امروز با خودم گفتم بد نیست دوباره فیلم «تاپ‌گان، ماوریک» رو ببینم. این فیلم رو چند سال پیش آمریکا برای حمله به تاسیسات ایران ساخته، از کجا مشخصه که ایران هست؟ خیلی ساده است، ایران تنها کشوری هست که هنوز F14 داره، یعنی میشه گفت […] ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

لابه لای تمام تصویرهای بجا مانده از جنگ دوازده روزه، تصویری نیمه شفاف است که خوب به خاطر دارم! نیمه شب بود به گمان. چشم هایم را با وحشت از صدای شلیک پدافندها باز کردم. توی تخت خواب بودیم. رو به روی هم. بلافاصله نگاهم با نگاه جان یکی شد. به هم خیره شده بودیم. او پیش تر از من بیدار شده بود. با نگاه از ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

بنظرم اگه بخوام یک گروه آدم درب و داغون معرفی کنم، اونهایی هستن که پیام هارو دیر سین میزنن  واقعا بدردنخورن ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

یکی از بزرگترین اشتباهات زندگیم آوردن حیوان خونگی بود اسفند ۹۷رفتیم و یه دونه بچه خرگوش کوچولو گرفتیم و تا الان کنارمون بود امشب وقتی داشتم نماز عشا میخوندم یه صدایی اومد یه صدای خیلی شدید بعد نماز رفتم دیدم خرگوشمون دراز افتاده و جون نداره.خیلی شب سختی هست شاید کسی که حیوون خونگی نداشته درک نکنه ام ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

تمام شد. با خودم عهد بسته بودم كه تا همه‌چيز دوباره روبه‌راه نشده، ننويسم. اما تحملم تمام شد.آمدم و دوباره قرار است از غمی كه توی دلم، به دلم چنگ زده است و ولش نمی‌كند، بنويسم. مثل يك سوزنِ قفلی كه به تارهای كم‌رنگ و پودهای ظريفِ يك پارچهء كهنه، قفل شده است. همان‌قدر تيز و همان‌قدر متصل.بنويسم و نشا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

کاش آدم می‌تونست خانواده‌ش رو هم مثل دوستاش، خودش انتخاب کنه. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

به نظر میاد زندگی‌مون به قبل و بعد از جنگ تقسیم شده، اولین شام بعد از جنگ، اولین تهران بعد از جنگ و حالا اولین جلسه حضوری بعد از جنگ. چقدر احساس متفاوتی داشت، آدم‌ها رو در آغوش گرفتن، انگار داشتم با یک نگاه دیگه‌ای […] ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

چه خوبه اینجا رو دارم بدون هیچ بده بستانی از حال همدیگه با خبر میشیم به همدیگه دلداری میدیم .حال همدیگه رو خوب میکنیم به همدیگه امید میدیم .یادم افتاد چند سال پیش که توی یه بخش کار می‌کردم یه مسئول داشتیم خداییش خودش کاری بود اما حس بدی بهت میداد یه کار سخت رو مثلا ۹۷درصد درست انجام میدادی نمی‌دید و ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

دفعه قبلی که پسر مریض بود خیلی محکم بودم این سری خیلی ضعیفم + خدارو هزاران هزار مرتبه شکر من عاشق این زندگی‌ام با تمام تلخی ها و سختی هاش مادر بودن رو همسر بودن رو و هرچیزی که هستم و میخوام باشم با تمام وجود میخوام سختیشم به جون میخرم هیچ اشکالی نداره‌‌.... ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

فکر نمی کردم یه روز اینقدر مرتب و تمیز ومنظم کردن خونه و مخصوصا اتاق و میزکارم برام سخت بشه اینقدر برام سنگین باشه که احساس کنم میخوام جهان رو مرتب کنم این علامت بدیه.نه؟   ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید