میون شلوغی‌های خونه تکونی، چشمم افتاد به اون کاور مشکی. کاور مشکی گیتارمو میگم. آرزوی بچگیام! یادش بخیر چقدر پول جمع کردم و گرون شد و گرون شد و پول جمع کردن تا که بالاخره زورم به خریدنش رسید! شبی که رفتم از تیپاکس تحویل بگیرمش چقدر ذوق و شوق داشتم!.. رفتم سراغش و زیپشو تا نصفه باز کردم.. شکستگیشو دی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

برای خونه‌ی لیلی تصمیم گرفته بودم تلویزیون بخرم، حتی سیم‌کشی‌های خونه رو هم بر اساس نصب تلویزیون طراحی کرده بودم تا اینکه در مهمونی شب فیلم خونه‌ی مسعود با پروژکتورهای شیائومی آشنا شدم و خوشم اومد. احساس کردم به جای تلویزیون باید این رو بخرم […] ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

فکر می‌کنم اوایل اسفند مامان ازم پرسید برنامه‌ات برای هفته‌ی آخر اسفند چیه؟ منم گفتم نمی‌دونم، خیلی سریع گفت من کاری به بقیه کارهات ندارم، شنبه خونه باش مراسم افطاری داریم. من از برنامه‌هایی که دیگران برام مشخص می‌کنن و مربوط به هفته‌های آینده هستن […] ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

1. یکی از پسرعموهایم داشته است با ماشین پسرخاله اش از خانه خاله اش برمی گشته است اما وسط راه از پسرخاله اش می خواهد او را پیاده کند تا هم از هوای بارانی لذت ببرد و هم پیاده به خانه برگردد.کمی که راه می رود می بیند که یک نیسان به سرعتش به سمتش می آید.می دود و می پرد توی جوب و تصادف نیسان و پسرعمویم ت ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

هرباری که با محمدرضا صحبت می کردیم ، بعید بود از عشقش نسبت به وبلاگ حرفه نزنه. همیشه دنبال راهی بود که بتونه این فضا رو گرم تر کنه. بالاخره پستینا راه اندازی شد و میخواد تبدیل بشه به یک آرشیو کاملی از پست های مفید وبلاگ ! مهم نیست وبلاگ شما روی چه پلتفرم و سایتی باشه . میتونید توی ربات پستینا بصورت ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

یه روز اسفند ماهی بهاری به قول اون نوشته که اسفند موقع استراحته نه بدو بدو 😁🙈 با آغوش باز توصیه‌شو پذیرفتم😇 همه کار خونه رو گذاشتم و وقتم رو گذاشتم برای عملکردن به قولم شاد کردن بچه‌ها... یه اتوبوس نو و بزرگ و خلوت یه اتوبان خلوت یه روز تعطیل و یه شهربازی که منتظره تا دوتا جوجه‌ها رو تو قلب خودش شاد ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

خاکستری عزیزم، تازگی به این نتیجه رسیدم که من روش شکرگزاری خاص خودم رو پیدا کردم و خدا رو به این روش توی قلب و ذهنم شناختم. من دوست ندارم روزه بگیرم، نماز هم که می خونم نمی فهمم که دارم چی میگم و برای چی میگم ولی با این روش دقیقا می تونم بفهمم که چی از خدا می خوام و چی بهش می گم! می خوای به تو هم یا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

طی یک سال گذشته ما چندین بار درگیر موتورخانه ساختمون بودیم ولی همسایه‌ها از انجام کار درست به دلایل مختلف فرار می‌کردند تا همین چند روز پیش که دیگه کلا ترکید. آب گرم و گرمایش ساختمان کلا رفت روی هوا. جلسه‌ فوری برای رفع مشکل […] ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

داداش کوچیک داشتن حس خیلی خوبی داره ، مخصوصا وقتی تو سن بلوغ باشه ، قد و هیکلش دو برابر تو شده باشه ، هی حساسیت های الکی این دوران رو داشته باشه ، مثلا خیلی خجالت بکشه ، خیلی زودرنج و پرخاشگر باشه.. نیما الان تو این وضعیته و منو خیلی یاد دوران بلوغ خودم میندازه ، ولی خیلی پسر بامزه ایه و برعکس من خی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

از آخرین پست سه ماهی می‌گذره. می‌خوام بدون فکر و موضوع خاصی بنویسم. مثلا اینکه من دوست دارم همه چیز رو ثبت کنم، تو گالری، فایل‌های ورد، کانال و اینجا. بعد گاهی می‌گم کاش یه هوش مصنوعی بود هر چی مستندات دارم بهش می‌دادم و مثلا می‌گفت هایلایت‌های ۱۴۰۳ واسه تو این موارد بود. بعد ازش می‌پرسیدم افکارم نس ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید