خیلی وقت است از دیدن این فیلم می گذرد اما یک جمله اش چسبیده به ته ذهنم! " همه چیزمون رو اَزمون گرفتن! دیگه نمی ذارم اینم بگیرن!!..." این جمله را ارزه می گوید، و بغض توی گلوی من چنگ می زند. نام فیلم را جستجو می کنم: (داستان یک مادر مجرد که دست پسر نوجواناش را میگیرد تا به دنبال موتور دزدیدهشدهشان ...
مادرم طوری از کا رشی تعریف می کرد که من توی ذهنم فکر می کردم بهترین خیاط خاورمیانه است و بنابراین با اعتماد کامل رفتم و شلوار جین کلاسیکی را که با خون دل و بعد از سالها گشتن در بانه خریده بودم تقدیم دستان هنرمتدش کردم تا به وسیله دستگاه پرسش دکمه شلوار را به منظور گشاد شدن کمی جابجا کند.همین الان بگ ...
هوا بد است... به یک بادبان ببند خودت را که رودخانهی وحشی به انتظار نشسته به عشق گوش نده... زخم میکند بدنت را پرندهایست که بر سیمِ خاردار نشسته به جز سقوط... به جز حسرتِ شکست نخوردن هنوز خاطرهی دیگری به یاد ندارم به من نشان بده ای مرگ، شکلِ واقعیات را به این جماعتِ صدچهره اعتماد ندارم! برای فاص ...
از صبح... نه نه.. از دیشبه انگار یه بچه کوچولو درون من داره گریه میکنه. یه جا مامانش گم شده، یه جا گرسنشه، یه جا توی جنگ توی یه کمد خرابه قایم شده، یه جا بردنش ازش آدرنالین بکشن، صدای جیغ هاش و صدای گریه هاش حتی یه لحظه هم کم نمیشه بلکه بیشتر هم میشه. انگار امروز تمام طرحوارهها توم فعال شده. والد خ ...
تو کلاس هایی که شرکت میکردم میگفت روی آرامش درونی خودتون کار کنید تا خونتون آروم بشه همسرتون بچه آتون آروم باشه جالبه تمام اینارو قبلا خودم بهشون رسیده بودم کلمه به کلمه حرف هایی که میزد... خودم تو تنهایی خودم بهشون فکر کرده بودم و حتی اینجام ثبت کرده بودم اما کو عمل؟ انگیزه کافی موجود نیست. اما به ...
عزیزم کجا رفتی؟ امیدوارم زودی با حال خوب برگردی... ...
ادامه مطلب بیشتر از یه نمه غمگین دوستانی که رمز دارن اگه میرون نیستین نخونید اعصابتون خورد میشه... ثبت موقت می زنم که بعد پاک کنم.. ...
امروز حال و حوصله بیرون اومدن از خونه رو نداشتم، تصمیم داشتم بخوابم، بعد دیدم یکی از دوستام زنگ زد که بیا بریم کافه میخوام بهت ناهار بدم، منم با خودم گفتم حتما یه چیزی شده که میگه الان پاشو بریم بیرون، برای همین رفتم […] ...
عجب هفتهی فوقالعادهای شد، خیلی خوشحالم که هفته رو با یک سوپرایز بزرگ تموم کردم، کارهای روتین مثل نوشتن و خوندن و دیدن و … همیشه بود، کارهای خاص یک هفته رو میتونه جذاب کنه که این هفته این ویژگی رو داشت. حال روحیم تعریفی […] ...
هیولا میگه بیا بازی کنیم. میپرسم چه بازی؟ میگه بیا بخوابیم فردا هر کی بیشتر مرده بود، برندس. میپرسم بیشتر مردن چیه هیولا؟ میگه بیخیال! فکر میکنی نمیشنوم یه شبا از ته دلت دعا میکنی بمیری و فردا باز زنده ای؟ میگم خب؟ مردن از این بیشتر که حتی یه نفر هم نیست صداتو بشنوهه؟ هیولا لیوانشو سر میکشه و م ...