امروز صبح زود از خواب بیدار شدیم و رفتیم سمت هیلزگیت یا دروازه جهنم. اسم این پارک از شکاف باریک در صخرهها گرفته شده که زمانی شاخهای از دریاچهای ماقبل تاریخ بوده که انسانهای اولیه در ریفتولی رو تغذیه میکرده. وقتی رسیدیم چند تا از […] ...
امروز هوای کرج بی نهایت عالیه ، هوا ، هوای شماله ، ابری و بارونی، شاعرانه و دوست داشتنی، از صبح یه سری کارای خونه رو انجام دادم ، ساز زدم، کمی یخچال رو تمیز کردم ،با استاد راهنمام صحبت کردم ، به گری و توربو (حلزونام ) رسیدگی کردم ، به گل لیلیومم آب دادم ، الانم میخوام برم دوباره کمی ساز بزنم ، و در ...
امروز یکی از مرغهای خیلی شادم، داشت خیلی شادمانه حموم خاک میکرد توی باغچه، خوشحال بود و میخوند! یکی از معدود مرغهایی که خوندنش اندازه خوندن قناری خوشگل بود! امروز روز تخم کردنش هم بود. رفته بود یه جایی که تخم کنه. هوا گرم شده بود و نتونسته بوده بیاد بیرون. گرما زده شدید شده بود. وقتی فهمیدم که بیه ...
امروز بارون داره میاد از سه صبح پاره مباد حدودا احاذحل دیشب فقط هاله شو میشنیدم. حالا توی تاریکی با صدای بارون میخوابم و به این صدا آگاهم ...
دست هات داغ بود.گرماش رفت توی مغزم و آتیشش زد.افکارم خاکستر شدن، ریختن روی دستاتدستات شد آتیش زیر خاکستر.نشسته بودم زیر سایبون حیاط که تق و تق و تق بارون درشت می افتاد روی حلبی هاش و صدای هر کدومشون مثل فشنگ داغ می نشست تو سینم.خیس خیس خیس بودم چون بارون یک ساعتی بود که می بارید و تا از خونه مهلا ب ...
تعطیلات که برای من بد نبود.اگه بخوام از بین ۱ تا ۱۰ به این تعطیلات نمره بدم. ۷ میدم. یعنی میتونست مفیدتر بگذره اما خب همینطوریش هم خوبه. ...
پشت هر پنجره ی بازی ؛ چاهی عمیق پنهان شده عشقی وجود ندارد ؛ ما فقط درگیر یک بهم ریختگی طولانی مدت هورمونی میشویم این اصلا عادلانه نیست که مرد مهربان خیالم را قربانی پسر خودشیفته ای در واقعیت کنم ...من همچنان در خیال با او زندگی میکنم چرا همیشه عاشق آدمهای دور دست می شوم ؛ آنها که خیلی خیلی بزرگترند ...
خاکستری عزیزم، همینطور که توی عنوان میبینی آخرین روز تعطیلات هم با کلی استرس و فشار و ترس از امتحان گذشت. تفکر اینکه قراره سالهای بعد هم همین وضعیت باشه حالم رو بهم می زنه. امروز بالاخره هم ناراحت بودم، هم استرس داشتم که خوب درس نخوندم و حتما از فلانی عقب افتادم، هم مامانم بحث خانم ش ی ب رو پیش کشی ...
سلام ؛ واقعا بسیار خوش به حال آنهایی که فردا کاری برای انجام دادن دارند ؛ هرچند واقعا درک میکنم که چه قدر از بعدازظهر امروز بابت تمام شدن تعطیلات ناراحت بودند . خوش به حال آدمهای مستقل ؛ دختر های قوی و شاغل که با افتخار دستشان توی جیب خودشان است خواه خیلی پر باشد خواه کم ؛ درود بر همه ی دختر ها . من ...
امروز بازم نماز صبحم قضا شد.روزایی که نماز صبحم قضا میشه حالم خیلی گرفته ست. یعنی شاید خیلی هم خوش بگدرونم اما ته ته دلم خوش نمیشه آخرش.وقتی میبینم خیلی غرق روزمرگی شدم و شدم یکی مثل همونایی که خوشم نمیاد ازشون حالم بد میشه از خودم. دوست دارم داد بزنم.خشمی که از خودم دارمو بیرون بریزم اما همش فریاد ...