کاری ندارم به سودا از بعد پارتنر بودنش فقط اینکه من شبیه سودان مثلا وقتیکه ناراحت میشم یکم خودمو نگه میدارم بعد میپرسم مثلا اونجا که گفت فلانی میگه همه دخترا با من بدن. من مثل سودا آدم حساسی هستم و همین باعث شد فکر کنم یعنی من تو مخ هستم اونجوری که طناز تو صندلی داغ گزینه است برای حذف باشه. منم حساس ...
دو تا از همکاران بازنشسته مان در یک روز از دنیا رفتند.حیف که یاد گرفته ایم پشت سر مرده حرف نزنیم وگرنه می توانستم به اندازه یک مثنوی در مورد این دو حقه باز حرف بزنم.اما،خوب می بینید که خودداری کردم و بجای حرف زدن پشت سرشان با سارا در مورد این اتفاق عجیب حرف زدم: - ببین دوتاشون حقه باز عالم بودن و سن ...
لطفا از آدما برای وقت کشی استفاده نکنید. ...
خب من آنفولانزا گرفتم و آنفولانزام مصادف شد به ایام بگایی پی ام اس ، بخاطر همین امروز صبح وسط گلو درد و بدن درد و سینه ای که درد میکرد داشتم گریه میکردم و شاهین اینجوری بود که چی شده از چی ناراحتی ... منم پتو رو کشیده بودم رو سرم و عر میزدم ... کاش یه قرصی چیزی واسه کم شدن این حالت ها پیدا کنم خیل ...
امروز رفتم مراسم خواهر شوهرم انقد تپش قلب دارم واقعا از کار خدا آدم میمونه این بچه مریض جز مادرش کی رو داشت که عاشقانه دوستش داشته باشه و ازش مراقبت کنه ؟ هی خدا ... آدم بودن خیلی سخته کاش برگ گل بودم...کاش سنگ و آب بودم که دل نداشتم.. آدم بودن از همه چی سخت تره +من واقعا نیاز دارم با یکی صحبت کنم ح ...
امشب به حرف دختربزرگم که با زبان بی زبانی بهم فهموند محض رضای خدا یه شب خونه باش موندم خونه و نشستم لیست کارهام رو نوشتم و طبق روال خودم همه ظرفها روگذاشتم توی سینک بعد رفتم گردن بند طبی مو زدم بعد کمربند طبی قشنگ مجهز اومدم و طی یه روتین دوره ای چند تا ظرف میشستم خشک میکردم میزاشتم سرجاشون بعد هم ...
برای دومین بار خواب ترسناک دیدم شبیه همون خواب قبلی بود اینبار حس کردم وقتی خوابم یکی دوتا بازوهاهمو گرفته من صدای نفس کشبدنش می شنیدم جای لمس دستانش حس می کردم و می دونستم این شخص یکی از عزیزانم که فوت شده فقط نمیدونم چرا ترسیدم.. منکه می دونستم کیه کاش می شد بفهمم علت چی بوده شاید می خواسته به من ...
امروز کنار اسم همسر یه آقا گذاشتم گل از گلش شکفت😁 گفت مگه من اقام؟ گفت بله شما آقا و تاج سر منی.. بیشتر گل ازگلش شکفت... اصن تو دهنم نمیچرخه بگم عادت نکردم...اما این ظریف کاری ها کوچولو زندگی رو قشنگتر میکنهمگه نه؟؟ بعدا نوشت:زندگی یه جایی به بعد میره به سمت عادی شدن باید یه تغییراتی ایجاد کرد ...
ده دقیقه اینستا گردی داشتم تا نیم ساعت بعد داشتم گریه می کردم :( یه ماشین سنگین بچه فیل وقتی داشتن با مادرش از خیابون رد می شد زیر گرفته بود و فیلم مادر تا صبح سرش گذاشته بود کنارماشین و تکون نخورد خدامی دونه داشت برای بچه ای چی میگفت... صدای قلب شکسته مادرتا اینجا اومده💔 خدایا هیچ وقت مارو وسیله آز ...
این مدت که مسافرت بودیم بعد اومدنمون هم جفتمون مریض شدیم بعدشم آبجی همسرم فوت کرد در واقع پیش هم بودیم اما پیش هم نبودیم هرکدوم تو یه حال و هوای دیگه بودیم این تجربه باعث شده ۶ صبح از خواب پاشم به این فکر کنم چقد دلم براش تنگ شده... کنارم خوابیده ها اما دلم بازم واسش تنگ شده... به این فکر کنم پس کی ...