خدایا دیدی 30 دقیقه پیش منو؟ ایقدر بی پناهی دیدم که آدم هایی که توآفریدی که هیچ می ترسم به خود خودت هم بگم تو هم مثل بنده هات جاخالی ​​​​ بدی چرا یادم رفته بود من هیچکسم؟! یادم میره یک با یک دو نمیشه یادم میره یه سری آدما چیزایی درست می کنن که برای بقیه قفل اصلا نددین، نمی فهمن چیه.. یادت باشه خدا ا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

امروز صبح مسعود زنگ زد که کی بیام پیش‌تون گپ بزنیم، منصوره رفته بود کوه، ولی باید این جلسه کاری که قرار بود به مهمونی کاری تبدیل بشه زودتر تشکیل بشه. عصر قرار گذاشتیم، وقتی مسعود اومد بعد از حرف‌های معمولی و روزمره رفتیم سر […] ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

شما بیا بعنوان مخاطب قسمت امشبو بببین. چرا انقدر حوصله مخاطب سر می‌برید. وای صحبت طولانی طنازو علی ده دقیقه تمام اول برنامه. بعد چه جالب که ماهرخ چند وقت مثل سایه بود حالا یوهو ناراحت شده گریه کرده جالب نیست هر کدوم مدتی تو حاشیه امن هستن و میپرن بیرون. چون این اتفاق بین میلاد و ماهرخ افتاد متعجب شد ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

این روزا تقریبا تمام حاشیه رفتن ها و تمام حواس پرتی ها رو به حدقال رسوندم اما بازم به کارهای روزانه ام نمیرسم. و وسط تمام اینا یه پروژه هم قبول کردم! اصلا چرا؟ برای چی؟ چرا باید یه اضطراب و مشغله فکری دیگه به این روزا اضافه کنم؟ شاید هنوزم دارم از درد به درد فرار میکنم ... آرمان گرشاسپی میخونه "برگر ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

امروز تا الان روز من نبوده از خودم و عملکردم بشدت احساس نارضایتی دارم اولا دیشب که خوابم نبرد و دوتا فصل کتاب صوتی آب نبات نارگیلی گوش،دادم دیدم فایده نداره پا شدم یه سر به دختر کوچیکه که داشت درس میخوند زدم ساعت نزدیک به دو صبح بود همون موقع ۱۰سی سی شربت دیفن هیدرامین خوردم و دوباره کتاب صوتی روی ۱ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

این چه عادتیه ماداریم؟ هرچی بیاد تو خونه می خوایم فریز کنیم باقالی، سبزی، حبوبات،. غذای یه هفته بعد رو الان اماده می کنه می ذاره فریزر به گوجه هم رحم نکردین!!! ولمون کنین بابا تا چن وقت دیگه واقعا واقعی طعم غذا ها رو فراموش می کنیم.. قدیم چنتا بچه قد و نیم قد با کلی کار و پخت نون و.. وقت می کردن غذا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

این هفته حال و حوصله رانندگی نداشتم، تصمیم گرفتم با ماشین برم ترمینال، ماشین رو بگذارم اونجا، یک روزه با اتوبوس برم و برگردم. وقتی رسیدم جلوی در دانشگاه داشتم رد می‌شدم که دیدم نیروی حفاظت دانشگاه بهم گیر داد که نمی‌تونی با این شلوار […] ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

موقعیت رییس قدیم خیلی درب و داغان است.فک کن سال‌های رییس بوده باشی بعد یهو پرت شده باشی به یک مخروبه بدون هیچ کار تعریف شده ای.بعد نه تنها اتاق و سیستم و امکانات نداشته باشی،بلکه پناه برده باشی به کارمندی که از روز اول خدمتش رییسش بوده ای و تراژیک ترین قسمت ماجرا آن است که راضی هم باشی! 💎 از نظر ریی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

یک کتابی رو دارم تموم می‌کنم به اسم «ویتگشنتاین، پوپر و ماجرای سیخ بخاری». سال ۱۹۴۶ تو یکی از جلسات هفتگی کمبریج بین ویتگشنتاین و پوپر یه بحثی درگرفته و میگن ویتگنشتاین سیخ بخاری رو به تهدید تو روی پوپر تکون داده (البته روایت‌های مختلف هست). با محوریت این ماجرا، کتاب اومده زندگی این دو تا فیلسوف و ا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

خب..صاف واستا. اونوری نه، این سمت. درست رو به روی در حقیقت ها. خب... آماده ای؟ میخوام در رو باز کنم. چشماتو بپا چون ممکنه اذیت بشن. تو خیلی وقته تو تاریکی بودی و برای خودت نورهای قشنگ قشنگ خیال میکردی ولی نور حقیقت ها ممکنه چیزی نباشه که تو میخوای. حقیقت خودخواهه، براش اصلا مهم نیست تو چی میخوای، چی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید