در این لحظه ...ذهنم به شدت آشفته اس و احساس میکنم از نظر احساسی فلج شدم و توانایی کنترل کردن همه نوع فکری میاد تو ذهنم رو ندارم.. مثلا اینکه فکر میکنم هیچی این رابطه قرار نیست درست بشه مثلا اینکه فکر میکنم همسر همینه که هست مثلا عیب های همسر بیشتر از خوبی هاش تو ذهنم پر رنگ شده. مثلا فکر میکنم چقد ...
اینجوری نیست که بترسم حتی چیزایی بوده که اینجا نوشتم شده. چیزای منفی برای خودم شده و من شدم چوب جادوی خودم. تو اتاق چراغ زرد مهتابی میچرخه میدونم این سکانس پنکه سقفی میطلبه. شاید گم شدن اسپری و گشتن من اونقدر مهم نیست. امروز قرصمو نخوردم و دو ساعته روی هوا دارم راه میرم جون ندارم ناراحتم میتونم به ...
من همیشه به وبلاگ برمیگردم. فرقی نمیکنه یه نوجوون پونزده ساله باشم که بیام از روزهای مدرسه و خوشحالیهای کوچیکم تعریف کنم یا یه جوون بیست ساله که هنوز هم بین بزرگسالها نمیدونه دقیقاً با زندگیش چیکار کنه اما باز هم دلش میخواد از خوشحالیهای کوچیک زندگی برای آدمها بنویسه. هنوز هم برای آدمهایی ک ...
بازم خیلی اتفاقی تونستم یه وبلاگ قدیمی پیدا کنم😊 چنتا پست رو خوندم حس خوبی داشت کاش یهویی نرن و دیگه برنگردن 🥹 "+راستی اگه اونایی که صداشون میزنی و صداتو نمیشنون یا می شنون و اهمیت نمیدن، یا اهمیت میدن ولی سرشون انقد شلوغه که تو توشون گمی، جوابتو میدادن، بازم میگفتی "چه خوبه که هستی و جواب میدی حتی ...
اولا ببخشید پست قبل بدون ویرایش منتشر شد که یه عالمه مشکل نگارشی و املایی داشت حوصله ام نشد چک کنم. چند تا نکته توی این سفر پررنگ بود: وجود همسفرای جوون وشوخ سختی راه رو آسون میکرد و توی تموم لحظات تقریبا سخت تاخیر و نامناسب بودن اتوبوس یه راهی برای سخت نگذشتن بود و این عالی بود. واسه اولین بار که ...
وقتی همسر نیست احساس میکنم همه چی گل و بلبل و به هیچی نیازی ندارم ورزش میکنم به روتین پوستیم میرسم خلاصه یه لایف استایل تمیز و ناز دارم ولی از روزی که بیاد من نیاز مبرم به قرص اعصاب میکنم تا زمانی که میره... + خواستم بنویسم چیشده اعصابم آروم شه گفتم ولش کن بیا خصوصی سازی رابطه رو یاد بگیریم...و اگر ...
بعد از مدّتها سلام. این سؤال هم واسه باز کردن سر صحبته بیشتر:)) نظر شما چیه؟؟ + میتونید به جای علاقه، عشق رو قرار بدید. ...
عزیزم من واقعا بی اورتینک نمیتونم بخوابم. الآنم دیدم از اون همه وسیله تو کیفم اسپری نوم گمشدهو قشنگ حس بگایی گرفتم اینجوری که باید دوباره بخرم و نمیخوام ولی لازمه. بدتر از اون دارم به این فکر میکنم خیلی چیزاذتو کیفم بود چرا این گم شده کجا گم شده. باید برم بمیرم شاید یکی دست کرده تو کیفم هرچند احتما ...
چی می شد اگه می تونستی بخشی از خاطرات رو برای همیشههه پاک کرد سبک می شدیما.. کاش می شد خانم س میگه سعی کن حداقل به مدت 28 روز پشت سر هم این مدیتیشن رو انجام بدی سعی کن خاطرات بیاری رو باهاش ارتباط بگیری.. بریم برای شروع 28 روز🟠 فقط تمام تلاشم این به آرامش برسم آرامش کامل.. میدونی وقتی علت شادی الان ...
دیشب یه باشه بزرگ گفتم به تمام باید های زندگی. قرص خوابمو لقمه کردم خوب جوییدم و دادم پایین. حدس بزن چی شد! بله. سرکار خانم دوباره (دوباره که چه عرض کنم! حسابش از دستم پریده) اومدی به خوابم. نمیذاری آدم دو دقیقه چشماشو ببنده به همه چی و خیلی چیزا رو از ریشه بزنه قطع کنه. پا که شدم از سر مهربونی های ...