یک ماه قبل از عید مامان کمردرد شدیدی گرفت، وقتی بردیمش دکتر و امارآی ازش گرفتن، فهمیدیم دیسکش پاره شده! چرا؟ مثل همیشه نمیدونیم، خودش هم نمیدونه. این مدت استراحت کرده بود، من به خاطر اینکه بهش کمک کنم امسال زودتر برگشتم. صبح که از […] ...
زندگی واقعا جالب و غیرقابلپیشبینیه. بعد از اون سه ماه اول تاریک، واقعا فکرش رو نمیکردم، ولی فکر کنم بهترین سال من از زمان دانشجو شدنم بود. اول سال نوشته بودم که امیدوارم ۱۴۰۳ مهربونتر باشه، و واقعا بود. من از نوجوانی وقتی به دانشجو بودن توی تهران فکر میکردم، جزو اولین چیزهایی که براش هیجان داشت ...
یک خانمی آمده بود پیش این رییس اشغالگر تا از چند تا از همکارها شکایت کند که نه تنها کارش را انجام نداده بودند بلکه چای هم نوش جان کرده بودند. اشغالگر دیوانه شد و تلفن را برداشت و به آن همکاران بدبخت لشدید توپید و دستور لاک و مهر کردن آبدارخانه را داد و وعده انتقام سخت هم داد البته. بعد از اینکه اب ه ...
از نظر من اکثرا یا حتی میشه گفت تمامی رنجش ها از نامساوی ها میاد. توی همه جا میتونی ببینی! یکی یه لباس شیک داره، اونی که نداره رنج میکشه! یکی پول داره یکی نداره رنج میکشه. چرا اینو میگم؟ چون هیچوقت ندیدم کسی بیاد از اون دید حرف بزنه. چون رفاه و آسایش جمع شده برای یک درصد جامعه اس که ما داریم رنج میک ...
در عصری هستیم که متاسفانه بنیان خانواده ها متزلزل و تاب آوری طرفین کمرنگ هست حواسمان باشد چه در سمت یه مشاور تحصیلکرده یا دوست و فامیل دلسوز مواظب مشاوره و حرفهایی که میزنیم باشیم بخصوص اگر فرزند یا فرزندانی در کار باشند ،وقتی مشاوره میدهیم حواسمان به فرهنگ و آداب و رسوم باشد حالا اگر مجالی بود در ...
خاکستری عزیزم، داریم به سالگرد یکسالگی تو نزدیک میشیم و من می دونم که خیلی از این بابت خوشحالی! از اینکه یکسال در کنارم بودی و برات نامه نوشتم خوشحالم، اگه تو نبودی من همه این حرفها که توی دلم باد کرده بود و رو برای کی می تونستم تعریف کنم و اون با خیال راحت و بدون قضاوت کردن من بهم گوش بده؟ اگه تو ن ...
بابام اخلاق جالبی داره، تا وسیلهای کامل خراب نشه درستش نمیکنه، البته وقتی هم کامل خراب بشه بازم ممکنه درستش نکنه، بستگی داره به اینکه چقدر نیازش داره. ماشین هم براش اینطوریه، همیشه میگه داره کار میکنه ولی خب با چه شرایطی. چند وقتی بود […] ...
روابط من و پدرم، يك چند درجهای با روابط اكثر دخترها با پدرشان فرق دارد. البته اگر بخواهم دقيقش را بگويم، میشود چند صد درجه، نه يك مقدار جزئی و سرانگشتی.او دوست خوب من است.مثلا يادم است اولينباری كه در ايام جوانی و جاهلی به قول عزيزانِ امروزی "كراش زدم"، رفتم و عكسش را صاف گذاشتم كف دست پدرم تا دي ...
1. یک دستفروشی هست که میوه هایش همیشه خوب هستند.مخصوصا در فصل توت فرنگی بهترین توت فرنگی ها را برای فروش می آورد و از بس من از این آقا توت فرنگی خریده ام دیگر تقریبا آشنا هستیم و در فصل های دیگر هم که گاه گداری مسیرم می خورد از همان جا میوه می خرم و معمولا هم راضی هستم.البته مقداری که اصلا قابل توجه ...
روزهای آخر ساله ، نمیدونم انگار همه خوشحالن من نه . انگار همه موفق اند همه همه چیز دارند من نه ؛ خب چی کار کنم . ندارم دیگه :( امسال هیچی نخریدم ؛ ما که مهمونی نمیریم . نه کسی سراغمونو میگیره نه ما پیگیر کسی میشیم . از همه فامیلا فقط اسمشون مونده . خودمم حوصله ندارم لباس نو برای چی ؟ راستش همه چیز خ ...