ثانیه به ثانیه داریم به 30 تیر نزدیک و نزدیکتر میشیم و من فکرشم نمیکردم اینقدر از تابستون متنفر باشم! همیشه متنفر بودم! به خاطر حساسیتهای فصلی، به خاطر گرمای زیاد، اما 30 تیر قرار بود این نفرتها رو بشوره ببره نه که بیشترش کنه! نشستم توی تاریکی. حالم از خوب بودن خیلی دوره... دارم به این فکر میکنم ...
چند روزی ست که از اعلام آتش بس می گذرد. به قیمت طلا و دلار نگاه می کنم. صدای تند شدن تپش قلبم را می شنوم. با خودم فکر می کنم چند روز ِپیش چه حالی داشتم؟! شب هایی که هر ساعت با هول از خواب می پریدم و خبرها را مرور می کردم... روزهایی که با هر صدای توی اتاق های خانه، از جا می پریدم و تپش قلب می گرفتم.. ...
خاکستری عزیزم، این روزها اینترنت هنوز درست کار نمی کنه. بلاگفا با اینترنت عادی بالا نمیاد و نمی تونم راحت از تلگرام فیلم دانلود کنم و بالا کلی کانفیگ عوض کنم. یادت میاد حدودا ۶ ۷ سال پیش وقتی کلاس هفتم بودم صبا برام دو تا دستبند دوستی بافت؟ حتی طرحشون رو هم یادم مونده. این روزها که خودم با دستبند با ...
در یکی از روزهای جنگ دوازده روزه، عصا وارد اتاق من شد و عجیب ترین سوالی را که میشد متصور شد از من پرسید: - خانم نظر شما در مورد این جنگ چیه؟ صادقانه ترین پاسخ را دادم : - راستش من نه به اینترنت دسترسی دارم نه ماهواره و مجبورم فقط اخبار ایران رو پیگیری کنم و اینا هم که میگن ایران پیروز شده عصا یک ...
هر صدای خاطره انگیز درون ذهنم میرقصد مثل دویدن بین قصه های شبانه قاصدکی بین خواب و بیداری بعد از گذشت همه چیز وقتی به دور دست ها مینگرم صدای پرنده ای کوچک مرا در اغوش میگیرد چیزی که درخشش خود را از دست داده شور و اشتیاقش را عطر یاس لا به لای موهایم میپیچد چیزی در دلم سنگینی میکند مثل خرداد خاکس ...
ولی همسر خیلی عزیز دوست داشتنیه برام. نمیخوام زندگی دیگه ای رو تجربه کنم. همسر همیشهحامی من بوده.. همین خوبه کنار همسرم ...نمیخوام کسدیگه ای باشم.. تنها چیزی که میخوام تغییر بدم خودمم..اونم نه همه چیزم فقط نقاط ضعف بقیه چیزا سرجای خودشون قرار گرفتن به بهترین شکل ممکن. +شاید ده بار دیشب از خواب پا ...
سلام اول دوست عزیزی که پیام دادید بنظرم دوستتون باهات شوخی کرده و حرفش جدی نبوده ؛ پس خودت رو اذیت نکن .اصل کار نادی هست عزیزم. اما حال این روزای همه مون احتمالا شبیه هم باشه .روز جمعه که پیش مادر بودم و البته خیلی هم اذیت نشدم اما من انگار دیگه رمقم خیلی کم شده شاید بخاطر ورزش نکردن و البته هوای گر ...
پدرم مدتیه درگیر مشکلی در کمرشون هستن که هر چی دکتر و آزمایش میرن و انجام میدن تشخیص و درمان موثری اتفاق نمی افته پدرم دیگه خسته شدن از درد و اذیتش و مختل شدن فعالیت های روزمره شون لطفا این شب ها برای پدر منم دعا کنید دوستان ...
امروز تراپیمو کنسل کردم. به خاطر اینکه وقتی پولام کم میشه باید بیشتر از قبل حواسم باشه که چطوری خرج میشن. جلوی خرجهایی که میتونم رو میگیرم تا دوباره رقم مانده کارتم به منطقه امن برسه. برای همین بعد از کلاس ویولن به جای تراپی، قدم میزدم توی خیابونا، یه لحظه توجهم رو یه خانوم و پسر کوچولوش جلب کردن. ...
کاش کتاب ها واقعی بودن و من سر از کتابخونه ی نیمه شب درمیوردم و تک تک حسرت هامو زندگی میکردم میدیدم ارزش حسرت خوردن داره یا نه؟ مثلا اگر برمیگشتم عقب روزایی که تحت فشار روحی زیاد بودم با دو شیفت کار کردن خودمو خفه نمیکردم و میرفتم بدون عذاب وجدان روانکاو یا مثلا شاید تو یه زندگی دیگه بیشتر به اندا ...