرکز کنم و این برهه از زندگی رو با دقت بگذرونم چون حیاتی و خاص و تکرارنشدنیه و کمی هم برام غیرقابل هضمه ولی خیره انشاالله:) اون ق ...
«قبول نهایی!»؛ این جمله را سایت سنجش پایین کارنامهام نوشته بود. بعد از دو سال سربازیام؛ تنها هدفم رسیدن به همین جملهٔ سبزرنگ بود، و خب بعضی از هدفها و جایگاهها در زندگی هست که باید برایشان از جان مایه گذاشت تا بعداً که ریشمان رو به سفیدی رفت و تارهای موی سفید در میانسرمان میدرخشیدند؛ حسرتش نما ...
لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ، و با استفاده از طراحان گرافیک است، چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است، و برای شرایط فعلی تکنولوژی مورد نیاز، و کاربردهای متنوع با هدف بهبود ابزارهای کاربردی می باشد، کتابهای زیادی در شصت و سه درصد گذشته حال و ...
آخ که چقدر اینجا خاک گرفته ... کسی هست هنوز اینجا رو بخونه؟ یا متروکه شده نجواخونه ؟! پ.ن:آرام کجایی تو ؟ای کاش یه راه ارتباطی درست درمون میگذاشتی اینجوری فایده نداره که ، چقدر با کامنت آخرت انرژی گرفتم راس میگی بخدا . ...